نوشته‌ها

چرا تبلیغات آنلاین به کار برندها می‌آید؟

چرا تبلیغات آنلاین به کار برندها می‌آید؟

با تمام صحبت‌ها و اظهار نظرهایی که تا کنون در مورد تبلیغات آنلاین شده است، همچنان کسانی هستند که اعتقادی به فعالیت‌های دیجیتال ندارند و تبلیغات آنلاین را اثربخش نمی‌دانند. اگر شما هم از همین دسته هستید، مطمئن هستم با خواندن حقایق و آمارهای موجود در این مقاله (به قلم Peter Minnium)، تمام شک و شبهه‌هایتان رفع خواهد شد.

چند روز پیش پیامی از طرف مدیر عامل یکی از موفق‌ترین آژانس‌های تبلیغاتی امریکا به دستم رسید. پیامی که حاوی سوالی بسیار ساده بود:

آیا می‌توانی با اطمینان به من ثابت کنی که تبلیغات آنلاین برای برندها تاثیرگذار است؟

به نظر می‌رسید این پیام را از جلسه‌ی نقد و بررسی سالانه – که با اعضای ارشد گروه صنایع مصرفی بسته بندی شده – برایم فرستاده بود. گویا در این جلسه، یکی از عزیزان تیم مالی از او پرسیده بود:

«آیا تبلیغات آنلاین برای برندها واقعا موثر است؟»

پاسخ این سوال آنقدر برایم بدیهی به نظر می‌آمد که از شنیدنش حسابی غافلگیر شدم. معلوم است که برندها در دنیای دیجیتال ساخته می‌شوند! اگر این طور نیست، پس چرا باید شرکت‌های پیشروی تولیدکننده‌ی صنایع مصرفی بسته بندی شده (CPG) اینقدر جدی در این زمینه سرمایه گذاری کنند؟

شرکت Unilever در سال گذشته بودجه‌ی تبلیغات آنلاین خود را ۴۰٪ افزایش داد و ۳۵٪ از بودجه‌ی شعب امریکا را به تبلیغات آنلاین اختصاص داد. همچنین شرکت Procter & Gamble یک سوم بودجه‌ی تبلیغاتش در امریکا را صرف تبلیغات آنلاین می‌کند.

با فروکش کردن حس غافلگیری، تصمیم گرفتم لیستی از دلایل قطعی و اثبات شده برای تاثیرگذاری تبلیغات آنلاین در شکل‌گیری برندها تدوین کنم که بتوانم به دوستم (و دیگرانی که با سوالات مشابهی درگیر هستند) کمکی کرده باشم.

۱. تبلیغات آنلاین باعث افزایش فروش و بازگشت سرمایه می‌شود

Nielsen در بیش از ۸۰۰ مطالعه طی ۷ سال اخیر و همکاری با ۳۰۰ برند تولیدکننده‌ی صنایع مصرفی بسته بندی شده و ۸۰ شرکت دیگر توانست رابطه‌ی متقابل تبلیغات آنلاین و خرید آفلاین را تصویر کند.

Nielsen به این نتیجه رسید که برندها می‌توانند در ازای هر یک دلارِ هزینه شده در تبلیغات آنلاین تا مرز سه دلار در فروش محصولات سود کنند و این نتیجه‌گیری به طور مشخص بر اساس اطلاعات خرید انجام شده است.

تبلیغات آنلاین باعث افزایش فروش و بازگشت سرمایه می‌شود
۲. تبلیغات آنلاین باعث اثرگذاری بیشتر رسانه‌ها و کانال‌های غیردیجیتال می‌شود

بررسی شاخص‌های اقتصادی در مطالعه‌ی مشترک Microsoft و BrandScience نشان می‌دهد نه تنها تبلیغات آنلاین سبب نرخ بالای بازگشت سرمایه می‌شود، بلکه باعث افزایش کارکرد تبلیغات در سایر رسانه‌ها نیز می‌شود.

نتیجه‌ی مقایسه‌ی نرخ بازگشت سرمایه در مطالعات مختلفی که بعضی از آنها شامل قسمت‌های آنلاین و برخی فاقد آن هستند، شوکه کننده است. طبق این نتایج، در نظر گرفتن رسانه‌های دیجیتال در یک کمپین تبلیغاتی باعث افزایش ۴٪ تاثیر بخشی در تبلیغات رادیویی، ۵۱٪ در تبلیغات محیطی و ۷۰٪ در تبلیغات تلویزیونی می‌شود.

تبلیغات آنلاین باعث اثرگذاری بیشتر رسانه‌ها و کانال‌های غیردیجیتال می‌شود
۳. تبلیغات آنلاین در تمام مراحل روند خرید موثر است

تولیدکنندگان خودرو از مشتریان پروپاقرص رسانه‌های دیجیتال هستند. شرکت مشاوره‌ی مدیریت «مک کینزی» روی ۹۰۰۰ خریدار اتومبیل در ۲۴ نقطه‌ی تماس مستقیم در روند خرید بررسی‌هایی انجام داد. نتایج این بررسی‌ها باعث شد درک درستی از مقاطعی که خریدار گزینه‌های هزینه‌بر تر را در نظر می‌گیرد در مرحله‌ی تصمیم گیری شکل بگیرد.

این بررسی‌ها نشان می‌دهد افرادی که تمایل به خرید خودروهای Premium دارند، در بیشتر موارد از کانال‌های دیجیتال اقدام به خرید می‌کنند (بعد از خرید حضوری). همچنین در روند خرید، مسیرهایی که به خرید منتهی می‌شوند عموما تحت تاثیر تبلیغات آنلاین هستند.

در روش‌های سنتی تبلیغات، دست برندها در تأثیرگذاری در همه‌ی مراحل روند خرید بسته بود ولی این محدودیت در رسانه‌های آنلاین وجود ندارد.

۴. تبلیغات آنلاین باعث افزایش تبلیغات دهان به دهان می‌شود

طبق آمار منتشر شده توسط شرکت Nielsen حدود ۹۲٪ از مشتریان پیشنهادهای افراد خانواده و یا دوستان خود (تبلیغات دهان به دهان) را بر انواع روش‌های تبلیغاتی ارجح می‌دانند و در این که تبلیغات آنلاین توانایی سرعت بخشی به این روش متقاعدسازی را داشته باشد تردید دارند.

سایت ShareThis رویکرد منحصربه فردی در مورد قدرت پدیده‌ی ارتباط کلامی دارد؛ چون ابزار اشتراک گذاری در این نوع ارتباط همیشه وجود دارد، قابلیت آن را داشته است که در زندگی ۹۵٪ از کاربران اینترنت در آمریکا از طریق بیش از ۲ میلیون سایت نشر دهنده و ۱۲۰ کانال شبکه‌های اجتماعی تاثیر خود را بگذارد.

مطالعه‌ی آماری انجام شده توسط ShareThis با عنوان “Return on a Share, Quantifying the Monetary Value of Social Sharing” ، بیان می‌کند:

  • پیشنهادات تأثیر تعیین کننده‌ی بیشتری نسبت به برند محصول و قیمت آن در انتخاب خریدار در هنگام خرید دارند. به طوری که ۵۷٪ از تصمیمات خریدار بنا بر پیشنهادهای دریافت شده از اطرافیان گرفته می‌شود.
  • نظرات به اشتراک گذاشته شده به صورت آنلاین تقریباً به همان مقدار پیشنهادهای کلامی ارزشمند هستند – در ۵/۹٪ موارد احتمال خرید یک محصول با توصیه‌های به اشتراک گذاشته شده توسط خریداران قبلی آن در مقایسه با ۶/۱۰٪ احتمال خرید محصول به دلیل پیشنهادهای اطرافیان وجود دارد. به همین صورت نظرات منفی به اشتراک گذاشته شده در مورد یک محصول ۱۱٪ و نظرات منفی ارائه شده به صورت کلامی از اطرافیان تا ۲/۱۱٪ قادرند احتمال خریداری شدن یک محصول را کاهش دهند.
  • ارزش دقیق به اشتراک گذاری هنگامی مشخص می‌شود که ببینیم یک خریدار حاضر است برای یک محصول در صورت داشتن توصیه‌نامه‌های به اشتراک گذاری شده چه مقدار هزینه ی بیشتر بپردازد. برای مثال بر اساس محاسبه‌ی ShareThis  بازه‌ی ۷۰۹/۳+ دلار برای یک اتومبیل خانوادگی، ۹۱/۲۴+ دلار برای تبلت ، ۹۲/۰+ دلار برای وسایل منزل.

۵. خلاقیت در تبلیغات آنلاین باعث افزایش تعامل کاربر و ارتقای برند می‌شود

خلاقیت در تبلیغات آنلاین باعث افزایش تعامل کاربر و ارتقای برند می‌شود

بدیهی است که کیفیت و خلاقیت یک آگهی تبلیغاتی مهم‌ترین بخش تعیین کننده‌ی میزان تأثیرگذاری آن آگهی است. بر اساس یک تحقیق پایه‌ای توسط کمپانی ComScore به نام ComScore ARS study، کیفیت خلاقه‌ی یک برند قادر به پیشبرد بیش از نیمی از تغییر قیمت‌ها است که معادل با چهار برابر بیشتر از تأثیر برنامه ریزی‌های رسانه‌ای است.

خلاقیت دیجیتال ابعاد تعاملی را به تصویر، صدا و حرکت می‌افزاید و تعامل هر چه بیشتر، تأثیرگذاری برند را پیش می‌برد.

برای مثال برای محاسبه‌ی تأثیر تبلیغات از طریق تلفن‌های همراه در فروش سیستم عامل Oreo سه ارگان IAB, ComScore  و Vibrant Media با هم همکاری کردند. بنرهای تبلیغاتی استاندارد با IAB Rising Stars مقایسه شدند که تبلیغاتی تعاملی هستند.

نتایج هر سه کمپین تبلیغاتی نشان می‌دهد که شانس برقراری تعامل بین مشتری با آگهی Mobile Rising Star به عنوان آگهی استاندارد تلفن همراه تا دو برابر بیشتر بوده و ارتقای برند بعد از برقراری ارتباط با Mobile Rising Star بیش‌تر صورت می گیرد. (۸۳٪ مشتریان تعریف مشخص‌تری از آن برند به خصوص داشته، ۷۴٪ آن را به خاطر می‌سپرند و ۱۲٪ آن را به دیگران پیشنهاد می‌دهند.)

مطلب مرتبط: راهنمای انتخاب بهترین نوع تبلیغات برای اهداف مختلف

۶. تبلیغات آنلاین کارآمدتر از تبلیغات سنتی است

درحالی که همواره کلی گویی در مورد هزینه‌های مدیا با توجه به گسترده بودن انتخاب‌ها در هر رسانه کاری خطرناک است، تبلیغات آنلاین می‌تواند در میان کارآمدترین روش‌های برقراری ارتباط با مخاطبین قرار بگیرد.

بر اساس تخمین IAB ، در قیاس هزینه‌ی پرداخت شده برای هر تبلیغ با سودی که آن تبلیغ به دنبال می‌آورد، تبلیغات آنلاین بین پنج تا شش برابر موفق‌تر از سایر روش‌های سنتی تبلیغات عمل می‌کند.

تبلیغات آنلاین کارآمدتر از تبلیغات سنتی است

۷. تبلیغات آنلاین لازمه‌ی برقراری ارتباط با مخاطبین است

در سال ۲۰۱۳، مجموع زمان استفاده از رسانه‌های آنلاین توسط شهروندان بالغ آمریکایی بیشتر از زمان صرف شده برای تماشای تلویزیون شد و این روند رو به افزایش است.

هر شهروند بالغ آمریکایی روزانه به طور میانگین زمانی برابر با ۴ ساعت و ۲۸ دقیقه را صرف تماشای تلویزیون می‌کند.این در حالی است که انتظار می‌رود در سال جاری هر شهروند روزانه زمانی معادل با ۵ ساغت و ۴۶ دقیقه را به استفاده از رسانه‌های آنلاین – شامل تلفن‌های همراه و دستگاه‌های آنلاین – بگذراند؛ این آمار نشان دهنده‌ی افزایش روند پیشی گرفتن استفاده از رسانه‌های دیجیتال تا اندازه‌ی یک ساعت در هر روز است.

تبلیغات آنلاین لازمه‌ی برقراری ارتباط با مخاطبین است

مطلب مرتبط: رسانه‌های اجتماعی تا سال ۲۰۱۸ و بعد از آن به کجا می‌رسند؟

۸.تبلیغات آنلاین حتی از آنچه فکر می‌کنیم هم موثرتر است

این طور به نظر می‌رسد  که امروزه ابزاری که برای سنجش بازگشت سرمایه‌ی رسانه استفاده می‌شود، رسانه‌های دیجیتال را کم ارزش می‌پندارد. انجمنی متشکل از شرکت‌های CPG (کالاهای بسته بندی شده‌ی مصرفی) به همراه کمپانی Nielsen مطالعه‌ای در زمینه‌ی درک بهتر تخصیص رسانه (Media Attribution) انجام دادند.

اعضای این انجمن که شامل شرکت‌های Procter & Gamble , Nestlé , Kraft Foods Mondelez , Kimberly-Clark   وKellog می‌شود  به این نتیجه رسیدند که آمیخته‌ی روش‌های بازاریابی، تبلیغات آنلاین را کم‌ارزش می‌داند.

برای مثال ROI (نرخ بازگشت سرمایه) برای تبلیغات درون فیسبوک تا ۴۸٪ و در مورد تبلیغات جستجوی گوگل تا ۳۹٪ نادیده گرفته شده است.

تبلیغات آنلاین حتی از آنچه فکر می‌کنیم هم موثرتر است

جمع بندی

امروزه تبلیغات آنلاین با ایجاد تقاضای جدید، افزایش اشتغال و وظیفه‌شناسی و همچنین سودآوری، خود را به بازاریابان برندها ثابت کرده است. با این وجود افراد شکاکی مثل اعضای تیم مالی دوست من همواره باقی خواهند ماند.

بر اساس مدارک و مطالعات ، تبلیغات آنلاین بهترین روش تبلیغات برای بازاریابان برندها است. با این وجود صنعت تبلیغات به دستاوردهای خود قناعت نکرده و همچنان بازاریابان، آژانس‌های تبلیغاتی و سایت‌های منتشرکننده‌ی تبلیغات در حین ارتقای کار خود در حال خلق و مطالعه‌ی میزان تأثیر روش‌های مطمئن و جدید هستند.

 

برگرفته از: marketingland.com

تبلیغات آنلاین را با دیجیتال مارکتینگ اشتباه نگیرید

تبلیغات آنلاین را با دیجیتال مارکتینگ اشتباه نگیرید

وقتی مردم درمورد آژانس‌های تبلیغاتی با من صحبت می‌کنند – به خصوص آن دسته از آژانس‌هایی که ادعای ۳۶۰ درجه بودن دارند – آنچه که به آن اشاره می‌کنند اصطلاح تبلیغات آنلاین است. اشتباه نکنید، تبلیغات از مهم‌ترین بخش‌های دنیای مارکتینگ است، ولی همه‌ی آن نیست. مشکل اصلی موقعی به وجود می‌آید که مردم سعی در مقایسه‌ی آژانس‌های تبلیغاتی دارای قابلیت‌های دیجیتال با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ دارند. نظریه‌ی من در این مورد (که البته مانند هر قانون دیگری کامل نیست واستثناهایی هم دارد) از این قرار است: یک آژانس تبلیغاتی (چه دارای قابلیت‌های آنلاین باشد و چه نه) با تبلیغ رابطه‌ای مانند میخ و چکش دارد. برای یک آژانس تبلیغاتی (که حکم چکش را دارد) همه چیز با تبلیغ (که حکم میخ را دارد) حل می‌شود. همانطور که برای چکش همه چیز شکل میخ را دارد و این مسئله به خودی خود مشکلی ندارد. تبلیغات جزء بسیار مهمی ازیک پلتفرم قوی ارتباطی است و در عین حال روشی بسیار کارآمد در اختیار هر برند برای برقراری ارتباط با مخاطبین قرار می‌دهد. برندها می‌توانند هرچقدر می‌خواهند درباره‌ی ناکارآمد بودن تبلیغات شکایت کنند، اما این مشکل هنگام مواجهه با  عدم خلاقیت خیره کننده تشدید می‌شود (به دلیل وجود کانال‌ها و موقعیت‌های بیش از اندازه).

چگونه آژانس دیجیتال مارکتینگ به بحث تبلیغات آنلاین ارتباط پیدا می‌کند؟

جواب این سوال به پاسخ دهنده‌اش بستگی دارد. از سال ۲۰۰۰ که شرکت “Twist Image” را تاسیس کردیم، هرگز در پی حل چالش‌های تجاری با یک تبلیغ نبودیم. ما همواره در تلاش بودیم راه حلی که بر دنیای دیجیتال مبتنی است پیدا کنیم. بنابراین هدف ما تولید محصولات یا خدماتی است که می‌توانند در جهش یک برند و جلو افتادن آن از سایر رقبا و با فاصله گرفتن از روش‌های سنتیِ ارتباط با مشتری، به آن کمک کنند. در نتیجه چارچوبی مطمئن برای موفقیت می‌سازیم. هنگامی که محصول یا خدمات (که می‌تواند شامل بازی، اپلیکیشن، وبسایت، شبکه‌ی اجتماعی و … باشد) و چارچوب آن آماده باشد، بحث در مورد ارتباطات آغاز می‌شود. از دیدگاه ارتباطات ما سعی در به کار بردن تلفیقی سالم از پرداخت، درآمد و مدل‌های کسب شده داریم.

چگونه آژانس دیجیتال مارکتینگ به بحث تبلیغات آنلاین ارتباط پیدا می‌کند؟

متوجه تفاوت دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات آنلاین می‌شوید؟

تبلیغات تنها یک جزء از چالش ارتباطات است. دلیل رایج بودن این اشتباه در صنعت بازاریابی این است که ما از هرینه‌های رسانه‌ای (media spend) به عنوان سنگ محک برای درک و دریافت بازاریابی استفاده می‌کنیم.بر اساس خبری که eMarketer منتشر کرده است، هزینه‌ی تبلیغات دیجیتال در دنیا در سال ۲۰۱۴ برابر با ۱۳۷/۵۳ میلیارد دلار بوده است. بعد از خواندن این مطلب در ابتدا فکر کردم متن دارای اشتباه تایپی است: “طبق آخرین تخمین eMarketer در زمینه‌ی خرید رسانه، مجموع هزینه‌های انجام شده برای تبلیغات مخصوص دستگاه‌های متصل به اینترنت (شامل کامپیوتر خانگی، لپ تاپ، تلفن همراه و تبلت) در سال جاری به ۱۳۷/۵۳ میلیارد دلار می‌رسد. طبق پیش‌بینی انجام شده هزینه‌ی دیجیتال (digital spend) در دنیا تا ۱۴/۸ درصد نسبت به سال ۲۰۱۳ افزایش خواهد یافت (که یک چهارم همه‌ی هزینه‌های خرید رسانه را جبران می‌کند و معادل یک پنجم هزینه‌های سال ۲۰۱۲ است) و قرار است تا پایان زمان مشخص شده این رقم به یک سوم درآمد کل برسد. یعنی زمانی که آژانس‌های تبلیغاتی جهان مقدار ۲۰۴/۰۱ میلیارد دلار در قسمت دیجیتال سرمایه گذاری می‌کنند.

این یعنی سرمایه‌ای کلان برای تبلیغات آنلاین

هنگامی که بازاریابان چنین منابع مالی چشمگیری را خرجِ خرید رسانه‌ی برندها می‌کنند، مشخص است که چگونه مرز میان تبلیغات و بازاریابی نامعلوم می‌شود.

زمانی که هزینه‌ی خرید رسانه کم‌تر از یک میلیارد دلار بود را به یاد دارم (چرا که درآن زمان یعنی در سال ۱۹۹۹ در بخش فروش مدیای آنلاین کار می‌کردم). حالا تبلیغات آنلاین در حال رقابت با تبلیغات تلویزیونی است. چرا که برندها بودجه‌ی تبلیغاتی خود را در جایی که مشتری بیشتری حضور دارد خرج می‌کنند. حالا به نظر شما کجا می‌توان بیشترین تعداد مشتری را جذب کرد؟

مسئله‌ی تبلیغات آنلاین فقط مدیا نیست

آخرین باری که مطلبی را در مورد یک برند خواندید و به این فکر کردید که “خب..این ایده‌ی هوشمندانه‌ای است!” را به یاد دارید؟ این واکنش من به مقاله‌ی Johnson & Johnson     Treasures BabyCenter’s Data در AdWeek بود. زنانی که بچه‌دار هستند معمولاً از BabyCenter برای به دست آوردن اطلاعات استفاده می‌کنند و صاحب این کمپانی آنلاین کسی جز Johnson & Johnson نیست. به راه حل فوق العاده‌ای که Johnson & Johnson با این روش بازاریابی ایجاد کرد، به ذخیره‌ی مداوم اطلاعات در این سایت و در آخر به توانایی استفاده‌ی حداکثری از همه‌ی این اطلاعات و داده‌ها برای ایجاد بهترین و مناسب‌ترین تبلیغات در این سایت فکر کنید (و همینطور مواردی که Johnson & Johnson در بقیه‌ی سایت‌های مربوط به بچه‌داری تبلیغات می‌کند). این مثال کاملاً تفاوت و شکاف بین تبلیغات آنلاین (به عنوان آخرین قدم ارائه و ارتباط با مخاطبین) و دیجیتال مارکتینگ (یعنی ایجاد یک پلتفرم – در این مثال برای مادرها – و ساخت چارچوب برای آن و هل دادن پلتفرم ارتباطات به سمت این موضوع که یا پیام را دریافت کن یا در این مورد خاص حتی تبدیل به پولش کن) را مشخص می‌کند.

مسئله‌ی تبلیغات آنلاین فقط مدیا نیست

مطلب مرتبط: برندها چگونه روی رسانه‌های جمعی تاثیرگذار هستند؟

تبلیغات آنلاین را نادیده نگیرید

دوباره تأکید می‌کنم: تبلیغات اهمیت حیاتی دارد (به خصوص در کانال‌های آنلاین). دوباره به این اعداد دقت کنید: ۱۳۷/۵۳ میلیارد دلار هزینه‌ی تبلیغات در سال ۲۰۱۴. همچنان تبلیغات به عنوان زیرمجموعه‌ای از پلتفرم ارتباطات که خود جزئی از یک بازاریابی بزرگ‌تر است اهمیت خود را دارد. هرچند که پول کلانی از مدیا به سمت دیجیتال در حال روانه شدن است، ولی بدون یک پلتفرم بازاریابی دقیق که به صورت افقی در بدنه‌ی یک سازمان یا برند در جریان باشد، همه‌ی این تلاش‌ها و هزینه‌ها بی‌فایده خواهد بود.

همچنان، دنیای دیجیتال به مسیر خود در جهت رشد و پیشرفت ادامه می‌دهد، حتی اگر ما این دو اصطلاح را به جای یکدیگر به کار ببریم.

 

برگرفته از: sixpixels.mirumagency.com

برنده جنگ تبلیغات آنلاین فیسبوک است یا گوگل؟

برنده‌ی جنگ تبلیغات آنلاین فیسبوک است یا گوگل؟

براساس گزارش مجله‌ی Adobe Digital Index (IDA) با عنوان «تبلیغات دیجیتال و هوش اجتماعی در طول سه ماهه‌ی سوم سال ۲۰۱۵»، تلاش فوق‌العاده‌ی فیسبوک برای شخصی سازی تبلیغات، باعث ترغیب گوگل به اعمال تغییرات در کسب‌وکار خودش شده است. مجله‌ی ADI ادعا کرده است که ۵۱ درصد از کاربران در نظرسنجی اخیرش اعلام کرده‌اند تبلیغات فیسبوک به‌جاترین تبلیغات اینترنتی است. رتبه‌ی دوم این لیست متعلق به تبلیغات یوتیوب (با ۱۷ درصد از آراء) است و رتبه‌ی سوم هم به صورت مشترک به گوگل پلاس و پینترست (با ۶ درصد از آراء) تعلق دارد.

درنتیجه، واضح است گوگل به خودش بیاید و برای سروسامان دادن به اوضاعش، ابزار Customer Match (تطبیق مشتری) را عرضه کند تا تبلیغ‌کننده‌ها بتوانند براساس تاریخچه‌ی جستجوی کاربر، تبلیغات را برای کاربر شخصی‌سازی کنند. تامارا گافنی، تحلیلگر ارشد مجله‌ی ADI در این مورد می‌گوید: «نرخ کلیک تبلیغات فیسبوک از سال پیش تا به حال ۳۵ درصد رشد کرده. مشخصه که برنامه‌ریزی‌ها به خوبی جواب دادند. بازاریاب‌ها هم روز به روز بیشتر از این پلتفرم استفاده می‌کنند. به علاوه، کاربرها هم به تبلیغات علاقه‌مندتر شدند.»

مجله‌ی ADI در بخشی از تحلیل خود، فعالیت مشتریان سایت‌های معتبری را که به برند تبدیل شده‌اند از پائیز ۲۰۱۴ تا پائیز ۲۰۱۵ بررسی کرده است. درخلال این پژوهش، واکنش کاربران نسبت به ۹۰۰ میلیارد تبلیغ اینترنتی در سایت‌های جستجو و شبکه‌های اجتماعی (از قبیل گوگل، فیسبوک، بینگ، یاهو، بایدو و یاندکس) تحلیل شده است. به علاوه‌ی اینکه ۲۳ میلیارد بازدید از شبکه‌های اجتماعی فیسبوک، توئیتر، پینترست، تامبلر، ردیت، یوتیوب و لینکدین هم کاملا بررسی شده است. نتایج این گزارش نشان می‌دهند نرخ کلیک روی تبلیغات گوگل، از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۵ حدود ۲۵ درصد رشد داشته که از آمار ۳۵ درصدی فیسبوک پایین‌تر است.

تبلیغات گوگلاحتمالا عرضه‌ی ابزار Customer Match هم نشان می‌دهد گوگل برای بالا بردن این رقم تحت فشار است و تلاش می‌کند تبلیغاتش را تا حد ممکن شخصی‌سازی کند. مت رابرتس، از تحلیلگران ارشد مجله‌ی ADI معتقد است: «گوگل در طول ماه‌های اخیر موفق شده با هدف‌گذاری بهتر روی تبلیغات، هم هزینه‌هایش رو کاهش بده و هم نرخ کلیکش رو تا حدی افزایش بده. کاملا واضحه که حوزه‌ی نمایش تبلیغات هنوز هم کاملا رقابتی و سودآوره. مطمئنا ابزار Customer Match هم به گوگل کمک می‌کنه در این عرصه موفق‌تر از قبل عمل کنه».

حوزه‌ی جستجوی مجله‌ی ADI در ادامه‌ی گزارش خود توضیح داده است که آمریکای شمالی، بیشترین بودجه‌ی بازاریابی جستجو را به خودش اختصاص داده است. مت رابرتس اقتصاد قدرتمند ایالات متحده را دلیل این قضیه می‌داند: «احتمالا تفاوت‌های اقتصادی علت اصلی تقسیم نابرابر بودجه‌هاست». درحقیقت، بودجه‌ی تبلیغات موتورهای جستجو در منطقه‌ی آمریکای شمالی، از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۵ حدود ۱۷ درصد رشد داشته‌ است. نرخ کلیک روی تبلیغات هم رشد مضاعفی داشته و هزینه به ازای هر کلیک (CPC) هم ثابت باقی مانده است.

جالب است که بینگ از لحاظ جذب بودجه‌ی تبلیغات در موتورهای جستجو، در همه جای دنیا به جز آمریکای شمالی از گوگل پیشی گرفته است. البته توجه داشته باشید که گوگل همچنان در این عرصه بلامنازع است و به تنهایی ۷۱ درصد از سهم بازار آمریکای شمالی در حوزه‌ی تبلیغات موتورهای جستجو را به خودش اختصاص داده است و نرخ کلیک روی لینک‌ (CTR) آن هم حدود ۱۶ درصد رشد داشته است.

تبلیغات موبایلیرابرت در ادامه‌ی صحبت‌هایش توضیح داده است که بین صنایع مختلف، فروشگاه‌ها بیشترین بودجه را صرف تبلیغات در موتورهای جستجو می‌کنند؛ احتمالا این رقم اواخر سال که فروشگاه‌ها به تکاپوی فروش پیش از تعطیلات می‌افتند بیش از پیش می‌شود. مجله‌ی ADI پیش‌بینی می‌کند در طول سه ماهه‌ی آخر سال، صنعت اتومبیل هم بیشترین بودجه را به تبلیغات اینترنتی اختصاص بدهد. هزینه به ازای هر کلیک (CPC) در حوزه‌ی اتومبیل، به لطف بهینه‌سازی‌های صورت گرفته، حدود ۱۴ درصد افزایش داشته و نرخ کلیک روی لینک‌ها (CTR) هم در این بخش رشد ۳۲ درصدی داشته است.

میزان هزینه‌ها در کمپین‌های موبایلی در طول سال قبل رشد چندانی نداشت. هزینه به ازای هر کلیک (CPC) در گوشی‌های همراه هوشمند، تقریبا ثابت بود، اما نرخ کلیک (CTR) در حوزه‌ی موبایل رشد مضاعفی داشت. فروشگاه‌ها امیدوارند این آمار و ارقام همچنان روند صعودی داشته باشد. در ادامه‌ی گزارش مجله‌ی ADI آمده است که میزان درآمد حاصل از هر بازدید (RPV) در شبکه‌های اجتماعی روز به روز بیشتر می‌شود. کاملا واضح است که فیسبوک در این زمینه از تمام رقبایش موفق‌تر است؛ رتبه‌ی دوم این لیست هم به پینترست تعلق دارد. رابرتس در این خصوص می‌گوید: «خیلی جالبه که ردیت هم باوجود تمام مشکلاتی که در طول این چند سال داشته، به سرعت رشد کرده و به پلتفرم‌های اجتماعی قدرتمند نزدیک شده». درواقع ردیت موفق شده است میزان درآمد به ازای هر بازدید (RPV) خود را دو برابر کند و به توئیتر کاملا نزدیک شود.

نکته‌ی دیگری که مجله‌ی ADI بررسی کرده این است که با وجود بالا بودن نرخ کلیک روی لینک‌های تبلیغاتی فیسبوک، میزان تعامل کاربران با ویدئوها و تصاویر این شبکه‌ی اجتماعی نسبتا پایین است. عقیده‌ی رابرتس هم این است که: «سال گذشته روی الگوریتم فیسبوک تغییراتی اعمال شد که نحوه‌ی نمایش لینک‌ها رو تغییر داد. بعد از اعمال این تغییرات، بازاریاب‌ها هم مجبور شدند به جای تمرکز صرف روی تصاویر و ویدئوها، لینک‌هایی ایجاد کنند که واقعا مخاطب رو جذب کنه». پریسکوپ که در طول سه ماهه‌ی نخست ۲۰۱۵ ناگهان بین کاربران شبکه‌های اجتماعی محبوبیت پیدا کرد هم همچنان در تلاش است تا به یکی از قدرت‌های اصلی این حوزه بدل شود.

سپتامبر ۲۰۱۵ بود که نمایش یک فیلم در هندوستان ممنوع شده بود، از طریق پریسکوپ پخش شد و باعث شد این شبکه اجتماعی زبانزد خاص و عام شود. رابرتس در این خصوص می‌گوید: «اگر یک اتفاق مثل این بتونه توجه مردم رو تا این حد به پریسکوپ جلب کنه، معلوم میشه این پلتفرم هنوز جا داره چندین برابر رشد کنه».