نوشته‌ها

عکاس تازه کار

چگونه شبیه یک عکاس تازه کار به نظر نرسیم؟ ۱۰ اشتباه رایج یک عکاس تازه کار

بیشتر اشتباهات یک عکاس تازه کار و کم‌تجربه اشتباهاتی هستند که به‌طور مداوم تکرار می‌شوند.

به یاد داشته باشید که تمام این اشتباهات رایج درصورتی‌که هدف‌مند باشند خالی از فایده نیستند.

اما در این مقاله قصد نداریم به این جنبه از اشتباهات یک عکاس تازه کار بپردازیم، بلکه می‌خواهیم مروری بر رایج‌ترین اشتباهات این هنرآموزان داشته باشیم.

پایه‌ی مهارت‌های شما باید درست و اصولی باشد تا بتوانید آنها را به‌طور موفقیت‌آمیزی دور بزنید و به اسلوب خاص خودتان برسید.

رایج‌ترین اشتباهات تکنیکی عکاس تازه کار

 

۱. اغراق‌آمیز یا غیرواقعی بودن بیش‌ازحدِ رنگ‌ها

معمولا رنگ‌های اغراق‌آمیز و غیرواقعی، انتخاب خلاقانه‌ و چشمگیری هستند.

با‌ این‌حال میان انتخاب آگاهانه‌ی آنها به‌واسطه‌ی تجربه و انتخاب غیرآگاهانه‌ی آنها به‌واسطه‌ی ناآشنایی با گزینه‌های بهتر یا مدیریت ضعیف رنگ، تفاوت قابل‌ توجهی وجود دارد.

نخستین چیزی که به آن نیاز دارید مانیتوری با رنگ‌های کالیبره‌ است.

به عمل تنظیم رنگ‌های نمایش داده‌شده توسط مانیتور، کالیبره کردن رنگ می‌گویند.

نداشتن چنین مانیتوری به‌منزله‌ی چشم‌بسته کار کردن روی عکس‌هایتان است.

درنتیجه ممکن است عکس‌ها در مانیتور خودتان خوب به‌‌نظر برسند، اما وقتی آنها را با دیگران به اشتراک می‌گذارید، در مانیتور آنها چندان خوب نباشند.

پس مشکل، کالیبره نبودن مانیتور است. اگر نتوانید رنگ‌ها یا سایه‌روشن‌های واقعی عکس را ببینید، چطور می‌توانید آن را رتوش کنید؟

اگر گالری عکس‌های یک عکاس تازه کار را دیده باشید، احتمالا متوجه این گرایش خاص می‌شوید که عکاس می‌خواهد عکس‌هایش شبیه نقاشی به‌نظر برسند.

این گرایشِ رایج بسیاری از عکاسان تازه‌‌کار است.

همان‌طور که در مقدمه گفته شد، این قبیل گرایش‌ها ممکن است خوب ا‌ز آب درآیند، اما این گرایش درواقع فقط با زیاد کردن بیش‌ازحد میزان خلوص رنگ (saturation) انجام می‌شود.

شاید با این کار رنگ‌های عکس در مانیتور درخشان‌تر دیده شود یا به‌عنوان یک تصویر بندانگشتی (thumbnail) در فیسبوک چشمگیرتر به‌نظر بیاید، اما درواقع عکس را غیرواقعی می‌کند.

با پرینت گرفتن از عکس، رنگ‌ها از آنچه در مانیتور به‌نظر می‌رسیدند، اغراق‌آمیزتر می‌شوند. وقتی از عکس‌هایی با رنگ‌های طبیعی و ملایم پرینت می‌گیرید، آن رنگ‌ها شگفت‌انگیز و بسیار پررنگ‌تر از آنچه تصور می‌کردید به‌نظر خواهند رسید. گاهی‌اوقات در مانیتور به‌سختی می‌توان متوجه خلوص واقعی رنگ‌های طبیعی عکس شد.

به‌جای بالا بردن میزان خلوص رنگ، عکسی بگیرید که رنگ‌های طبیعی آن در واقعیت اغراق‌آمیز باشند.

سوژه‌ای با رنگ‌ درخشان پیدا کنید که سایه‌روشن‌های کمرنگ آن را احاطه کرده باشند.

در ساعت طلایی عکاسی، یعنی مدت کوتاهی پس از طلوع آفتاب یا پیش از غروب آفتاب که طی آن نور روز قرمزتر و ملایم‌تر است عکاسی کنید تا به‌صورت طبیعی بر غلطت رنگ‌ها افزوده شود.

اگر می‌خواهید تصویر شما شبیه نقاشی باشد، به‌جای بالابردن میزان خلوص رنگ، آن را با رنگ خاصی بپوشانید (overlay).

در روشی دیگر می‌توانید با رنگ‌های ملایم و طبیعی عکس مودی بگیرید (در عکس moody نور و کامپوزیشن با سوژه ترکیب می‌شوند تا تصویری خلق شود که احساسات بیننده را برانگیزد)،

سپس از آن پرینت بگیرید و روی دیوار آویزان کنید، اندکی نور روی آن بتابانید و آن‌گاه به قدرت رنگ‌های ملایم و طبیعی اولیه پی خواهید برد.

با این ترفند عکس شما به نقاشی نیز شبیه می‌شود.

۲. شارپ نبودن عکس‌ها

محو کردن عمدی می‌تواند زیبایی بیافریند، اما یک عکاس تازه کار باید کنترل شارپنِس (sharpness وضوح یا نمایش دقیق لبه‌ها و جزئیات عکس) را بیاموزد.

اگر عکس پرتره می‌گیرید، نقطه‌ی فوکوس باید روی چشم‌ها باشد.

پس چشم‌ها باید بالاترین درجه‌ی شارپنس را داشته باشند، نه بینی یا گوش‌ها.

در موقعیت‌های خاص به فوکوس پیش‌زمینه هم توجه کنید.

در این موقعیت‌ها، فوکوس دوربین سوژه‌ی هدف شما را رها و درعوض روی پیش‌زمینه آن فوکوس می‌کند.

برای رسیدن به شارپنس و کاهش لرزش دوربین دستی، سرعت شاتر باید از فاصله‌ی کانونی حداقل ۱ باشد.

اگر دوربین شما فول فریم با لنز ۵۰mm است، سرعت شاتر حداقل باید یک‌پنجاهم ثانیه و شاید برای ایمن بودن اندکی بیشتر از این مقدار باشد.

در یک سنسور APS-C، ۵۰mm معادلِ لنزهای ۸۰mm و در یک دوربین میکرو چهارسوم (micro-4/3rds)، معادل لنزهای ۱۰۰mm خواهد بود که به سرعت شاتر یک‌صدم (۱/۱۰۰) ثانیه نیاز دارد.

اگر حرکت را در عکس فریز می‌کنید (freezing motion) حتی به سرعت شاتر سریع‌تری هم نیاز دارید.

برای سوژه‌هایی که با سرعت متوسط حرکت می‌کنند، سرعت شاتر یک‌سیصد‌و‌بیستم (۱/۳۲۰) ثانیه خوب است.

برای گرفتن عکس‌هایی با شارپنس بالاتر گاهی باید به بالا بردن ISO (میزان حساسیت سنسور یا سطح حساس فیلم آنالوگ به نور)‌ فکر کنید، به‌ویژه در موقعیت‌های نورپردازی تاریک‌تر و گاها در طول روز.

ایزوی بالاتر امکان استفاده از سرعت شاتر سریع‌تر و روزنه (اَپِرچِر) کوچک‌تر از قبیل f/16 (f- فاصله کانونی و عدد- نسبت f به اَپِرچِر) را فراهم می‌کند تا فوکوس بودن کل تصویر تضمین شود.

عکاس تازه کار

۳. غیرقابل‌ قبول بودن کامپوزیشن

اگر گَری وینوگرَند هستید، می‌توانید تعمدا به عکس‌هایتان انحراف بدهید تا به افکت پرانرژی دلخواه‌تان دست بیابید.

با‌ این‌حال، راست گرفتن تصاویر برای یک عکاس تازه کار ممکن است سخت باشد.

از دریچه‌ی نمایاب دوربین نگاه کنید و ملاکی برای راست کردن تصویر پیدا کنید.

شاید تیر چراغ برق، پیاده‌رو یا یک درخت ملاک شما باشد. دقت کنید که دوربین ممکن است اندکی از سمت راست یا چپ پایین‌تر باشد.

شاید ازنظر شما دوربین از هر دو سمت یکسان به‌نظر ‌بیاید، اما این تصوری است که نباید همیشه به آن پایبند باشید.

شاید یک عکاس تازه‌ کار حتی هنگام ادیت عکس‌های خود نیز متوجه انحراف بسیار کم آنها نشود.

شناسایی و رفع انحراف جزئی تفاوت زیادی ایجاد می‌کند.

نکته‌ی دیگری که یک عکاس تازه کار ممکن است به آن توجه نکند حاشیه است.

درصورت امکان چیزی را در حاشیه‌ی فریم جای بدهید که نگاه بیننده را به خارج از فریم منحرف نکند.

این چیز می‌تواند شاخه‌ی یک درخت، پلکان اضطراری، ساختمان یا هر چیز دیگری باشد.

بخش زائد حاشیه را کات و آن را طوری تنظیم کنید که نگاه بیننده را به درون فریم بکشاند. به لبه‌ی راست تصویر بالا نگاه کنید. رعایت این نکته اهمیت زیادی دارد.

گاهی‌اوقات کامپوزیشن می‌تواند مثل آب خوردن ساده باشد. سادگی خوب است، اما نه همیشه. یک گام به عقب بروید و امکان افزودن موضوعات بیشتر به قاب فریم را بررسی کنید.

با المان‌های بیشتر کامپوزیشن‌های پیچیده‌‌تر خلق کنید. این کار زمینه‌ساز خلق تصاویر بسیار جذاب و گیرا خواهد شد.

مسئله‌ی دیگری که در کار یک عکاس تازه کار هویداست، اتکای بیش‌ازحد او به عکاسی عمودی یا افقی است. ارجحیت دادن خوب است،

اما وقتی یک عکاس تازه کار همیشه یکی از این دو را به دیگری ترجیح بدهد.

بیشتر اوقات به آن معناست که با گرفتن عکس در حالتی که ترجیح او نیست، مشکل دارد.

این‌طور نیست که یک عکاس تازه کار از یک نمای افقی دو عکس عمودی بگیرد، برخی از آنها برای هر نمای افقی شش شات عمودی یا بیشتر می‌گیرند.

رویکرد این عکاسان کم‌تجربه آگاهانه نیست، زیرا صرف‌نظر از موقعیت، ناخودآگاه به این شیوه تمایل دارند.

مهم‌تر از اینها کسانی هستند که جذب یک سوژه می‌شوند، فورا با دیدن آن سوژه از حرکت می‌ایستند، تعدادی عکس می‌گیرند و سپس به راه‌شان ادامه می‌دهند.

کارشان بیشتر شبیه یک حرکت رباتیک است. وقتی سوژه‌ی جالبی نظرتان را جلب می‌کند جلوی خودتان را بگیرید و چند ثانیه به بهترین راه عکس گرفتن از آن فکر کنید.

از خودتان بپرسید: افقی بهتر است یا عمودی؟ بهترین فاصله‌ی کانونی چیست؟ کجا بایستم تا بهترین دید را به سوژه داشته باشم؟ آیا المان‌های دیگری وجود دارند که بتوانم در فریم بگنجانم؟ نورپردازی چطور است؟

۴. نزدیک نبودن به سوژه

به‌نقل از رابرت کاپا (Robert Capa):

«اگر عکس‌های شما به قدر کافی خوب نیستند، به قدر کافی نزدیک سوژه نبوده‌اید».

مثل یک تک تیرانداز از فاصله‌ی دور از سوژه عکس نگیرید. نزدیک شوید و از لنزهایی با زاویه‌ی دید بازتر استفاده کنید که برای عکاسی از پرتره، منظره یا هر نوعی از عکاسی مناسب هستند.

گاهی‌اوقات بهترین کار این است که نزدیک‌تر شوید و از مهمترین چیزی که به‌نظرتان می‌آید به شکل بزرگ در فریم عکس بگیرید.

۵. قابل‌‌قبول نبودن کنتراست، نوردهی و سطوح سیاه و سفید

سایه‌روشن‌های کلی تصویر شما مهم هستند و شما به‌عنوان عکاس تازه کار باید کار کردن با کنتراست، نوردهی، سطوح سیاه و بخش‌های روشن را یاد بگیرید.

همیشه سعی کنید نوردهی دوربین‌تان تا جای ممکن کامل و بی‌نقص باشد.

درست است که بعدا می‌توانید عیب‌ونقص نوردهی را برطرف کنید و شاید در این کار خبره باشید، اما هیچ‌ چیزی جای تنظیم درست نوردهی دوربین را قبل از عکاسی نمی‌گیرد.

به این نکته هم فکر کنید که آیا لازم است تصویر بسیار تاریک یا بسیار روشن باشد یا خیر.

تنظیم درست کنتراست کار سختی است.

مراقب باشید در تنظیم آن افراط نکنید، چون این اشتباهِ بسیار رایجی است.

کنتراست یکسان برای تمام عکس‌ها هم درست نیست، زیرا مقدار کنتراست مورد نیاز به نوردهی صحنه بستگی دارد.

یک عکاس تازه کار ممکن است به کنتراست بیش‌ازحد کم یا بیش‌ازحد زیاد گرایش پیدا کند.

گاهی بالا یا پایین بودن بیش‌ازحد کنتراست به‌خاطر مانیتور است، اما در باقی موارد عکاس مقصر است.

داشتن سیاهی و سفیدی در عکس‌هایتان خوب است.

بیشتر اوقات نیاز دارید سایه‌ها یا بخش‌های روشن دارای جزئیاتی باشند، اما نواحی سفید نگاه‌ها را به خود جلب کنند و نواحی سیاه زمینه‌ی تصویر باشند.

۶. اِچ‌دی‌آر ناشیانه

اچ‌دی‌آر (HDR) می‌تواند با دقت و ظرافت ساخته شود که در این‌صورت شگفت‌انگیز خواهد شد.

باوجوداین، بیشتر اچ‌دی‌آرهایی که می‌بینیم چنان افراطی ساخته شده‌اند که رنگ‌های آنها با واقعیت فاصله‌ی زیادی دارد؛ حتی مصنوعی هم به‌نظر نمی‌رسند و «بد» بودن تنها چیزی است که می‌توان درباره‌ی آنها گفت.

هیچ نقطه‌ی تاریک یا سیاه و نقطه‌ی نورانی یا سفیدی ندارند.

حتی دیده شده که کل تصاویر فقط تن‌های متوسط (Mid-tones: طیفی از سایه‌روشن‌ها بین نقاط روشن و نقاط تیره) دارند.

شما می‌توانید میزان روشنی و تاریکی تصویر را متعادل کنید تا جزئیات بهتر جلوه کنند و به محدوده‌ی دینامیکی بهتری برسید. سعی کنید خط باریک میان واقع‌گرایی و خوب به‌نظررسیدن را پیدا کنید.

رتوش کردن (retouching)، پیدا کردن همین خط باریک و منحرف نشدن از آن است.

عکاس تازه کار

رایج‌ترین اشتباهات مفهومی

 

۷. نداشتن محتوا

عکاسی از زیبایی‌ها، نورها و رنگ‌ها بسیار مهم است، اما گاهی اوقات تصاویر فاقد محتوا هستند.

عکاسی حرفه‌ای ترکیبی از فرم و محتواست. اگر عکاس تازه کار هستید، سعی کنید تصاویر زیبا را با یک موضوع جالب ترکیب کنید.

به موضوعات، ایده‌ها یا احساساتی فکر کنید که بتوانید آنها را در قالب تصویر به نمایش بگذارید.

موضوعی را بیابید که برای خودتان جذاب است و آنگاه با اندیشیدن به آن به سراغ عکاسی بروید.

۸. منسجم نبودن عکس‌ها

شما می‌توانید از سوژه‌های بسیار متنوعی عکاسی کنید و به‌عنوان یک عکاس تازه کار سبک‌های مختلف عکاسی را امتحان کنید، فقط فراموش نکنید که این سوژه‌ها و سبک‌ها را در گروه‌های منسجم سازماندهی کنید.

سعی کنید این گروه‌ها ظاهری منسجم توأم با یک احساس کلی و محتوای مرتبط داشته باشند.

انسجام با تجربه به‌دست می‌آید، پس هرقدر بیشتر عکاسی کنید، تمایل شما به فکر کردن درباره‌ی انسجام بیشتر خواهد شد.

به جریان عکسی به عکس دیگر توجه کنید.

مطلب مرتبط: آموزش عکاسی با موبایل

۹. افراط در عکس‌های سفر و تفریط در عکس‌های محلی

بسیاری از افراد فقط در سفر عکاسی می‌کنند. مهم نیست کجا زندگی می‌کنید یا چقدر سرتان شلوغ است، از هر کجا که هستید عکس بگیرید.

اگر نمی‌توانید دوربین‌ را همه جا با خودتان ببرید، از دوربین گوشی همراه‌‌تان استفاده کنید که این روزها کیفیت‌شان مثال‌زدنی شده است.

تصمیم بگیرید هر هفته ۲۰ دقیقه حین وقت ناهار یا بازگشت از محل کار به خانه، در پارکینگ، در کنجی از شهر و خیابان‌ها یا در سوپرمارکت عکاسی کنید.

شک نکنید اگر به محیط اطراف خود نگاه دقیقی بیندازید، سوژه‌های جالبی پیدا می‌کنید، فقط کافی است بیرون بروید و برای دیدن وقت بگذارید.

۱۰. انباشت عکس‌ها

زیاد عکس گرفتن بد نیست، اما از ادیت کردن به بهترین شکل ممکن غافل نشوید.

چه کسی وقت می‌کند از میان میلیون‌ها عکس پیش‌پاافتاده به دنبال بهترین‌ها بگردد؟ چنانچه کسی هم مجبور به این کار شود، به احتمال زیاد بهترین عکس‌ها را لابه‌لای عکس‌های معمولی گم می‌کند.

عکس‌های معمولی نه فقط در گالری یک عکاس تازه کار ، بلکه در گالری همه‌ی عکاسان وجود دارد، اما عکاسان حرفه‌ای این قبیل عکس‌ها را از نظر پنهان می‌کنند.

پس لطف کنید و فقط بهترین‌ عکس‌هایتان را برای دیگران به‌نمایش بگذارید تا بیننده خواهان دیدن عکس‌های بیشتری از شما باشد، چون در غیر این‌صورت برای بازدید مجدد به گالری شما بازنمی‌گردد.

به‌‌نظر شما اشتباهات دیگری هم وجود دارند که باید به این فهرست اضافه شوند؟

برگرفته از: digital-photography-school.com