نوشته‌ها

۵ کمپین موفق رسانه‌های اجتماعی که می‌توانند الگو باشند

آیا می‌دانید ۷۸٪ از کسب و کارها برای رسانه‌های اجتماعی‌شان تیم‌های تخصصی دارند؟ این رقم که در سال ۲۰۱۲ برابر با ۶۷٪ بود، نشان می‌دهد سازمان‌ها مدتی است به قدرت این رسانه‌ها برای جذب و تعامل با مشتری‌ها پی برده‌اند. اما خبر بد چیست؟ براساس گزارش موسسه وبیکوئیتی (Webbiquity)، تعدادی برابر با ۸۳٪ از مشتری‌ها اعلام کرده‌اند از بازاریابی رسانه‌های اجتماعی تجربه‌ی بدی دارند. تمام صاحبان کسب و کارها می‌دانند بازاریابی رسانه‌های اجتماعی کاملا به نفع مجموعه است، اما چطور می‌شود تاثیر این کمپین ها را افزایش داد و برای کاربر تجربه‌ی بهتری ایجاد کرد؟ اهدافمان چیست و چطور باید به آنها برسیم؟ در ادامه قصد داریم ۵ کمپین موفق را که در پلتفرم‌های اجتماعی مختلف، از فیسبوک گرفته تا توئیتر و اینستاگرم، کاربران بسیاری را جذب خودشان کرده‌اند بررسی کنیم. مهم نیست کسب و کارتان اخیرا وارد دنیای بازاریابی رسانه‌های اجتماعی شده است یا مدت مدیدی است در این زمینه تجربه دارید، این ۵ کمپین موفق کمک می‌کنند برای راه‌اندازی کمپینی که مخاطب را تحت تاثیر قرار بدهد، اطلاعات ارزشمندی پیدا کنید.

مطلب مرتبط: دستورالعمل تضمینی برای ایجاد یک کمپین کسب و کار موفق

۵ کمپین اجتماعی تاثیرگذار و درس‌هایی که برای کسب و کارها دارند!

۱. داچیا (Dacia)

پلتفرم مورد استفاده: فیسبوک

درباره‌ی شرکت:

داچیا (از زیرشاخه‌های رنو)، یکی از برندهای خودروی اروپا با رشدی بسیار سریع است. این شرکت که بیشتر به خاطر نسبت قیمت-به-ارزش فوق‌العاده‌ی خودروهایش مشهور شده است، تعداد مشتریانش را در طول سه سال اخیر به ۶۰ هزار نفر رسانده است.

هدف:

به دست آوردن مشتری‌های بالقوه و شناساندن برند به مردم

راه حل:

داچیا با استفاده از پست‌های ارتقاء یافته‌ی (بوست شده) فیسبوک، تبلیغات مربوط به ساندرو، لوگان و مدل‌های استپ‌وی را بهتر نمایش می‌دهد؛ شرکت هم روی کاربران دسکتاپ و هم کاربران موبایل‌ها تمرکز دارد و با بررسی داده‌های مربوط به فعالیت‌های سابق کاربران، تست‌های گسترده‌ای اجرا می‌کند تا تاثیر تبلیغات روی مشتریانی که در هر مرحله از چرخه‌ی خرید قرار دارند بهینه‌سازی شود.

نتایج:

* کاهش ۴۵ درصدی هزینه (به ازای مشتری بالقوه) در مقایسه با تبلیغات نمایشی استاندارد

* افزایش ۲۷ امتیازی در به خاطرسپاری تبلیغات توسط مشتری‌ها

* افزایش ۶ امتیازی در محبوبیت برند

* افزایش ۶ امتیازی در تمایل به خرید

بخش عمده‌ی مشتری‌هایی که تست می‌کنیم را از برنامه‌ی تولید مشتری بالقوه‌ی فیسبوک به دست می‌آوریم.

– آنتوان هری، مدیر ارتباطات دیجیتال رنو

نکات کلیدی:

کمپین تبلیغاتی فیسبوک، ابزار مناسبی برای ایجاد مشتری بالقوه است که کمک می‌کند مخاطب تبلیغات را به خوبی به یاد بسپارد. پیام رسانی ما درصورتی که مداوم باشد، مخاطب را مستقیما هدف بگیرد و به محتوای فید مرتبط باشد، باعث می‌شود با بازدهی بالا، مشتری بالقوه به دست بیاوریم و محبوبیت برند را هم افزایش بدهیم.

۵ کمپین اجتماعی تاثیرگذار و درس‌هایی که برای کسب و کارها دارند!

۲. تی وایبز (TVibes)

پلتفرم مورد استفاده: فیسبوک

درباره‌ی شرکت:

تی وایبز شرکتی منحصربه‌فرد است که به مشتری‌ها امکان می‌دهد بااستفاده از ویدئوهای موبایلی خود (که در فضای ابری ذخیره کرده‌اند)، کانال‌های تلویزیونی مخصوص به خودشان را ایجاد کنند. این شرکت سال ۲۰۱۴ شروع به کار کرد، مدتی بعد یعنی سال ۲۰۱۵ یک اپلیکیشن موفق برای iOS راه‌اندازی کرد. این روزها هم به خاطر امکان انتخاب مخاطب که به کاربرانش می‌دهد مشهور شده است.

هدف:

فعال و وفادار کردن کاربران اپلیکیشن؛ هدف از کمپین تی وایبز این بود که مشتری‌ها را به استفاده از اپلیکیشن برای ذخیره‌ی ویدئوهای موبایلی خود تشویق کنند. باتوجه به اینکه فیسبوک در زمینه‌ی ایجاد مشتری بالقوه جزء پلتفرم‌های پیشرو است، موسسان مجموعه تصمیم گرفتند از این غول شبکه‌های اجتماعی برای افزایش عضویت‌ها و بالا بردن تعداد فالوئرهایشان استفاده کنند.

راه حل:

یوری و گیلاد (Uri & Gilad)، دو موسس تی وایبز، می‌دانستند باید سایتی مثل فیسبوک را در اپلیکیشن اجتماعی‌شان یکپارچه کنند تا فالوئرها بتوانند اکانت ایجاد کنند، وارد سایت شوند و کانال‌هایی که آشنایان‌شان ایجاد کرده‌اند را بررسی کنند؛ تمام این فعالیت‌ها از صفحه‌ی خانه‌ی فیسبوک اتفاق می‌افتد. موسسان مجموعه برای اینکه گروه‌های هدف‌گذاری شده‌ی کاربران را تشویق به عضویت در سایت کنند، از تبلیغات نصب اپلیکیشن روی موبایل استفاده کردند و کاربران را براساس نحوه‌ی پاسخ‌شان به تبلیغات ویدئویی مرتب کردند و با استفاده‌ی هوشمندانه از برنامه‌ی مخاطبان مشابه، برای بهینه‌سازی کمپین، استراتژی فوق العاده‌ای تدوین کردند.

نتایج:

* ۵۰ درصد از نصب‌های جدید برنامه از طریق فیسبوک اتفاق می‌افتند

* ۱۰ درصد افزایش در میزان وفاداری کاربران و نرخ تبدیل مشتریان، ناشی از نصب برنامه‌ی از طریق فیسبوک

* ۲۰ درصد افزایش در تعامل مشتریان فیسبوکی

تبلیغات‌مان در فیسبوک، هم در قالب «هزینه به ازای هر نصب» و هم «نرخ مشارکت» و «نرخ فعالیت» کاربران، تا به حال موثرترین روش برای دستیابی به کاربران بوده است.

– یوری اشنایدر، موسس و مدیرعامل تی وایبز

نکات کلیدی:

مشتری‌های بالقوه‌ای که از طریق کمپین های فیسبوک به دست می‌آیند، با احتمال بیشتری با مجموعه تعامل می‌کنند و در بلندمدت وفادار می‌مانند. کمپین های تبلیغات ویدئویی، جزء استراتژی‌های ارزشمند بازاریابی هستند که روی تعداد مشتریان جدید و مشتری‌های بلندمدت تاثیر بسزائی می‌گذارند.

۵ کمپین اجتماعی تاثیرگذار و درس‌هایی که برای کسب و کارها دارند!

۳. ردبول (Redbull)

پلتفرم مورد استفاده: اینستاگرم

درباره‌ی شرکت:

ردبول که بیش از ۲۸ سال است مشتری‌هایش را قرص و محکم حفظ کرده است، سال ۲۰۱۵ به عنوان هفتاد و ششمین برند قدرتمند دنیا در سایت Forbes لیست شد. نوشابه‌ی انرژی‌زای این شرکت در بیش از ۱۷۰ کشور جهان مصرف می‌شود، درنتیجه جای تعجب نیست که ردبول تا امروز بیش از ۶۰ میلیارد قوطی نوشابه در سرتاسر دنیا فروخته باشد. این برند از سال ۱۹۸۷ که شروع به کار کرد، تا امروز ۴ طعم مختلف انرژی‌زا به بازار عرضه کرده تا رضایت تمام سلیقه‌ها را جلب کند.

هدف:

شناساندن هرچه بیشتر برند به مردم؛ کمپین اینستاگرم سعی داشت انرژی‌زای جدید ردبول با طعم میوه‌های استوایی و با برچسب تابستانه را در بازار استرالیا بیشتر جا بیندازد.

راه حل:

ردبول با تمرکز ویژه روی بحث سادگی و توسعه‌ی برند، کمی قبل از عرضه‌ی محصول تابستانه‌اش، تیزرهای تبلیغاتی پروموشنال پخش کرد و راه را برای کمپین اصلیش هموار کرد. برای اینکه توجه مخاطبان به طراحی جدید قوطی‌ها جلب شود، روی تصاویر و ویدئوهایشان یک فیلتر زرد انداختند تا یادآور روزهای تابستان باشد. نتیجه هم این بود که هشتگ این تابستان، درباره‌ی ردبول دو برابر سایر رقبایش استفاده می‌شد.

نتایج:

* افزایش ۱۰ امتیازی در میزان به یاد ماندن برند در ذهن مخاطب

* افزایش ۹ امتیازی در محبوبیت مجموعه

* کاهش ۷ امتیازی در میزان نامتقاعد بودن بازار

* دستیابی به ۱/۲ میلیون مشتری

نکات کلیدی:

کمپین هایی که در سایت‌های رسانه‌های اجتماعی راه‌اندازی می‌شوند، بازار بسیار بزرگی در اختیار دارند؛ قدرتی که اینستاگرم در جذب مشتری‌های فعال دارد هم به نوبه خودش حائز اهمیت است. برای استفاده از تمام ظرفیت کمپین های اجتماعی در اینستاگرم، باید دقیقا بدانیم مشتری‌ها در این شبکه چه رفتارهایی دارند و براساس آن رویکردمان را انتخاب کنیم؛ رویکرد ردبول در این زمینه، استفاده از هشتگ‌های این تابستان بود.

۵ کمپین اجتماعی تاثیرگذار و درس‌هایی که برای کسب و کارها دارند!

۴. گلو (Glu)

پلتفرم مورد استفاده: اینستاگرم

درباره‌ی شرکت:

گلو موبایل یکی از منتشرکننده‌های مشهور بازی‌های دستگاه‌های هوشمند است که از سال ۲۰۰۱ تاکنون مشغول فعالیت است. بازی‌های مجموعه مثل دیر هانتر (Deer Hunter)، گان بروز (Gun Bros) و زامبی دفنس (Zombie Defense)، معمولا روی بحث مالکیت معنوی تمرکز دارند. بازی‌های فریمیوم (Freemium) شرکت روی سیستم‌های عامل iOS، Android، ویندوز و مک اجرا می‌شوند و انبوهی از مخاطبان را هدف می‌گیرند.

هدف:

افزایش تعداد نصب برنامه؛ گلو تصمیم داشت تعداد نصب‌های بازی جدیدش یعنی داینر دش (Diner Dash) که سال ۲۰۱۶ عرضه کرده بود را بالاتر ببرد؛ تیم بازاریابی مجموعه می‌دانست باید طیف بزرگتری از مخاطبان را هدف‌گذاری کند. کمپین اینستاگرم هم به صورت آزمایشی اجرا شد تا مشخص شود این پلتفرم برای جذب کاربر جدید مناسب است یا خیر.

راه حل:

گلو موبایل با مجموعه‌ی ریفیول فور (ReFUEL4) وارد همکاری شد تا خیل عظیم کاربران اینستاگرم را جذب کند؛ تعدادی تصویر تبلیغاتی هوشمندانه ایجاد کردند که یک سرآشپز را به همراه تعدادی از آیتم‌های بازی داینر دش به نمایش می‌کشید. دکمه‌ای که کاربر را دعوت به نصب بازی می‌کرد، باعث شد تعداد نصب‌های اپلیکیشن واقعا بالا برود. گلو برای توسعه‌ی کمپین خود حتی از ویرایشگر و مدیر تبلیغات فیسبوک هم استفاده کرده تا بتواند زنان ۱۸ تا ۴۵ ساله را هدف‌گذاری کند.

نتایج:

* افزایش ۳۹ درصدی نسبت به کمپین اینستاگرم قبلی

* ۸۰۰ هزار بیننده‌ی تبلیغات در سرتاسر کمپین

نکات کلیدی:

اینستاگرم ابزار فوق العاده‌ای است که کمک می‌کند به مخاطبان جدید دسترسی پیدا کنیم. درصورتی که در پست‌ها کاربر را دقیقا به خواسته‌ی مورد نظرمان تشویق کنیم، مشتری به احتمال بیشتری راضی به انجامش می‌شود.

۵ کمپین اجتماعی تاثیرگذار و درس‌هایی که برای کسب و کارها دارند!

۵. گرل اسکاوتس (Girl Scouts)

پلتفرم مورد استفاده: توئیتر

درباره‌ی شرکت: سازمان غیرانتفاعی گرل اسکاوتس ایالات متحده نزدیک به ۱۰۰ سال پیش، با خانمی که معتقد بود هر دختری درونش قدرتی دارد، شروع به کار کرد. بعد از شکل گیری نخستین گروه گرل اسکاوتس در سال ۱۹۱۲، مجموعه روز به روز بزرگتر شد و به دختران کمک کرد علاقه‌ی قلبی، استعداد و توانایی‌هایشان را پیدا کنند. بیشتر مردم سازمان گرل اسکاوتس را به خاطر کلوچه‌هایشان می‌شناسند که با فروش آن برای امور خیریه سرمایه جمع می‌کنند.

هدف:

تشویق مردم به دانلود اپلیکیشن؛ تیم رسانه‌های اجتماعی مجموعه متوجه شد بسیاری از مشتری‌ها برای پیدا کردن نماینده‌ی گرل اسکاوتس، زمان پخش کلوچه‌ها مشکل دارند. به همین خاطر می‌خواستند هم تعداد دانلودهای اپلیکیشن موبایلی کلوچه‌یاب گرل اسکاوتس را بالاتر ببرند و هم اینکه به کاربران امکان بدهند از وبسایت رسمی مجموعه، به دنبال مکان‌های پخش کلوچه بگردند. با این کار هم درآمدزایی سازمان افزایش پیدا کرد، هم کار مشتریانی که می‌خواستند کلوچه بخرند راحت‌تر شد.

راه حل:

مجموعه در کمپین توئیتری که برای نصب برنامه به پا کرده بود، از یک اپلیکیشن کارت استفاده کرده بود تا کاربرها به راحتی اپلیکیشن کلوچه‌یاب گرل اسکاوتس را از اکانت توئیترشان دانلود و باز کنند. نتیجه این بود که نرخ تبدیل مشتری‌ها به شکل قابل توجهی افزایش پیدا کرد.

نتایج:

۱۹۵۰۰ بار نصب اپلیکیشن از طریق توئیتر

توئیتر برای ما گزاره‌ی ارزشی منحصربه‌فردی دارد، چون مشتری‌هایمان کاربران فعالی هستند و ۲۴ ساعته با گوشی همراهشان کار می‌کنند. گزارش نرخ تبدیل مشتری‌ها که توئیتر در اختیارمان می‌گذارد هم واقعا دقیق است. استفاده از واسط کاربری کاملا راحت است و کمپین در کمتر از یک روز از مرحله‌ی ایده‌پردازی، راه‌اندازی می‌شود. درکل توئیتر گزینه‌ی بسیار مناسبی است.

– کایلا سانتالا، استراتژیست دیجیتال ارشد مجموعه گرل اسکاوتس ایالات متحده

نکات کلیدی:

با اضافه کردن تصاویر به اپلیکیشن کارت‌های توئیتر، می‌توانیم به مشتریان بالقوه‌مان نشان بدهیم محتوای اپلیکیشن موردنظر به چه صورت است. در این صورت کاربران می‌توانند خیلی راحت، از طریق خودِ توئیت، به اپلیکیشن دسترسی پیدا کنند.

در طول این مطلب، ۵ کمپین رسانه‌های اجتماعی موفق را که در طول سال‌های اخیر سر و صدا به پا کرده‌اند، بررسی کردیم. این مثال‌ها نشان می‌دهند بازاریابی شبکه‌های اجتماعی تا چه حد ارزشمند است و در ایجاد مشتریان بالقوه، شناساندن برند به مردم، و افزایش فروش چه تاثیری دارد. برای برنامه‌ریزی کمپین بعدی خود این نکات کلیدی را به یاد داشته باشید!

 

برگرفته از: digitalmarketinginstitute.com

۱۰ اصل بازاریابی شبکه های اجتماعی

۱۰ اصل بازاریابی شبکه های اجتماعی

درصورتی که از قدرت بازاریابی شبکه های اجتماعی و محتوا به خوبی استفاده کنیم، می‌توانیم حجم مخاطبان و مشتریانمان را به صورت پیوسته، افزایش بدهیم. اما اگر در این زمینه تجربه و تخصص قبلی نداشته باشیم، برای شروع ماجرا با چالش بزرگی روبرو هستیم. باید دقیقا با اصول بازاریابی شبکه های اجتماعی آشنا باشیم. به کمک این ۱۰ اصل اساسی می‌توانیم کیفیت فعالیت‌های بازاریابی‌مان را بالاتر ببریم و در فضای آنلاین حضور گسترده‌تری داشته باشیم؛ می‌توانیم شالوده‌ی مستحکمی داشته باشیم که به مشتری‌ها و برندمان کمک کند و باعث سودآوری بیشتری شود.

۱. اصل گوش دادن

برای موفقیت در بازاریابی شبکه های اجتماعی و محتوا، باید کمتر صحبت کنیم و بیشتر گوش بدهیم، محتوای آنلاین مخاطب هدفمان را به دقت بخوانیم و در گفتگوهایشان مشارکت کنیم تا بفهمیم چه چیزی برایشان اهمیت دارد. فقط در این صورت می‌توانیم محتوایی تولید کنیم که برای کاربر ارزشمند باشد و باعث ایجاد احساس سردرگمی نشود.

۲. اصل تمرکز

بهتر است روی حوزه‌ی کاری مشخصی تمرکز کنیم تا اینکه به شکل نامشخص فعالیت‌های پراکنده داشته باشیم. درصورتی که تمرکز استراتژی بازاریابی محتوا و شبکه‌های اجتماعی‌ روی تقویت برند باشد، شانس موفقیت نسبت به حالتی که استراتژی عمومی باشد و در تمام زمینه‌ها حرکت کند، بیشتر است.

۳. اصل کیفیت

کیفیت همیشه مهم تر از کمیت است. بهتر است ۱۰۰۰ خواننده‌ی آنلاین داشته باشیم که محتوا را واقعا بخوانند و به اشتراک بگذارند تا اینکه ۱۰ هزار بازدیدکننده داشته باشیم که پس از اولین بازدید، غیب‌شان بزند.

۴. اصل بردباری

موفقیت در بازاریابی محتوا و شبکه های اجتماعی یک شبه به دست نمی‌آید. البته در موارد استثنائی ممکن است موفق شویم توجه تعداد زیادی از مخاطبان را یک باره جلب کنیم، اما در حالت کلی باید برای یک بازه‌ی بلندمدت فعالیت کنیم تا به نتایج دلخواهمان برسیم.

۵. اصل رشد تصاعدی

درصورتی که محتوای باکیفیت و تاثیرگذار تولید کنیم و فالوئرهای آنلاین مشتاق و علاقمندی داشته باشیم، مطمئنا هرکدام از فالوئرهایمان محتوا را در وبلاگ‌ و شبکه های اجتماعی خودشان به اشتراک می‌گذارند و تعداد بینندگان محتوا به صورت تصاعدی افزایش پیدا می‌کند. بعد از اینکه محتوا در سطح وب به صورت گسترده پخش شد، موتورهای جستجو مثل گوگل هم، در جستجوهای کاربران برای کلمات کلیدی، محتوا را نمایش می‌دهند. درنتیجه احتمال اینکه خیل عظیمی از افراد، محتوایمان را در سایت‌های مختلف پیدا کنند، بسیار زیاد می‌شود.

افزایش مخاطبان در شبکه های اجتماعی

مطلب مرتبط: شبکه های اجتماعی و ۱۰ اشتباه مهلک که برای بازاریاب ها گران تمام می‌شوند

۶. اصل افراد تاثیرگذار

باید به اندازه‌ی کافی وقت بگذاریم تا متوجه شویم در بازار موردنظرمان، کدام افراد تاثیرگذارتر هستند، مخاطبان مناسبی دارند و احتمالا به محصولات و خدماتمان هم علاقمند هستند. باید به این افراد ارتباط برقرار کنیم و این ارتباط را قوی‌تر کنیم. اگر محتوای تولیدی ما از نظر این افراد مفید و کاربردی باشند، احتمال دارد آنها را با فالوئرهایشان به اشتراک بگذارند و در نتیجه کسب و کارمان را به قشر وسیعی از کاربران جدید معرفی کنند.

۷. اصل ارزش

اگر تمام وقت‌مان را در شبکه های اجتماعی به تبلیغ محصولات و خدماتمان بگذرانیم، مخاطب خیلی زود خسته می‌شود. صحبت‌هایمان باید ارزش داشته باشند. باید توجه‌مان را بیشتر به تولید محتوای تاثیرگذار و تقویت ارتباطمان با مخاطب منعطف کنیم؛ در این صورت افراد تشویق می‌شوند داوطلبانه به دوستان و آشنایانشان محصولمان را معرفی کنند.

۸. اصل احترام

مطمئمنا اگر مشتری به صورت حضوری به شرکت‌مان مراجعه کند، محترمانه برخورد می‌کنیم، اما به مخاطبان آنلاین هم نباید بی‌توجهی کنیم. یکی از مهم‌ترین عناصر برای موفقیت در بازاریابی شبکه های اجتماعی، تقویت ارتباط است؛ باید تمام مخاطبانی که به صورت آنلاین به کسب و کارمان نزدیک می شوند را جدی بگیریم.

۹. اصل در دسترس بودن

نباید بعد از انتشار محتوا غیبمان بزند؛ باید در دسترس مخاطب آنلاین باشیم؛ باید به شکل پیوسته محتوا منتشر کنیم و در گفتگوهای کاربران مشارکت داشته باشیم. اگر چند هفته یا چند ماه از دسترس خارج شویم، فالوئرهای آنلاین خیلی زود جایگزین‌مان می‌کنند.

۱۰. اصل ارتباط متقابل

نمی‌توانیم از افراد توقع داشته باشیم محتوایمان را به اشتراک بگذارند و تبلیغ کنند، اما خودمان برایشان کاری نکنیم. باید بخشی از وقت‌مان در شبکه های اجتماعی را به صحبت درباره‌ی محتوای تولید شده توسط افراد دیگر و به اشتراک گذاری آن اختصاص بدهیم.

برگرفته از: entrepreneur.com

شبکه های اجتماعی و ۱۰ اشتباه مهلک که برای بازاریاب ها گران تمام می‌شوند

شبکه های اجتماعی و ۱۰ اشتباه مهلک که برای بازاریاب‌ها گران تمام می‌شوند

درحال حاضر بیش از ۲/۶ میلیارد نفر از دست کم یکی از شبکه های اجتماعی استفاده می‌کنند. احتمالا این آمار تا سال ۲۰۲۱ حدود ۱۵٪ افزایش پیدا کند و به بیش از ۳ میلیارد نفر برسد.

بازاریابی شبکه های اجتماعی جزء ابزارهای قدرتمندی است که به بازاریاب‌ها امکان می‌دهد به مخاطب آنلاینشان وصل شوند. شبکه های اجتماعی هم به کسب و کارها درمورد کاربران داده‌های غنی می‌دهند، هم اینکه کمک می‌کنند به راحتی مشتریان ایده‌آلشان را هدف‌گیری کنند. لینکدین به کسب و کارها داده‌های غنی استخدامی می‌دهد، فیسبوک و اینستاگرم اطلاعات عمومی مردم را دراختیار بازاریاب‌ها قرار می‌دهند و اسنپ چت کمک می‌کند تبلیغاتشان را براساس موقعیت جغرافیایی کاربر نمایش بدهند. بسیاری از برندها موفق شده‌اند با استفاده از همین رسانه‌های اجتماعی کسب و کارهای درجه یک بسازند. اما برخی هم اشتباهات زیر را مرتکب شده‌اند و نتوانسته‌اند آنطور که باید و شاید به مخاطب آنلاینشان مرتبط شوند.

 

۱. تمرکز روی شبکه های اجتماعی متعدد و مختلف

اصولا برای خبره شدن در هر زمینه‌ای، از جمله بازاریابی شبکه های اجتماعی ، باید تلاش و تمرکز کافی داشته باشیم. کسب و کارهایی که تیم‌های بازاریابی کوچک دارند، نباید توجهشان را به شبکه های اجتماعی متعدد و مختلف پراکنده کنند؛ درواقع باید یک یا دو شبکه اجتماعی که با اهداف کسب و کارشان همخوانی بیشتری دارند را انتخاب کنند و در همان موارد عمیق‌تر شوند. در فیسبوک روزانه بیش از ۳۰۰ میلیون تصویر آپلود می‌شود؛ هر ۶۰ ثانیه ۵۱۰ هزار نظر ارسال می‌شود و بیش از ۱۰۰ هزار استتوس به روز رسانی می‌شوند. برای موفقیت در بازاریابی شبکه های اجتماعی باید در یک پلتفرم خاص خبره شویم تا بتوانیم توجه کاربران را به خودمان جلب کنیم؛ مطمئنا برای اینکه به این درجه از مهارت و خبرگی برسیم، باید زمان کافی صرف کنیم و تلاش مستمر داشته باشیم. حتی تیم‌های کوچک بازاریابی هم اگر پلتفرم اجتماعی صحیحی انتخاب کنند، می‌توانند به مرور زمان مهارتشان را توسعه بدهند و سایر پلتفرم‌ها را هم امتحان کنند.

در فیسبوک روزانه بیش از ۳۰۰ میلیون تصویر آپلود می‌شود؛ هر ۶۰ ثانیه ۵۱۰ هزار نظر ارسال می‌شود و بیش از ۱۰۰ هزار استتوس به روز رسانی می‌شوند.

۲. بی‌توجهی به فالوئرهای وفادار در شبکه های اجتماعی

درک سیورز (Derek Sivers)، در صحبتهایش در کنفرانس تد درخصوص نحوه‌ی شروع تحرک‌ها در شبکه های اجتماعی عنوان کرد حرکت‌ها را لزوما رهبران بزرگ راه نمی‌اندازند، بلکه فالوئرهای وفادار هم می‌توانند شروع کننده‌ی حرکت‌ها باشند. این قبیل فالوئرها می‌توانند فالوئر جدید جذب کنند و به اعضای جدید هم اطمینان خاطر بدهند حرکت شروع شده ارزشمند است. برندها هم باید به همین صورت ارزش فالوئرهایشان را در شبکه های اجتماعی درک کنند؛ اگر تعدادی از کاربران به صورت مداوم از محتوا استقبال می‌کنند و با سایر کاربران به اشتراکش می‌گذارند، باید به نحوی مورد قدردانی قرار بگیرند. مثلا می‌توانیم برایشان ایمیل تشکر ارسال کنیم یا در شبکه های اجتماعی سپاسگزاریمان را در قالب یک پست ویژه نشان بدهیم.

بی‌توجهی به فالوئرهای وفادار در شبکه های اجتماعی

مطلب مرتبط: ارتباط احساسی مصرف کنندگان با برندها چیست؟

۳. تقلید کردن از برندهای دیگر در شبکه های اجتماعی

شاید کپی کردن استراتژی شبکه های اجتماعی برندهای دیگر وسوسه‌کننده به نظر برسد، اما واقعیت این است که تقلید کردن از سایر برندها در عمل کاری بی‌فایده است. رسانه های اجتماعی طوری طراحی شده‌اند که به کاربر محتوای جدید و غیر قابل پیش بینی ارائه کنند تا مخاطب با آن همراه بماند.

براساس اصول روانشناسی شبکه های اجتماعی ، شرکت‌ها باید به کاربر محتوای متنوع ارائه کنند. اصولا برندهایی که در سطح اینترنت سبک مستقل و منحصربه‌فردی دارند، نسبت به برندهای دنباله رو فالوئرهای بیشتر و فعال‌تری جذب می‌کنند. اسلک (Slack) جزو شرکت‌هایی است که با سعی و تلاش فراوان موفق شده در شبکه های اجتماعی برای خودش سبک ویژه‌ای ایجاد کند، به همین خاطر توانسته در توئیتر ۳۱۱ هزار نفر فالوئر بسیار فعال به دست بیاورد. اگر این آمار را با شرکت رقیب اسلک یعنی یامر (Yammer) مقایسه کنید متوجه می‌شوید به خاطر نداشتن سبک خاص در شبکه های اجتماعی، تعداد فالوئرهایش ۷۸٪ کمتر است.

 

۴. بی‌توجهی کردن به داده‌ها‌ی آنالیز شبکه های اجتماعی

تکنیک‌های بازاریابی مدرن، از قبیل بهینه سازی وب سایت و بازاریابی شبکه های اجتماعی اصولا مبتنی بر داده هستند. درنتیجه مدیران شبکه های اجتماعی باید داده‌ها را به دقت جمع آوری و تحلیل کنند تا مشخص شود فالوئرها چطور به محتوا واکنش نشان می‌دهند، چون درغیر این صورت نمی‌توانند تصمیم بگیرند چطور باید استراتژی خود را تغییر دهند تا نتایجشان بهبود پیدا کند.

این موضوع اصولا در تمام شبکه های اجتماعی و به خصوص در اینستاگرم مهم است. بازاریاب‌ها می‌توانند با سرمایه گذاری روی ابزارهای آنالیز اینستاگرم بررسی کنند بهینه‌ترین زمان برای پست کردن محتوا و بهترین نوع محتوا چیست و درباره‌ی سایر متغیرها هم اطلاعات به دست بیاورند.

 

۵.   برداشت اشتباه درباره مخاطبان هدف شبکه های اجتماعی

هاب اسپات (HubSpot) سال ۲۰۰۶ تاسیس شد و در آن زمان کاملا ناشناخته بود؛ اما امروز یک شرکت سهامی عام ۱/۳ میلیارد دلاری است. عامل موفقیت شرکت این بوده که خودش را وقف مشتری‌ها کرده است؛ حتی برای این کار در جلساتش یک خرس تدی به اسم مالی (Molly) هم حضور دارد که نماینده‌ی مشتری‌ها است. شرکت ویژگی‌ها و خصوصیات مالی را می‌داند و هنگام تصمیم‌گیری، مالی را که عضوی از تیم مشتری‌هاست درنظر می‌گیرد تا منافع مشتری هم حفظ شود. این درک مشتری به هاب اسپات کمک کرده تا در شبکه های اجتماعی محتوای مناسبی منتشر کند و مشتری ایده‌آلش را به راحتی جذب کند. بازاریاب‌های شبکه های اجتماعی هم باید مثل مدیران ارشد کسب و کارها مخاطب هدفشان را بشناسند تا بتوانند راحت تر رسانه های اجتماعی مناسبشان را انتخاب کنند و برای هر برند، سبک منحصر به فرد و خاصی انتخاب کنند.

 

۶. دست کم گرفتن قدرت ویدئوها در شبکه های اجتماعی

براساس گزارش سایت Social Media Examiner، ۶۰٪ از بازاریاب‌های شبکه های اجتماعی معتقدند محتوای ویدئویی مهم‌ترین نوع محتوای بصری است، چون فالوئرها را کاملا درگیر خود می‌کند. گزارش سایت هاب اسپات هم نشان می‌دهد ۵۵٪ از افراد از محتوای ویدئویی به صورت کامل استفاده می‌کنند، درنتیجه به نظرشان ویدئوها بیشتر از سایر انواع محتوا توجه مخاطب را جلب می‌کنند.

مطلب مرتبط: رسانه های اجتماعی تا سال ۲۰۱۸ و بعد از آن به کجا می رسند؟

۷. برخورد یکسان با تمام شبکه های اجتماعی

هیچکدام از شبکه های اجتماعی مثل هم نیستند، درنتیجه نباید با تمام آنها به یک شکل برخورد کنیم. افراد مختلف از شبکه های اجتماعی مختلف استفاده می‌کنند و توقع دارند روی هر پلتفرم محتوای خاصی ببینند. مثلا نمایش آگهی استخدامی روی اینستاگرم واقعا عجیب است، اما همین آگهی روی لینکدین کاملا نرمال است. بازاریاب‌ها باید تعداد محدودی از شبکه های اجتماعی را انتخاب کنند و سعی کنند در هرکدام بهترین و مناسب‌ترین نوع محتوا را منتشر کنند.

برخورد یکسان با تمام شبکه های اجتماعی

۸. تصور اینکه کارمندان جوانمان شبکه های اجتماعی را بهتر مدیریت می‌کنند

اصولا افراد جوانتر از شبکه های اجتماعی بیشتر استفاده می‌کنند. داده‌های بیشتر مراکز تحقیقاتی از قبیل PEW هم این مطلب را تائید می‌کنند. اما این دلیل نمی‌شود که به جوان‌ترین عضو تیم بازاریابی خود اختیار بدهیم تا استراتژی شبکه های اجتماعی مجموعه را تدوین کند. بازاریابی شبکه های اجتماعی هم باید مثل سایر فعالیت‌های بازاریابی خود اصول مشخصی داشته باشد. تیم باید پروفایل مشتریان هدف را دقیقا بررسی کند و بعد از انجام تحلیل‌های رقابتی، برای برندمان سبک و سیاق خاص و مشخصی تعریف کند. در مرحله‌ی آخر باید یکی از مدیران مجرب را که در زمینه‌ی رسانه های اجتماعی هم تخصص دارد انتخاب کنیم تا برنامه‌ی تعریف شده را عملیاتی کند.

 

۹. تمرکز صرف روی رشد ارگانیک شبکه های اجتماعی

با هزینه کردن در شبکه های اجتماعی می‌توانیم معیارهای هدف از قبیل تعداد فالوئر و میزان مشارکت کاربرانمان را به صورت موثر و بهینه افزایش دهیم. درصورتی که استراتژی رسانه‌های اجتماعی‌مان ارگانیک باشد، می‌توانیم آن را تکمیل کنیم و در کنار استراتژی فعلی، از استراتژی‌های پولی هم کمک بگیریم. مثلا درصورتی که مدیر شبکه های اجتماعی‌مان برای تهیه‌ی محتوا زحمت زیادی کشیده باشد و مطمئن باشد کاملا مورد توجه مخاطب قرار می‌گیرد، می‌تواند با پرداخت هزینه و تبلیغ محتوا، جامعه‌ی مخاطبانش را بزرگ‌تر کند.

 

۱۰. آموزش ندادن و تبدیل نکردن کارمندان به فروشنده در شبکه های اجتماعی

تمام کارکنان شرکت این توانایی را دارند که از طریق رسانه‌های اجتماعی با مشتریان هدف ارتباط برقرار کنند. باتوجه به اینکه اکثر کارکنان از این شبکه‌ها به دلایل شخصی استفاده می‌کنند، منطقی است که آموزش ببینند تا از طریق این شبکه‌ها با مشتریان بالقوه‌ی کسب و کار هم وارد ارتباط شوند. رسانه های اجتماعی در سراسر جهان روز به روز بزرگتر می‌شوند؛ این روزها که گزینه‌های هدف‌گذاری مشتری‌ها اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند، شبکه های اجتماعی هم به کانال‌های اصلی بازاریاب‌ها برای هدف‌گذاری بدل شده‌اند.

 

بازاریاب‌ها برای موفقیت در این مسیر باید تاحد ممکن مرتکب این اشتباهات نشوند. باید دقیقا درک کنند هدفشان از استفاده از کانال اجتماعی موردنظر چیست و چطور باید به هدف تعیین شده برسند.

برگرفته از: entrepreneur.com

چرا گوگل پلاس هنوز هم ابزار بازاریابی مهمی است؟

چرا گوگل پلاس هنوز هم ابزار بازاریابی مهمی است؟

 گوگل پلاس در طول چند سال اخیر، رقابت سنگین شبکه‌های اجتماعی را به رقیب اصلی‌اش یعنی فیسبوک واگذار کرده است. تنها فایده‌اش هم برای کسب‌وکارها این شده است که به‌ازای وقت ارزشمندی که هدر می‌دهند، پروفایل گوگل پلاس‌شان به‌عنوان اولین نتیجه‌ی جستجو نمایش داده شود. مسأله‌ی غم‌انگیز همین است که بسیاری از سازمان‌ها به گوگل پلاس به این چشم نگاه می‌کنند و تصور می‌کنند این پلتفرم هیچ ارزشی ندارد، غافل از اینکه گوگل پلاس یکی از ابزارهای مهم بازاریابی است.

نکته‌ی جالب در مورد آغاز به کار گوگل پلاس

بد نیست برای شروع، تاریخچه‌ی تأسیس پلتفرم اجتماعی گوگل را با هم مرور کنیم. گوگل پلاس ماه ژوئن ۲۰۱۱، یعنی ۵ سال بعد از اینکه فیسبوک به‌جز دانشجویان، در اختیار مردم عادی هم قرار گرفت، منتشر شد. چهار هفته بعد، همان روزهایی که کاربران برای عضویت در این سرویس دعوت‌نامه لازم داشتند، تعداد کاربران گوگل پلاس ۲۵ میلیون نفر و تعداد کاربران فیسبوک ۲۵۰ میلیون نفر شده بود. ژانویه ۲۰۱۲ بود که گوگل پلاس در اختیار تمامی کاربران بالای ۱۳ سال قرار گرفت و هیچ نیازی هم به دعوت‌نامه نبود. گوگل اصولا مایل نبود روی سرویس خود نام «پلتفرم اجتماعی» بگذارد و از همان ابتدا گوگل پلاس را «جزو اکستنشن‌های گوگل» طبقه‌بندی می‌کرد. البته جزئیات این موضوع از بحث ما خارج است؛ فعلا بهتر است ببینیم چرا گوگل پلاس تا این حد مهجور شده است؟

آمار اشتباه

آمار اشتباه از کاربران گوگل پلاس

گوگل پلاس به‌صورت رسمی اعلام کرده است که ۲ میلیارد نفر کاربر دارد که تعدادشان از کاربران هر شبکه‌ی اجتماعی دیگری بیشتر است. بااین‌حال بخشی از مشکلات امروز به‌خاطر همین آمار اشتباه است. این ۲ میلیارد اکانت، فقط به این خاطر ایجاد شده‌اند که اکانت‌های جی‌میل صاحبان‌شان به‌صورت اتوماتیک به اکانت گوگل پلاس لینک می‌شود؛ درنتیجه واضح است که این جی‌میل است که چند میلیون کاربر دارد.

آمار و ارقام نشان می‌دهند ۹۰ درصد از اکانت‌های گوگل در طول عمرشان روی گوگل پلاس هیچ پستی نگذاشته‌اند و تنها ۵ میلیون نفر به‌صورت مستمر از این شبکه‌ی اجتماعی استفاده می‌کنند. بنابراین عجیب نیست که بسیاری از کمپانی‌ها برای انتخاب ابزار بازاریابی اینترنتی، گوگل پلاس را جدی نگیرند. این روزها که تعداد شبکه‌های اجتماعی محبوب سر به فلک می‌کشد، لزومی ندارد بازاریاب‌ها زمان ارزشمندشان را روی چیزی تلف کنند که بازگشت سرمایه نداشته باشد. اما با تمام این اوصاف، در ادامه‌ی مقاله می‌بینیم که هنوز هم نباید در استراتژی بازاریابی‌مان از گوگل پلاس غافل شویم. اولویت گوگل پلاس برای کمپین بازاریابی ما، باید به اندازه‌ی اولویت فیسبوک و توئیتر باشد. باور نمی‌کنید؟ پس بهتر است درباره‌ی گوگل پلاس چند نکته بشنوید که واقعا برای کسب‌وکارتان مفید است:

۱. گوگل پلاس جزو اکستنشن‌های جی‌میل است

گوگل پلاس زیرمجموعه‌ای از اکستنشن‌های جی‌میلبهتر است قبول کنیم که تقریبا همه به نحوی از جی‌میل استفاده می‌کنند. جی‌میل بهترین سرویس رایگان ایمیل دنیاست که تا ماه می سال گذشته بیش از ۹۰۰ میلیون کاربر داشت. از این تعداد کاربر، ۷۵ درصدشان جی‌میل را روی دستگاه‌های موبایل یا تبلت‌شان باز می‌کنند. این آمار و ارقام مطمئنا برای هر کسب‌وکاری مهم است. اما صبر کنید! اینکه تعداد زیادی از کاربران از نسخه‌ی موبایلی جی‌میل استفاده می‌کنند، چه اهمیتی دارد؟ این روزها حدود ۶۰ درصد از افراد برای خرید اینترنتی صرفا از موبایل استفاده می‌کنند. این رقم روزبه‌روز هم بیشتر می‌شود. احتمالا این قضیه برای کسب‌وکارهای حوزه‌ی تجارت الکترونیک واقعا جذابیت دارد! اگر در گوگل پلاس حضور قدرتمندی داشته باشیم، شانس پیدا می‌کنیم تا با ۷۵ درصد از ۹۰۰ میلیون کاربر جی‌میل که ۶۰ درصدشان از طریق موبایل یا تبلت خرید می‌کنند، ارتباط برقرار کنیم.

درصورتی که تعداد فالوئرهای گوگل پلاس ما زیاد و محتوایی که در اختیارشان قرار می‌دهیم باکیفیت باشد، می‌توانیم خیلی راحت نظر این حجم قابل‌توجه از خریداران را به خودمان جلب کنیم. نکته‌ی جالب دیگر اینکه، تمام برنامه‌های گوگل (مثل جی‌میل، گوگل پلاس، گوگل‌هنگ‌اوت) طوری طراحی شده‌اند که خیلی راحت با یکدیگر کار کنند؛ درنتیجه احتمال اینکه کاربران روی پروفایل ما مکث کنند و محتوای آن را بررسی کنند واقعا زیاد است.

۲. گوگل پلاس شبکه‌ی اجتماعی نیست

گوگل پلاس را با شبکه‌های اجتماعی اشتباه نگیریدمشکل بسیاری از کسب‌وکارها با گوگل پلاس این است که سعی می‌کنند با این سرویس هم مثل سایر شبکه‌های اجتماعی رفتار کنند. ازآنجاکه گوگل به‌صورت رسمی اعلام کرده که قرار نیست گوگل پلاس هم سایت اجتماعی باشد، کمپانی‌ها هم نباید چنین رویکردی داشته باشند. بیشتر کاربران پست‌های گوگل پلاس را فقط نگاه می‌کنند! به همین خاطر چون فعالیت چندانی نمی‌کنند، نمی‌توانیم مثل سایر شبکه‌های اجتماعی با مخاطب ارتباط فعال برقرار کنیم. درنتیجه، بهترین راه برای استفاده از گوگل پلاس به‌عنوان یک شبکه‌ی اجتماعی احتمالا این است که به صورت یک پل، بین ما و شبکه‌ی اجتماعی دیگری که کاربران فعال دارد قرار بگیرد. توجه داشته باشید که کاربران در گوگل پلاس فعالیت چندانی ندارند، بنابراین باید محتوای جالب‌توجهی در اختیارشان قرار بدهیم تا ترغیب شوند و از طریق سایر کانال‌های ارتباطی به ما متصل شوند.

۳. صفحات گوگل پلاس معمولا ابتدای نتایج جستجو قرار می‌گیرند

کنترل سیستم‌هایی که ترتیب نمایش نتایج جستجو را مشخص می‌کنند، به صورت کامل در اختیار خود گوگل قرار دارد.  درنتیجه تعجبی ندارد که هنگام جستجوی نام یک کمپانی، اولین نتیجه‌ای که ببینیم پروفایل گوگل پلاسش باشد. در چنین وضعیتی بهتر است یک پروفایل کامل با محتوای درجه‌یک داشته باشیم تا اگر کاربران به صورت ناخواسته روی همان نتیجه‌ی اول کلیک کردند، نظرشان درباره‌ی کمپانی مساعد شود. نکته‌ی دیگر اینکه اگر پروفایل گوگل پلاس ما درست و حسابی باشد، نظر crawler های گوگل درباره‌ی سایت اصلی مجموعه هم مثبت می‌شود. مثلا اگر صفحه‎ی گوگل‌پلاس ما واقعا محبوب باشد، اما وضعیت سئوی سایت متوسط باشد، ارزیابی کلی گوگل از سایت ما، نسبت به حالتی که پروفایل گوگل پلاس ضعیفی داشته باشیم، واقعا بهتر می‌شود.

۴. دیدگاه‌های کاربران گوگل پلاس، پیش از دیدگاه‌های یلپ نمایش داده می‌شوند

دیدگاه‌های کاربران گوگل پلاساگر قرار باشد از کل این مقاله یک نکته دستگیرتان شود، باید این باشد که دیدگاه‌های گوگل پلاس واقعا مهم هستند. همان‌طور که احتمالا می‌دانید، پروفایل گوگل‌پلاس معمولا به همراه دیدگاه‌ (Review) کاربران نمایش داده می‌شود و بسته به تعداد دیدگاه‌های موجود، ممکن است بالاتر از پروفایل یلپ مجموعه نشان داده شود. درنتیجه اگر دیدگاه‌های پروفایل یلپ ما واقعا قوی هستند، باید سعی کنیم دیدگاه‌های گوگل پلاس‌مان هم درست و حسابی باشند. از طرف دیگر اگر کسب و کاری روی یلپ دیدگاه‌های ضعیفی داشته باشد، می‌تواند از این فرصت به خوبی استفاده کند؛ چون اگر دیدگاه‌های گوگل پلاس مجموعه مساعد باشند، دیگر لازم نیست نگران دیدگاه‌های یلپ که در ادامه به کاربر نمایش داده می‌شوند باشید. توجه داشته باشید گوگل صراحتا اعلام نکرده که دیدگاه‌ها روی رتبه‌ی سایت تأثیر می‌گذارند، ولی به‌هرحال واضح است کاربری که به دنبال خدمات یا محصولات ما می‌گردد، پیش از هر چیز نگاهی به دیدگاه‌های مشتریان سابق ما می‌اندازد. درصورتی‌که روی پروفایل My Business گوگل دیدگاه‌های گوگل‌پلاس نداشته باشیم، مطمئنا مشتریان احتمالی مجموعه، به سراغ رقبای ما که رتبه‌ی بالاتر و دیدگاه‌های بیشتر و مثبت‌تری دارد می‌روند.

۵. گوگل همیشه حاضر و ناظر است

بازاریاب‌ها خوب می‌دانند «محتوا شاه است» و گوگل هم واقعا قدرتمند است. درصورتی‌که از سرویس‌های خود گوگل به صورت صحیح و کارآمد استفاده کنیم، نظر گوگل درباره‌ی مجموعه‌ی ما مساعد می‌شود و سئوی سایت ما یک پله ترقی می‌کند. در دنیای بازاریابی اینترنتی، مهم‌ترین نکته این است که سعی کنیم مشتریان ایده‌آل‌مان همان لحظه که به کسب‌و کار ما نیاز دارند، آن را پیدا کنند. بهترین راه برای رسیدن به این هدف هم این است که استراتژی سئوی سایت واقعا مفید و موثر باشد.

سنجش بازگشت سرمایه از حوزه‌ی مارکتینگ رسانه‌های اجتماعی

سنجش بازگشت سرمایه از حوزه‌ی مارکتینگ رسانه‌های اجتماعی

 موضوع سنجش بازگشت سرمایه از ابزار رسانه‌های اجتماعی با وجود گسترش وسیع کاربران و رقبای بازار برای برخی از کسب‌وکارها به یک چالش مهم تبدیل کرده است. برای سنجش بازگشت سرمایه‌ به منابعی نیاز داریم که بدون سرمایه‌گذاری روی آنها نمی‌توانیم انتظار بازگشت سرمایه داشته باشیم. ازآنجاکه رسانه‌های اجتماعی از ابزارهای قدرتمند مارکتینگ هستند، آگاهی از اثربخشی فعالیت‌های مرتبط با کسب‌وکارمان در شبکه‌های اجتماعی‌ بسیار مهم است. در این مقاله ابزارهای مختلف سنجش بازگشت سرمایه را معرفی خواهیم کرد.