نوشته‌ها

تبلیغات آنلاین را با دیجیتال مارکتینگ اشتباه نگیرید

تبلیغات آنلاین را با دیجیتال مارکتینگ اشتباه نگیرید

وقتی مردم درمورد آژانس‌های تبلیغاتی با من صحبت می‌کنند – به خصوص آن دسته از آژانس‌هایی که ادعای ۳۶۰ درجه بودن دارند – آنچه که به آن اشاره می‌کنند اصطلاح تبلیغات آنلاین است. اشتباه نکنید، تبلیغات از مهم‌ترین بخش‌های دنیای مارکتینگ است، ولی همه‌ی آن نیست. مشکل اصلی موقعی به وجود می‌آید که مردم سعی در مقایسه‌ی آژانس‌های تبلیغاتی دارای قابلیت‌های دیجیتال با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ دارند. نظریه‌ی من در این مورد (که البته مانند هر قانون دیگری کامل نیست واستثناهایی هم دارد) از این قرار است: یک آژانس تبلیغاتی (چه دارای قابلیت‌های آنلاین باشد و چه نه) با تبلیغ رابطه‌ای مانند میخ و چکش دارد. برای یک آژانس تبلیغاتی (که حکم چکش را دارد) همه چیز با تبلیغ (که حکم میخ را دارد) حل می‌شود. همانطور که برای چکش همه چیز شکل میخ را دارد و این مسئله به خودی خود مشکلی ندارد. تبلیغات جزء بسیار مهمی ازیک پلتفرم قوی ارتباطی است و در عین حال روشی بسیار کارآمد در اختیار هر برند برای برقراری ارتباط با مخاطبین قرار می‌دهد. برندها می‌توانند هرچقدر می‌خواهند درباره‌ی ناکارآمد بودن تبلیغات شکایت کنند، اما این مشکل هنگام مواجهه با  عدم خلاقیت خیره کننده تشدید می‌شود (به دلیل وجود کانال‌ها و موقعیت‌های بیش از اندازه).

چگونه آژانس دیجیتال مارکتینگ به بحث تبلیغات آنلاین ارتباط پیدا می‌کند؟

جواب این سوال به پاسخ دهنده‌اش بستگی دارد. از سال ۲۰۰۰ که شرکت “Twist Image” را تاسیس کردیم، هرگز در پی حل چالش‌های تجاری با یک تبلیغ نبودیم. ما همواره در تلاش بودیم راه حلی که بر دنیای دیجیتال مبتنی است پیدا کنیم. بنابراین هدف ما تولید محصولات یا خدماتی است که می‌توانند در جهش یک برند و جلو افتادن آن از سایر رقبا و با فاصله گرفتن از روش‌های سنتیِ ارتباط با مشتری، به آن کمک کنند. در نتیجه چارچوبی مطمئن برای موفقیت می‌سازیم. هنگامی که محصول یا خدمات (که می‌تواند شامل بازی، اپلیکیشن، وبسایت، شبکه‌ی اجتماعی و … باشد) و چارچوب آن آماده باشد، بحث در مورد ارتباطات آغاز می‌شود. از دیدگاه ارتباطات ما سعی در به کار بردن تلفیقی سالم از پرداخت، درآمد و مدل‌های کسب شده داریم.

چگونه آژانس دیجیتال مارکتینگ به بحث تبلیغات آنلاین ارتباط پیدا می‌کند؟

متوجه تفاوت دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات آنلاین می‌شوید؟

تبلیغات تنها یک جزء از چالش ارتباطات است. دلیل رایج بودن این اشتباه در صنعت بازاریابی این است که ما از هرینه‌های رسانه‌ای (media spend) به عنوان سنگ محک برای درک و دریافت بازاریابی استفاده می‌کنیم.بر اساس خبری که eMarketer منتشر کرده است، هزینه‌ی تبلیغات دیجیتال در دنیا در سال ۲۰۱۴ برابر با ۱۳۷/۵۳ میلیارد دلار بوده است. بعد از خواندن این مطلب در ابتدا فکر کردم متن دارای اشتباه تایپی است: “طبق آخرین تخمین eMarketer در زمینه‌ی خرید رسانه، مجموع هزینه‌های انجام شده برای تبلیغات مخصوص دستگاه‌های متصل به اینترنت (شامل کامپیوتر خانگی، لپ تاپ، تلفن همراه و تبلت) در سال جاری به ۱۳۷/۵۳ میلیارد دلار می‌رسد. طبق پیش‌بینی انجام شده هزینه‌ی دیجیتال (digital spend) در دنیا تا ۱۴/۸ درصد نسبت به سال ۲۰۱۳ افزایش خواهد یافت (که یک چهارم همه‌ی هزینه‌های خرید رسانه را جبران می‌کند و معادل یک پنجم هزینه‌های سال ۲۰۱۲ است) و قرار است تا پایان زمان مشخص شده این رقم به یک سوم درآمد کل برسد. یعنی زمانی که آژانس‌های تبلیغاتی جهان مقدار ۲۰۴/۰۱ میلیارد دلار در قسمت دیجیتال سرمایه گذاری می‌کنند.

این یعنی سرمایه‌ای کلان برای تبلیغات آنلاین

هنگامی که بازاریابان چنین منابع مالی چشمگیری را خرجِ خرید رسانه‌ی برندها می‌کنند، مشخص است که چگونه مرز میان تبلیغات و بازاریابی نامعلوم می‌شود.

زمانی که هزینه‌ی خرید رسانه کم‌تر از یک میلیارد دلار بود را به یاد دارم (چرا که درآن زمان یعنی در سال ۱۹۹۹ در بخش فروش مدیای آنلاین کار می‌کردم). حالا تبلیغات آنلاین در حال رقابت با تبلیغات تلویزیونی است. چرا که برندها بودجه‌ی تبلیغاتی خود را در جایی که مشتری بیشتری حضور دارد خرج می‌کنند. حالا به نظر شما کجا می‌توان بیشترین تعداد مشتری را جذب کرد؟

مسئله‌ی تبلیغات آنلاین فقط مدیا نیست

آخرین باری که مطلبی را در مورد یک برند خواندید و به این فکر کردید که “خب..این ایده‌ی هوشمندانه‌ای است!” را به یاد دارید؟ این واکنش من به مقاله‌ی Johnson & Johnson     Treasures BabyCenter’s Data در AdWeek بود. زنانی که بچه‌دار هستند معمولاً از BabyCenter برای به دست آوردن اطلاعات استفاده می‌کنند و صاحب این کمپانی آنلاین کسی جز Johnson & Johnson نیست. به راه حل فوق العاده‌ای که Johnson & Johnson با این روش بازاریابی ایجاد کرد، به ذخیره‌ی مداوم اطلاعات در این سایت و در آخر به توانایی استفاده‌ی حداکثری از همه‌ی این اطلاعات و داده‌ها برای ایجاد بهترین و مناسب‌ترین تبلیغات در این سایت فکر کنید (و همینطور مواردی که Johnson & Johnson در بقیه‌ی سایت‌های مربوط به بچه‌داری تبلیغات می‌کند). این مثال کاملاً تفاوت و شکاف بین تبلیغات آنلاین (به عنوان آخرین قدم ارائه و ارتباط با مخاطبین) و دیجیتال مارکتینگ (یعنی ایجاد یک پلتفرم – در این مثال برای مادرها – و ساخت چارچوب برای آن و هل دادن پلتفرم ارتباطات به سمت این موضوع که یا پیام را دریافت کن یا در این مورد خاص حتی تبدیل به پولش کن) را مشخص می‌کند.

مسئله‌ی تبلیغات آنلاین فقط مدیا نیست

مطلب مرتبط: برندها چگونه روی رسانه‌های جمعی تاثیرگذار هستند؟

تبلیغات آنلاین را نادیده نگیرید

دوباره تأکید می‌کنم: تبلیغات اهمیت حیاتی دارد (به خصوص در کانال‌های آنلاین). دوباره به این اعداد دقت کنید: ۱۳۷/۵۳ میلیارد دلار هزینه‌ی تبلیغات در سال ۲۰۱۴. همچنان تبلیغات به عنوان زیرمجموعه‌ای از پلتفرم ارتباطات که خود جزئی از یک بازاریابی بزرگ‌تر است اهمیت خود را دارد. هرچند که پول کلانی از مدیا به سمت دیجیتال در حال روانه شدن است، ولی بدون یک پلتفرم بازاریابی دقیق که به صورت افقی در بدنه‌ی یک سازمان یا برند در جریان باشد، همه‌ی این تلاش‌ها و هزینه‌ها بی‌فایده خواهد بود.

همچنان، دنیای دیجیتال به مسیر خود در جهت رشد و پیشرفت ادامه می‌دهد، حتی اگر ما این دو اصطلاح را به جای یکدیگر به کار ببریم.

 

برگرفته از: sixpixels.mirumagency.com

۱۰ اصل بازاریابی شبکه های اجتماعی

۱۰ اصل بازاریابی شبکه های اجتماعی

درصورتی که از قدرت بازاریابی شبکه های اجتماعی و محتوا به خوبی استفاده کنیم، می‌توانیم حجم مخاطبان و مشتریانمان را به صورت پیوسته، افزایش بدهیم. اما اگر در این زمینه تجربه و تخصص قبلی نداشته باشیم، برای شروع ماجرا با چالش بزرگی روبرو هستیم. باید دقیقا با اصول بازاریابی شبکه های اجتماعی آشنا باشیم. به کمک این ۱۰ اصل اساسی می‌توانیم کیفیت فعالیت‌های بازاریابی‌مان را بالاتر ببریم و در فضای آنلاین حضور گسترده‌تری داشته باشیم؛ می‌توانیم شالوده‌ی مستحکمی داشته باشیم که به مشتری‌ها و برندمان کمک کند و باعث سودآوری بیشتری شود.

۱. اصل گوش دادن

برای موفقیت در بازاریابی شبکه های اجتماعی و محتوا، باید کمتر صحبت کنیم و بیشتر گوش بدهیم، محتوای آنلاین مخاطب هدفمان را به دقت بخوانیم و در گفتگوهایشان مشارکت کنیم تا بفهمیم چه چیزی برایشان اهمیت دارد. فقط در این صورت می‌توانیم محتوایی تولید کنیم که برای کاربر ارزشمند باشد و باعث ایجاد احساس سردرگمی نشود.

۲. اصل تمرکز

بهتر است روی حوزه‌ی کاری مشخصی تمرکز کنیم تا اینکه به شکل نامشخص فعالیت‌های پراکنده داشته باشیم. درصورتی که تمرکز استراتژی بازاریابی محتوا و شبکه‌های اجتماعی‌ روی تقویت برند باشد، شانس موفقیت نسبت به حالتی که استراتژی عمومی باشد و در تمام زمینه‌ها حرکت کند، بیشتر است.

۳. اصل کیفیت

کیفیت همیشه مهم تر از کمیت است. بهتر است ۱۰۰۰ خواننده‌ی آنلاین داشته باشیم که محتوا را واقعا بخوانند و به اشتراک بگذارند تا اینکه ۱۰ هزار بازدیدکننده داشته باشیم که پس از اولین بازدید، غیب‌شان بزند.

۴. اصل بردباری

موفقیت در بازاریابی محتوا و شبکه های اجتماعی یک شبه به دست نمی‌آید. البته در موارد استثنائی ممکن است موفق شویم توجه تعداد زیادی از مخاطبان را یک باره جلب کنیم، اما در حالت کلی باید برای یک بازه‌ی بلندمدت فعالیت کنیم تا به نتایج دلخواهمان برسیم.

۵. اصل رشد تصاعدی

درصورتی که محتوای باکیفیت و تاثیرگذار تولید کنیم و فالوئرهای آنلاین مشتاق و علاقمندی داشته باشیم، مطمئنا هرکدام از فالوئرهایمان محتوا را در وبلاگ‌ و شبکه های اجتماعی خودشان به اشتراک می‌گذارند و تعداد بینندگان محتوا به صورت تصاعدی افزایش پیدا می‌کند. بعد از اینکه محتوا در سطح وب به صورت گسترده پخش شد، موتورهای جستجو مثل گوگل هم، در جستجوهای کاربران برای کلمات کلیدی، محتوا را نمایش می‌دهند. درنتیجه احتمال اینکه خیل عظیمی از افراد، محتوایمان را در سایت‌های مختلف پیدا کنند، بسیار زیاد می‌شود.

افزایش مخاطبان در شبکه های اجتماعی

مطلب مرتبط: شبکه های اجتماعی و ۱۰ اشتباه مهلک که برای بازاریاب ها گران تمام می‌شوند

۶. اصل افراد تاثیرگذار

باید به اندازه‌ی کافی وقت بگذاریم تا متوجه شویم در بازار موردنظرمان، کدام افراد تاثیرگذارتر هستند، مخاطبان مناسبی دارند و احتمالا به محصولات و خدماتمان هم علاقمند هستند. باید به این افراد ارتباط برقرار کنیم و این ارتباط را قوی‌تر کنیم. اگر محتوای تولیدی ما از نظر این افراد مفید و کاربردی باشند، احتمال دارد آنها را با فالوئرهایشان به اشتراک بگذارند و در نتیجه کسب و کارمان را به قشر وسیعی از کاربران جدید معرفی کنند.

۷. اصل ارزش

اگر تمام وقت‌مان را در شبکه های اجتماعی به تبلیغ محصولات و خدماتمان بگذرانیم، مخاطب خیلی زود خسته می‌شود. صحبت‌هایمان باید ارزش داشته باشند. باید توجه‌مان را بیشتر به تولید محتوای تاثیرگذار و تقویت ارتباطمان با مخاطب منعطف کنیم؛ در این صورت افراد تشویق می‌شوند داوطلبانه به دوستان و آشنایانشان محصولمان را معرفی کنند.

۸. اصل احترام

مطمئمنا اگر مشتری به صورت حضوری به شرکت‌مان مراجعه کند، محترمانه برخورد می‌کنیم، اما به مخاطبان آنلاین هم نباید بی‌توجهی کنیم. یکی از مهم‌ترین عناصر برای موفقیت در بازاریابی شبکه های اجتماعی، تقویت ارتباط است؛ باید تمام مخاطبانی که به صورت آنلاین به کسب و کارمان نزدیک می شوند را جدی بگیریم.

۹. اصل در دسترس بودن

نباید بعد از انتشار محتوا غیبمان بزند؛ باید در دسترس مخاطب آنلاین باشیم؛ باید به شکل پیوسته محتوا منتشر کنیم و در گفتگوهای کاربران مشارکت داشته باشیم. اگر چند هفته یا چند ماه از دسترس خارج شویم، فالوئرهای آنلاین خیلی زود جایگزین‌مان می‌کنند.

۱۰. اصل ارتباط متقابل

نمی‌توانیم از افراد توقع داشته باشیم محتوایمان را به اشتراک بگذارند و تبلیغ کنند، اما خودمان برایشان کاری نکنیم. باید بخشی از وقت‌مان در شبکه های اجتماعی را به صحبت درباره‌ی محتوای تولید شده توسط افراد دیگر و به اشتراک گذاری آن اختصاص بدهیم.

برگرفته از: entrepreneur.com

بازاریابی دیجیتال

پنج مهارت مهم بازاریابی دیجیتال برای سال ۲۰۱۷

با رشد و توسعه‌ی تکنولوژی‌های بازاریابی، کانال‌ها و پلتفرم‌ها، مجموعه مهارت‌های متخصصان بازاریابی دیجیتال نیز باید رشد کند تا این افراد بتوانند استراتژی‌های بازاریابی دیجیتال را در سال ۲۰۱۷ با موفقیت اجرا کنند. آیا تیم بازاریابی شما از مهم‌ترین مهارت‌هایی که برای موفقیت مستمر و تلاش‌های ارتقا یافته به آنها نیاز دارد، برخوردار است؟ در این مقاله با ۵ مهارت آشنا می‌شوید که در بازاریابی دیجیتال به آنها نیاز دارید.

۱. آنالیز داده‌ها

احتمالا مهمترین مهارت در بازاریابی دیجیتال سال ۲۰۱۷ و فراتر از آن، آنالیز داده‌هاست.

با توجه به اهمیت فزاینده و فراوانی داده‌های مشتریان (که به واسطه‌ی اینترنت اشیاء، فراوانی بیشتری نیز خواهد داشت)، بازاریاب‌های حرفه‌ای باید با اندازه‌گیری، شاخص‌ها و آنالیز داده‌ها احساس راحتی کنند.

مهارت‌های آنالیز داده‌ به بازاریاب‌ها اجازه می‌دهد که به مهم‌ترین پرسش پاسخ بدهند: «این کار جواب میده؟» پرسشی که سبب ایجاد کمپین‌های بازاریابی موثرتر و هدفمندتر، شخصیت ارتقاءیافته‌ی مشتریان، قابلیت‌های شخصی‌سازی بهبودیافته، نرخ‌ دفع کاربر کمتر و حفظ مشتری بیشتر و سایر مزایای دیگر می‌شود.

به زبان ساده، اگر شرکت‌های تجاری از تیم‌های بازاریابی خود انتظار دارند که به طور موثر و موفقیت‌آمیزی عمل کنند و در سال ۲۰۱۷ مشتریان  بیشتری را ترغیب کنند، باید بازاریاب‌های دیجیتال حرفه‌ای استخدام کنند که کار آنالیز داده‌ها را به خوبی انجام می‌دهند.

۲. دانش پایه HTML/CSS

مهارت‌های لازم برای بازاریابی دیجیتالی

تجربه‌‌ی پایه HTML و CSS مهارت بازاریابی دیجیتال مهم دیگری برای سال ۲۰۱۷ هستند. قطعا، شما نیاز ندارید تیم بازاریابی‌تان با اسکرچ (Scratch) وبسایت بسازد، اما داشتن بازاریاب‌هایی که مهارت‌های کدنویسی پایه داشته باشند به تجارت شما کمک می‌کند که پیام خود را از طریق طراحی گرافیکی، واضح‌تر نمایش بدهد و این توانایی بخش مهمی از بازاریابی دیجیتال است.

بازاریاب‌هایی که مهارت‌های HTML/CSS دارند می‌توانند طراحی و ظاهر هر چیزی را به‌روزرسانی کنند و بهبود ببخشند. آنها می‌توانند هر چیزی را از صفحه‌ی فرود گرفته تا کمپین‌های بازاریابی ایمیلی به کانال‌های مؤثرتری برای تولید مشتری راغب تبدیل کنند که درنهایت، فروش بیشتر را به همراه خواهد داشت.

۳. تسلط بر ابزار اتوماسیون بازاریابی

با ظهور روش‌های پیشرفته‌ی اتوماسیون بازاریابی، شرکت‌های تجاری نیازمند متخصصانی با تجربه‌ی هدایت این پلتفرم‌های متعدد هستند.

شرکت‌های تجاری به اتوماسیون بیشتر متکی شده‌اند زیرا اتوماسیون به تیم‌های بازاریابی دیجیتال اجازه می‌دهد به نحو مؤثرتری در زمان بسیار کمتری به فعالیت بپردازد و سبب ایجاد درآمد بیشتری برای شرکت شوند. ایمیل‌های خودکار، کمپین‌های شبکه‌های اجتماعی و بازاریابی محتوا سبب جذب مشتریان راغب بیشتر و بهتر و درنتیجه فروش بیشتر می‌شوند.

برای بهره بردن از مزایای ارائه شده از سوی این تکنولوژی‌ها، تیم‌های بازاریابی دیجیتال باید به انواع روش‌های اتوماسیون بازاریابی مسلط باشند. ابزارهایی نظیر HubSpot، Marketo و Pardot همراه با Saleforce امروزه در شرکت‌های تجاری و در طیف وسیعی از صنایع رایج شده‌اند.

این تکنولوژی‌ها متفاوت هستند، بنابراین داشتن بازاریاب‌های حرفه‌ای که در کار با ابزارهای اتوماسیون مورد استفاده در کسب و کار شما تبحر داشته باشند، ضروری است.

۴. بازاریابی محتوا

مهارت‌های لازم برای بازاریابی دیجیتالی

بازاریابی محتوا به سرعت به بستری برای استراتژی بازاریابی در سال‌های اخیر تبدیل شده است.

ایجاد محتوای باکیفیت درباره‌ی موارد مهم از دید مخاطب در جذب مخاطبان و مشتریان به کسب و کار شما کمک می‌‎کند و دیگر نیاز ندارید پیام‌ها و تبلیغاتی را که آنها یاد گرفته‌اند نادیده بگیرند یا بلاک کنند، حذف کنید.

سرمایه‌گذاری روی بازاریاب‌های دیجیتال با مهارت‌های نوشتن و بازاریابی محتوا منجر به افزایش ترافیک وبسایت شما و رتبه‌ی بالاتری در موتور جستجوی ارگانیک (برعکس نتایج جستجوی غیرارگانیک که شامل تبلیغات پرداخت به ازای کلیک می‌شوند) خواهد شد که قطعا فروش بیشتری را نیز برای کسب و کار شما به همراه خواهد داشت.

۵. SEO

در نهایت، مهارت‌های بهینه‌سازی موتور جستجو (SEO) لیست مهارت‌های مهم بازاریابی دیجیتال در سال ۲۰۱۷ را به اتمام می‌رسانند. به منظور بالا بردن رتبه‌ی محتوا، وبسایت، محصولات و اپلیکیشن‌ها در صفحات نتایج موتور جستجو (SERP) و داشتن مشتریان بیشتر، باید بازاریاب‌های ماهر در زمینه‌ی SEO داشته باشید.

انتظار می‌رود اهمیت مهارت‌های SEO برای متخصصان بازاریابی دیجیتال در سال ۲۰۱۷، با هوشمندتر شدن موتورهای جستجو و به‌روزرسانی الگوریتم‌های آنها، به شدت افزایش یابد.

داشتن یک تیم بازاریابی با مهارت‌های SEO به‌روز اهمیت بالایی دارد. دریافت مرتبه‌های بالاتر در موتور جستجو برای وبسایت و محصول و صفحات سرویس شما سبب دسترسی بالاتر مخاطبین، ترافیک بیشتر و درنتیجه مشتریان راغب بیشتر و فروش بیشتر می‌شود.

نگاه به آینده

تسلط بر ابزار اتوماسیون بازاریابی، آنالیز داده، دانش پایه HTML/CSS، بازاریابی محتوا و مهارت‌های SEO اولویت‌های اصلی هنگام استخدام بازاریاب‌های دیجیتال در سال ۲۰۱۷ خواهند بود. آن دسته از شرکت‌های تجاری که دارای تیم‌های بازاریابی دیجیتالی با این مجموعه مهارت‌ها هستند، استراتژی‌های بازاریابی دیجیتال موفق‌تر و موثرتری در سال پیش رو خواهند داشت.

پس حتما زمانی را به بررسی مجموعه مهارت‌های تیم بازاریابی دیجیتال خود اختصاص بدهید تا تضمین کنید که از رقبای خود به واسطه‌ی داشتن کارمندان بهترشان، عقب نمی‌مانید.

 

برگرفته از: marketingprofs.com

ایمیل مارکتینگ

مؤثرترین انواع ایمیل‌ها برای برندهای تجارت الکترونیک

با توجه به تحقیقات اخیر کلاویو (Klaviyo)، ایمیل‌های خوش‌آمدگویی و ایمیل‌های رهاسازی سبد خرید مؤثرترین نوع پیام‌های خودکار/واکنش‌انگیز برای بازار تجارت الکترونیک هستند. این گزارش بر اساس تجزیه و تحلیل داده‌های بیش از ۱/۵ میلیارد ایمیل ارسال شده توسط ۱۰۰۰ برند از برندهای تجارت الکترونیک در سه ماهه‌ی چهارم سال ۲۰۱۶ بود. در ادامه مؤثرترین انواع ایمیل‌ها را معرفی خواهیم کرد.
ادامه مطلب …

فراتر از گوگل آنالایتیک با ابزارهای تحلیلی دیجیتال مارکتینگ

فراتر از گوگل آنالیتیک با ابزارهای تحلیلی دیجیتال مارکتینگ

سنجش اثربخشی اقدامات دیجیتال مارکتینگ یکی از مهمترین و مشکل ترین ابعاد هر راهبرد یا استراتژی محسوب می شود.  طبق گزارش وب سایت دیجیتال مارکتینگ HubSpot، ۴۶ درصد بازاریابان اظهار داشتند “ارزیابی و سنجش بازگشت سرمایه فعالیت های دیجیتال مارکتینگ” به عنوان یکی از بزرگترین چالش هایی است که آنها در شرکت هایشان با آن مواجه هستند.  ۴۶ درصد بازاریابان اظهار داشتند “ارزیابی و سنجش بازگشت سرمایه فعالیت های دیجیتال مارکتینگ” به عنوان یکی از بزرگترین چالش هایی است که با آن مواجه هستند. گوگل آنالیتیک، پلتفرمی است مترادف با آنالیز و تحلیل و ارزیابی و سنجش دیجیتال مارکتینگ. اکثر بازاریابان از سیستم و عملکرد اصلی تاکتیک ها و اصول بازاریابی پارتیزانی (GA) فقط درکی ابتدایی دارند.  اما اگر فقط به گوگل آنالیتیک یا هر پلتفرم آنالیز و تحلیل دیگر وب سایت وابسته باشید، خود را از بسیاری از نظرات ارزشمند محروم می کنید که می توانست به اطلاع رسانی و پیشبرد استراتژی شما کمک کند.  زندگی پس از به کارگیری ابزار آنالیز گوگل [آنالیتیک] جریان پیدا می کند! برای هر بازاریاب دیجیتال که به ارتقا سطح گزارش گیری خود علاقمند است، منابعی به جز گوگل آنالیتیک لازم است. در زیر به برخی منابع دیگری که باید آنها را نیز در این زمینه در نظر بگیرید اشاره شده است:

۱- تجزیه و تحلیل بازاریابی رسانه‌های اجتماعی

بازاریابی رسانه های اجتماعی برای هر کسب و کاری که هدف اولیه و اصلی اش این است که برندش بیشتر دیده شود و مورد توجه بیشتری قرار گیرد یا ترافیک وب سایت را هدایت و کنترل کند، کانالی قدرتمند به شمار می آید. در برخی موارد، رسانه های اجتماعی حتی می توانند به فروش تجارت الکترونیکی کمک کنند! کانال های اجتماعی این کار را برای شما تسهیل می کند تا سریعاً و به طور مستقیم روابط خود با مشتری را ایجاد و تقویت کنید، کمک می کند تا درک و معنای عمیق تری از اجتماع دست پیدا کنید و اعتماد و طرفداری و دفاع از برند تان را ترویج کنید.  شما از طریق رسانه های اجتماعی می توانید جایگاه کسب و کار خود را به عنوان یک متخصص معتبر در این صنعت تثبیت کنید و این امر تضمین خواهد کرد که برند شما اولین برندی است که به ذهن مخاطب هدف شما خطور می کند. به همین دلیل، این موضوع بسیار مهم است که به طور منظم فعالیت های دیجیتال مارکتینگ در رسانه های اجتماعی خود را ارزیابی کنید. می توانید برای ارزیابی عملکرد خود از معیار های متنوع زیر استفاده کنید:

+ اشتراک گذاری ها:

این مورد که احتمالاً قابل ملاحظه ترین معیار اثربخشی به شمار می آید، شامل به اشتراک گذاری مطالب در فیسبوک و لینکدین، ریتوئیت های توئیتر، رپین های پینترست یا هر اشتراک دیگر در یک کانال خاص می باشد. اشتراک گذاری ها امکان دسترسی به نظراتی در زمینه دسترسی به محتوایتان و موضوعات ویژه ای که مخاطب هدف شما با آن سر و کار دارد را در اختیار شما قرار می دهد.

+ نظرات (کامنت ها):

این معیار که نسخه گسترش یافته و تداوم “اشتراک گذاری ها” محسوب می شود، محدوده و حوزه ای را نشان می دهد که مخاطب شما با آن سر و کار دارد.  اگر یک کاربر برای نظر دادن وقت بگذارد، این نشان می دهد که او تمایل دارد با شما تعامل برقرار کند.

+ رشد تعداد فالوئر ها:

همیشه باید فالوئر های جدید رسانه های اجتماعی خود را به طور ماهیانه رصد و کنترل کنید. اگر یک کاربر رسانه های اجتماعی آگاهانه تلاش کند تا برند شما را پیگیری کند یا با آن ارتباط برقرار کند، این بدان معنا است که آنها برای برند شما وقت گذاشته اند و در نتیجه فرآیند تبدیل آنها به مشتری راحت تر خواهد بود.  میزان تبدیل کاربر به مشتری: استفاده از سنجش و پیگیری میزان تبدیل کاربر به مشتری در حساب های کاربری فیسبوک و توئیترتان سطح گزارش گیری رسانه های اجتماعی شما را یک مرحله بالاتر خواهد برد. با مشاهده اینکه کاربران پس از دیدن محتوای شما چه اقدام پیگیرانه ای را اتخاذ می کنند، می توانید میزان جلب مشتری از طریق پست های رسانه های اجتماعی خود را ارزیابی کنید. با استفاده از پلتفرم تجزیه و تحلیل در مورد هر یک از کانال های اجتماعی خود – فیسبوک، توئیتر، یا لینکدین می توانید تمام این اطلاعات را گردآوری کنید. اما دسترسی به اطلاعات و تنظیم آنها در این اپلیکیشن های شخصی می تواند فرآیند دشوار و طاقت فرسایی باشد خصوصاً اگر قصد داشته باشید به طور ماهیانه گزارش گیری کنید. در ادامه فهرستی از ابزاری که می توانید با استفاده از آنها کمی از سختی این فرآیند را کاهش دهید، آورده شده است:

Followerwonk: این ابزار توئیتر، نظرات مفصلی نسبت به فالوئر ها و فعالیت های آنها در اختیار شما قرار می دهد. می توانید حساب کاربری خود و رقبایتان را تجزیه و تحلیل کنید؛ نظرات تفکیک شده فالوئر های خود را مشاهده کنید و از میزان تعاملی بودن و کارآمد بودن آنها آگاه شوید.

SproutSocial: این ابزار این امکان را برای شما فراهم می کند تا با تجزیه و تحلیل و گردآوری اطلاعات توئیتر، فیسبوک، اینستاگرام و گوگل پلاس، گزارش گیری خود را از رسانه های اجتماعی ساده تر کنید. با اندازه گیری تعداد کلیک ها، دسترسی کاربران و اثربخشی محتوا بر کاربران، می توانید محبوب ترین پست های خود را شناسایی کنید.

Quintly: با این ابزار می توانید فیسبوک، توئیتر، اینستاگرام، پینترست، لینکدین، یوتیوب و گوگل پلاس را ردیابی کنید. برای ردیابی شاخص های کلیدی عملکرد (KPIs) و رشد تعداد فالوئر های خود، داشبورد های سفارشی ایجاد کنید و به واسطه آن متوجه شوید میزان اثربخشی محتوای شما بر مخاطبین هدف تان چقدر است.

Cyfe: این داشبورد فوق العاده می تواند از تمام کانال های اجتماعی عمده آمار بگیرد و برای شما این امکان را فراهم کند تا به راحتی حساب های کاربری خودتان یا رقبایتان را مرور کنید و گزارش هایی شخصی از آنها تهیه کنید.

۲- تحلیل ایمیل مارکتینگ (بازاریابی ایمیلی)

ایمیل مارکتینگ هر چند که به عنوان یکی از کانال های قدیمی تر دیجیتال مارکتینگ در نظر گرفته می شود، همچنان یکی از تاثیر گذارترین آنها نیز محسوب می شود. یک ایمیلی که به دقت طراحی شده و به طور استراتژیک توزیع شده و سپس به یک مشترکی ارسال می شود که احتمالاً برای برند شما تا حدودی وقت گذاشته، می تواند به شما کمک کند تا کاربران خود را به لید های سطح بالا (مشتریان راغب) تبدیل کنید، و درآمد بیشتری به دست آورید. در حقیقت، ۶۶ درصد کاربران اینترنت بر خلاف ۲۰ درصد دیگری که به واسطه رسانه های اجتماعی خرید خود را انجام می دهند، در پی و تحت تاثیر ایمیل مارکتینگ، یک مورد خرید آنلاین انجام می دهند.  ۶۶ درصد کاربران اینترنت بر خلاف ۲۰ درصد دیگری که کاربران رسانه های اجتماعی هستند، خرید خود را در پی و تحت تاثیر ایمیل مارکتینگ انجام می دهند. ارتباطات طراحی شده و هدفمند می تواند تاثیر قدرتمندی بر هر کمپین دیجیتالی داشته باشد و فهرستی از معیار های کلیدی در زیر آورده شده است که می توانید با استفاده از آنها میزان موفقیت شان را اندازه گیری کنید:

  • تعداد افرادی که ایمیل شما را باز می کنند: شمارش تعداد دفعات بارگیری آن توسط کاربران. می توانید “عنوان یا موضوع” ایمیل خود را با انجام آزمون آ/ب (A/B Test) امتحان کنید تا علاقه مشترکین خود را تحریک و ارزیابی کنید و این امکان را فراهم کنید تا تعداد افراد بیشتری ایمیل شما را باز کنند.
  • تعداد کلیک ها: چه تعداد از افرادی که ایمیل شما را باز می کنند روی لینک هایی که در آن وجود دارد کلیک می کنند و کدام یک از این لینک ها بیشتر توجه آنها را جلب می کند؟ به عنوان مثال، اگر ایمیل شما شامل لینک هایی از تعدادی از صفحات محصول تان باشد، این امر نظر منحصر به فردی درباره محبوبترین محصولات شما از نظر کاربران را در اختیارتان قرار می دهد.
  • تعداد ثبت نام ها: تعداد کاربرانی که آگاهانه انتخاب می کنند تا ایمیل های دیجیتال مارکتینگ شما را دریافت کنند می تواند به عنوان لید های (مشتریان راغب) محصولات شما در نظر گرفته شود.
  • تعداد لغو اشتراک: هدف این است که تعداد لغو اشتراک ها در حداقل میزان ممکن نگه داشته شود. با این وجود، تعداد لغو اشتراک ها به شما اطلاع رسانی می کند که چه چیزی کارآمد است و چه چیزی کارایی ندارد.

مطلب مرتبط: مؤثرترین انواع ایمیل‌ها برای برندهای تجارت الکترونیک

می توانید این اطلاعات را از سرویس ارائه دهنده ایمیل (Email Service Provider) انتخابی خود و تعدادی از ابزار های دیگر از جمله موارد زیر گردآوری کنید:

سایت لیتموس (Litmus): تحلیل پیشرفته ای را در اختیار شما قرار می دهد از جمله اطلاعاتی در زمینه افرادی که ایمیل شما را خوانده اند، آن را به طور سطحی خوانده اند، یا آن را پاک کرده اند؛ ایمیل های شما چند بار فوروارد یا پرینت گرفته شده اند؛ و معمولاً برای باز کردن ایمیل از کدام نرم افزار کلاینت ایمیل استفاده شده است.

Email on Acid: این ابزار آنالیز و تحلیل شامل نقشه حرارتی (Heat Map) و عملکرد پیگیری و ردیابی کلیک بر روی ایمیل است که الگوی فعالیت های خواننده را شناسایی می کند و به شما کمک می کند تا از نظر استراتژیکی فراخوان های خود را بهتر جاگذاری کنید.

تحلیل ایمیل های با قفل G: این ابزار در میان سایر ویژگی های استانداردش به شما کمک می کند از دامین های رهگیری و ردیابی سفارش استفاده کنید تا مشترکین خود را با لینک های طولانی ردیابی و رهگیری که ممکن است در دریافت کنندگان ایمیل های شما حس بازدارندگی ایجاد کند، اشتباه نگیرید.

معیار های جستجوی پولی دیجیتال مارکتینگ جستجوی پولی کلمه ای ضروری بر هر نوع فعالیت ارگانیکی است که استراتژی دیجیتال شما را در بر می گیرد خصوصاً اگر هدف کلی شما به حداکثر رساندن میزان تبدیل کاربر به مشتری باشد. کمپین بهینه سازی تبلیغات پرداخت به ازای کلیک (Pay per Click) می تواند امکان بازگشت سرمایه کارآمدی را فراهم کند چون آپشن های پیشرفته هدف گذاری و مدیریت قیمت های پیشنهادی فروش به این معنا است که بتوانید هر کوچکترین مبلغی که صرف می شود را تحت کنترل بگیرید و برای آن توضیحی داشته باشید.   زمانی که جستجوی پولی به طور موثر و کارآمد اجرا شود می تواند به طرز باور نکردنی برای سازمان های بزرگ و کسب و کارهای کوچکی که به تازگی راه اندازی شده اند نتایج مثبت به همراه داشته باشد. کوئنچ (Quench) کسب و کاری است که با تاثیر زیست محیطی آبسردکن های قدیمی پنج گالنی مبارزه می کند اما یک جایگزین دوستدار طبیعت و بدون بطری را نیز ارائه می دهد. زمانی که این شرکت در سال ۲۰۰۹ طی یک دوره دو ساله روش دیجیتال مارکتینگ پرداخت به ازای هر کلیک (PPC) را اتخاذ کرد، دستیابی به نتایج زیر را تجربه کرد:

  • ۱۰۰ درصد رشد درآمد
  • ۷۵ درصد افزایش میزان حقوق پایه کارکنان
  • افزایش عملیات از ۱۵ بازار محلی تا ۳۵ بازار از ۵۰ بازار برتر آمریکا
  • ۳/۲ کل فروش شرکت کوئنچ در حال حاضر به صورت آنلاین صورت می گیرد

موتور جستجوی تبلیغات اینترنتی از طریق پلتفرم های تبلیغاتی همچون گوگل ادوردز (Google AdWords) یا یاهو انجام می شود! شبکه موتور جستجوی بینگ (Bing) نسبت به کانال های ارگانیک، بیشتر از ۵۰ درصد احتمال دارد که بازدیدکنندگان را به خرید ترغیب کنند. برای ردیابی میزان موفقیت خود، از پایگاه تبلیغاتی خودتان استفاده کنید تا بتوانید معیار های زیر را رصد و کنترل کنید:

تعداد کلیک ها: این عدد، تعداد افرادی را نشان می دهد که تبلیغات شما را دیده اند و روی آن کلیک کرده اند. مقدار این عدد این ایده را در اختیار شما قرار می دهد که تبلیغات شما چقدر متقاعد کننده هستند.  با آزمودن عناصری نظیر نگارش محتوا، کلید واژه ها، تصاویر و محل قرار گرفتن آنها در سایت می توانید تعداد کلیک بر روی تبلیغات خود را افزایش دهید و به تلفیقی از این عناصر برسید که بهترین کارایی را برای شما داشته باشد.

میزان تبدیل کاربر به مشتری: آیا صفحات مقصد (landing Pages) شما عملاً کارایی دارند؟ اندازه گیری میزان تبدیل کاربر به مشتری به شما کمک خواهد کرد تا بتوانید نیاز خود به بهینه سازی بیشتر صفحاتی را مشخص کنید که مخاطبین هدف خود را به بازدید از آنها سوق می دهید. حجم بالای تعداد کلیک و حجم پایین تبدیل کاربر به مشتری حاکی از آن است که یک جای کار اشکال دارد.

هزینه در ازای هر کلیک: مبلغی است که شما برای هر بار کلیک کردن کاربر بر روی تبلیغات تان پرداخت می کنید. هزینه به ازای هر کلیک (CPC) با حداکثر قیمت پیشنهادی که برای محصول خود تعیین می کنید مشخص می شود و معمولاً هزینه کمتری برای شما محاسبه خواهد شد.

هزینه کسب هر مشتری (بازگشت هزینه تبلیغات): هر کمپین پرداخت به ازای هر کلیک که آن را مدیریت می کنید باید یک هدف بازگشت هزینه تبلیغات (ROAS) داشته باشد که بر اساس آن بتوانید عملکرد خود را ارزیابی کنید. در حالیکه میزان تبدیل کاربر به مشتری بخش جدایی ناپذیر موفقیت کمپین شما محسوب می شود، باید بدانید که کار تبدیل کاربر به مشتری مقرون به صرفه نیز هست.

هوش مصنوعی

معرفی ۴ تکنولوژی موثر هوش مصنوعی برای کسب‌وکارها

هوش مصنوعی در آینده فراگیر خواهد شد، اما به نظر در حال حاضر هم کارایی دارد. اگر در حال حاضر در هیچ زمینه‌ای از کسب و کار خود از هوش مصنوعی (AI) بهره نمی‌برید، یک مورد استثنا به شمار می‌آیید. امروزه اکثر مشاغل چه هوش مصنوعی را بشناسند و چه نشناسند به آن متکی هستند. در ادامه فهرستی از ۴ شیوه که امروزه تکنولوژی هوش مصنوعی به واسطه‌ی آنها می‌تواند بر شغل یا کسب و کار شما تاثیر بگذارد آورده شده است.
ادامه مطلب …