نوشته‌ها

چطور با تقویم رومیزی کمپین تبلیغاتی حرفه‌ای داشته باشیم

تقویم رومیزی راهی برای داشتن یک کمپین تبلیغاتی موفق

خدمات چاپ دیجیتال آژانس تبلیغاتی پرمون طرح، با استفاده از  بهترین و باکیفیت‌ترین ابزار تبلیغات در ایران، بالاترین استانداردهای کیفی را در چاپ تبلیغات ارائه می‌دهد. یکی از این خدمات، چاپ تقویم رومیزی است که کیفیت و طراحی آنها برای شرکت ما افتخارآفرین است. ادامه مطلب …

آیا هویت برند شما تصویر درستی از سازمان را نشان می‌دهد؟

آیا هویت برند شما تصویر درستی از سازمان را نشان می‌دهد؟ طراحی، ساخت و پرداخت هویت بصری برند

هویت برند ، ذهنیت مشتری را نسبت به کسب‌وکار تعیین می‌کند. شرکت ازطریق طراحی هویت برند ، تصویر مطلوب خود را در ذهن مشتریان ترسیم و با مخاطبان هدف خود ارتباط برقرار می‌کند. هویت برند، پیامی ترکیبی است که ازطریق نام برند، لوگو، استایل و جذابیت‌های بصری منتقل می‌شود.

ادامه مطلب …

معرفی ۱۲ آرکتایپ برند و راه‌های شناسایی آنها

معرفی ۱۲ آرکتایپ برند و راه‌های شناسایی آنها برندها چطور در دل مخاطبان خود جا باز می‌کنند؟

همه‌ی ما می‌خواهیم دنباله‌رو و طرفدار داشته باشیم. در کسب‌وکار مدام به‌دنبال پیدا کردن یک برنامه‌ی بازاریابی جادویی هستیم که مخاطبان را به سمت ما جذب و محصولات ما را به جزء جدانشدنی زندگی آنها تبدیل کند. چیزی که معمولا از آن غافل می‌شویم این است که جذب مشتری شبیه جذب دوست است؛ اگر نتوانیم خودمان را آن‌گونه که هستیم نشان بدهیم، هیچ‌کس به ما علاقه‌مند نخواهد شد. بنابراین شناخت آرکتایپ برند (کهن‌الگو) خودتان و نحوه‌ی ایجاد رابطه با مشتریان اهمیت زیادی دارد. در این مقاله ۱۲ آرکتایپ برند را توضیح خواهیم داد.
ادامه مطلب …

شبکه های اجتماعی

کمپین های رسانه های اجتماعی بر روی برندها چه تاثیراتی دارند؟

تحقیقات، آمار و ارقام و گزارشات نشان می دهند کمپین های رسانه های اجتماعی روی توسعه برند تاثیر مثبت بالقوه ای دارند، اما صاحبان کسب و کار ها نمی دانند چطور باید از این رسانه ها استفاده کنند. براساس گزارش سایت سوشال مدیا اگزمینر، ۸۵٪ از بازاریابانی که از رسانه های اجتماعی استفاده می کنند، دقیقا نمی دانند کدام ابزار رسانه های اجتماعی برای کسب و کارشان مفیدتر است. برای این که متوجه شویم رسانه های اجتماعی از چه راه هایی می توانند به مجموعه مان کمک کنند، بررسی  تاثیرات کمپین های اجتماعی، روی برندهای شخصی یا کاری مفید می باشد.

شبکه های اجتماعی

پرمونافزایش شناخت مردم درباره برند و مطرح شدن به عنوان یکی از کارشناسان درجه یک:

هرچه بیشتر در رسانه های اجتماعی ظاهر شویم،باعث می شود مردم شناخت بیشتری نسبت به  برندمان به دست بیاورند و شرکت، محصولات و خدماتمان در نظر افراد معتبرتر جلوه خواهد کرد. مثلا فرض کنید بخواهیم برای کنفرانس ها و مجامعی که در حوزه کاری مان برگزار می شود، به عنوان سخنران دعوت شویم. این روزها بیشتر برنامه ریزهای جلسات و همایش ها، برای انتخاب سخنران از موتور جستجوی گوگل استفاده می کند. اگر چندین و چند بار جزو کارشناسان حوزه کاری مان در لیست نتایج گوگل ظاهر شویم، به احتمال زیاد به عنوان یکی از افراد پیشرو دیده می شویم و برنامه ریزها با کمال میل به همایش ها دعوتمان می کنند. این نوع تبلیغات چیزی نیست که بتوانیم خریداری کنیم؛ اگر هم بتوانیم، مطمئنا قیمتش بسیار بالا است. درنتیجه بهتر است با استفاده صحیح از رسانه های اجتماعی، به صورت رایگان به دستش بیاوریم.

 

پرمون افزایش اعتماد مردم درنتیجه اعتباری که به دست آمده:

فرض کنید یکی از افراد تاثیرگذار در حوزه کاری مان مطلبی که منتشر کرده بودیم را مجددا توئیت کند؛ به یکی از پست های وبلاگمان لینک بدهد یا مصاحبه مان را در یکی از مقالات سایتش چاپ کند. در این صورت مخاطبان مجموعه مطمئنا فکر می کنند شرکتمان کاملا معتبر و موجه است و به آن اعتماد می کنند؛ درنتیجه بهتر می توانیم در مسیر موفقیت گام برداریم. تحقیقات سال ۲۰۰۹ موسسه مشاوره مکست نشان می دادند مشتریانی که به یک برند اعتماد دارند:

تا ۸۳٪ به سایر افراد توصیه اش می کنند

تا ۸۲٪ به صورت متناوب از محصولات و خدماتش استفاده می کنند

تا ۷۸٪ برای محصولات و خدمات موردنظرشان ابتدا به سراغ آن می روند

تا ۵۰٪ بابت محصولات و خدماتش بهای بیشتری پرداخت می کنند

 

پرمون امکان جذب بازدیدکننده های تصادفی:

سومین مزیت رسانه های اجتماعی برای برندها این است که می توانند بازدیدکنندگانی که به صورت اتفاقی مثلا از نتایج موتورهای جستجو وارد سایت شده اند (نه به صورت شخصی یا بر اثر توصیه دیگران) را به مشتریان مجموعه تبدیل کنند. فرض کنید یکی از مشتریان بالقوه مان بین برند ما و یکی از رقبا بر سر دوراهی مانده باشد؛ اگر در رسانه های اجتماعی حضور پررنگ و فعالی داشته باشیم، (مثلا وبلاگ، اکانت لینکدین، پینترست یا.. داشته باشیم)، ولی رقیبمان در این رسانه ها نقش چشمگیری نداشته باشد، مطمئنا مشتری برند ما را انتخاب می کند. با وجود اینکه مشتری برای انتخابش فقط روی این قضیه تمرکز نمی کند؛ اما به هرحال این فاکتور هم تاثیر خاص خودش را دارد. گزارش سال ۲۰۱۵ موسسه دلوئیت هم به این نکته اشاره دارد که مشتریانی که قبل از سر زدن به فروشگاه یا در طول بازدیدشان از فروشگاه برای خرید، از رسانه های اجتماعی استفاده می کنند، ۲۹٪ بیشتر احتمال دارد در همان روز خاص خرید کنند. تحقیقات سال ۲۰۱۱ گروه او دی ام هم نشان می دهند ۷۴٪ از مشتریان برای تصمیم گیری در مورد خریدهایشان از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند.

 

 

پرموندرصد بالاتر ارجاعات:

ده سال پیش اگر می خواستیم برای بخش مدیریت تحول مجموعه، یک مشاور زبده انتخاب کنیم تا به کمکش برای یکی از پروژه های خارج از شرکت برنامه ریزی کنیم، مجبور بودیم با تعدادی از همکارانمان تماس بگیریم و سوال کنیم مورد مناسبی سراغ دارند یا خیر. در مرحله بعد باید با تلفن ثابت به لیستی که در دست داشتیم تماس می گرفتیم و بعد از مصاحبه تلفنی، درخواست می کردیم از طریق ایمیل، طرح هایشان را ارسال کنند. بعد از بررسی کاندیداها باید چند فینالیست نهایی را انتخاب می کردیم و دعوتشان می کردیم تا برای مصاحبه دوم به شرکت سر بزنند. نهایتا می توانستیم فرد موردنظرمان را انتخاب کنیم و قراردادش را امضا کنیم.

اما این روزها اگر در بخش مدیریت تحول شرکت، به دنبال مشاور باشیم تا برای پروژه های سالیانه کارکنانمان برنامه ریزی کند، کافی است عبارت مشاور مدیریت تحول را جستجو کنیم تا بیش از ۲۶ میلیون نتیجه یافت شود. می توانیم در یک نگاه نتایج نامربوطی مثل صفحات ویکی پدیا، روزنامه ها، آگهی های استخدامی و… را رد کنیم و روی ۶ تا ۱۰ نتیجه ای که مرتبط تر هستند تمرکز کنیم. براساس تحقیقات موسسه نیلسن نورمان، در مرحله بعد کافی است حدود ۵۹ ثانیه وقت بگذاریم و سایت های مناسب را باز کنیم. کافی است تعداد انگشت شماری از مشاوران که رزومه شان را روی وب گذاشته اند را بررسی کنیم و ببینیم کدام متقاضی از جهات زیر نسبت به سایرین برتری دارد:

تخصص کاری مرتبط

اعتبار کلی

معیارهای اجتماعی

محتوایی که نشان دهنده شایستگی باشد

جنبه های بصری و واضح بودن پیام

راحتی در هدایت کاربران

بعد از اینکه یک تا سه مشاور را از میان لیستمان انتخاب کردیم، باید پروفایل لینکدین، خوراک توئیتر، ویدئوهای یوتیوب، پادکست ها یا کتاب های الکترونیکی شان را بررسی کنیم و روی اینترنت دنبالشان بگردیم. بعد از اینکه مطمئن شدیم در کارشان خبره هستند، باید فرم تماس با ما را روی سایتشان پر کنیم.

درصورتی که به تماسمان پاسخ دادند، باید از طریق نرم افزارهای زمانبندی آنلاین مثل تایم ترید یا وی سیتا، وقت مصاحبه تلفنی بگذاریم. احتمالا در طول تماس تلفنی سعی می کنند توضیح بدهند چه کار می کنند و …؛ در همین لحظه پوزش می طلبیم و صحبتشان را قطع می کنیم و مودبانه می گوئیم قبلا تمام این اطلاعات را در سایتشان بررسی کرده ایم؛ فقط یک سوال داریم، آن هم این است که در زمینه برنامه ریزی برای این قبیل پروژه ها تجربه ای دارند و می توانند تعدادی از شرکت کننده ها را هم به صورت از راه دور از یک کشور خارجی مثلا چین هدایت کنند؟ این پروسه را با تمام فینالیست ها تکرار می کنیم و در نهایت بهترین تصمیم را می گیریم. افراد موردنظر برایمان یک قرارداد الکترونیکی می فرستند تا امضا کنیم؛ ما هم برایشان سپرده پی پال می فرستیم.

نکته این داستان این است که اصولا ماهیت بازاریابی ارجاعی دستخوش تغییر شده و رسانه های اجتماعی هم جزو فاکتورهای مهم این قضیه شده اند. حتی در مواردی که یکی از آشنایانمان مشتری بالقوه ای را به ما معرفی کند، احتمالا مشتری موردنظر باز هم به صورت آنلاین وضعیت کسب و کارمان را بررسی می کند و بعد از اینکه مطمئن شد، برای معامله وارد مذاکره می شود.

 

 

پرموندرآمد و مشتری بیشتر؛

رسانه های اجتماعی با اینکه نمی توانند به تنهایی میزان فروشمان را بالا ببرند، با این حال می توانند کمک کننده باشند. تحقیقات سال ۲۰۱۲ جیم کینان، کارشناس فروش نشان می دهند نزدیک به ۷۹٪ از فروشندگانی که در پروسه فروش از رسانه های اجتماعی استفاده می کنند نسبت به سایر همکارانشان نتایج بهتری می گیرند.

نکته آخر اینکه رسانه های اجتماعی هم می توانند توجه مشتریان بالقوه را به کسب و کارمان جلب کنند، هم اینکه مثل قیفی این مشتریان را به سمت وبسایتمان سرازیر کنند؛ درنتیجه بهتر است به بهترین نحو مورد استفاده قرار بگیرند.

۵ مزیت رسانه های اجتماعی که صاحبان کسب و کارها باید بشناسند

برندینگ

۵ نکته‌ی کلیدی در روانشناسی وفاداری به برند

در یک دنیای ایده آل، تمام مشتری ها به برندمان وفادار هستند. منظورمان از وفاداری این است که با کمال میل دوست دارند برای خریدهای بعدی شان مجددا به کسب و کارمان سر بزنند؛ یعنی حتی اگر قیمت های رقبایمان پایین تر باشد، یا انگیزه های بهتری به مشتری بدهند، بازهم کسب و کار ما را ترجیح می دهند. بعضی از مطالعات (حتی نظرات کارشناسان) نشان می دهند مقوله وفاداری مشتریان هم مثل بسیاری از پدیده های دیگر در حال انقراض است؛ مثلا ۷۹٪ از جوانان بیست و چند ساله که در یکی از نظرسنجی ها شرکت کرده بودند، عنوان کردند برای تصمیم گیری در مورد خریدشان بیش از هر چیز به کیفیت فکر می کنند و نام برند برایشان اهمیت چندانی ندارد. در دنیای این روزها که همه چیز مبتنی بر اطلاعات است و کاربران می توانند هر لحظه اطلاعات صدها هزار رقیب را بررسی کنند، عجیب نیست که برخی از افراد تصور کنند روزگار وفاداری مشتریان به سرآمده است.

اما قضیه به همین جا ختم نمی شود؛ برخی از مطالعات هم نشان می دهند وفاداری مشتری ها به برندها، هنوز مثل سابق است: ۷۷٪ از شرکت کنندگان یکی از نظرسنجی ها اعلام کرده بودند همیشه به برندهای خاصی سر می زنند، ۳۷٪ از این تعداد هم، جزو افراد وفادار به کسب و کارها بودند، یعنی حتی اگر رقبا قیمت پایین تری پیشنهاد می کردند هم، به کسب و کار وفادار می ماندند. اگر شما هم به نتایج پژوهش دوم اعتقاد دارید، بد نیست با ما همراه شوید و ببینید چه فاکتورهایی روی میزان این وفاداری تاثیر می گذارند.

 

تازگی

برای جذب مشتری جدید باید برای مخاطب تا اندازه ای تازگی داشته باشیم. دنیا پر است از برندهای مختلف شبیه برند ما؛ درنتیجه برای اینکه توجه مردم را به خودمان جلب کنیم، یا باید محصول جدیدی ارائه کنیم که پیش از این عرضه نشده باشد، یا اینکه طوری روی مشتری تاثیرگذار بگذاریم که برندهای دیگر را رها کند و جزو وفاداران کسب و کار خودمان شود. نکته جالب تر اینکه حس تازگی با حس های قوی و مثبت انسان آمیخته می شود و درصورت تکرار در شکل های مختلف، باعث می شود فرد به مجموعه اخت بگیرد. البته تازگی و نوآوری در ارائه محصولات، به خودی خود برای وفادار کردن مشتری کافی نیست، اما درهرحال جزو ملزومات اساسی برای رسیدن به این هدف است.

 

القای حس خوب

بخش عمده ای از روانشناسی انسان ها حول محور القای احساسات مختلف می گردد؛ مثلا وقتی چیز شیرینی می خوریم، در بدنمان هورمونی به نام دوپامین ترشح می شود که در مواقع سرخوشی تولید می شود؛ به همین خاطر است که اصولا غذاهای شیرین را به احساسات خوشایند ربط می دهیم. یا مثلا وقتی به یک بخاری داغ دست می زنیم و می سوزیم، بلافاصله بخاری را به درد و سوزش ربط می دهیم و سعی می کنیم از این به بعد چنین اشتباهی نکنیم. اما از این تجربیات دنیای واقعی چه درسی می توانیم بگیریم؟ اینکه بعد از جلب توجه مشتری، باید کاری کنیم که برندمان درون فرد احساسات مثبتی القا کند. اینکه برای مشتری تجربه خوشایندی ایجاد کنیم کافی نیست؛ باید این تجربه خوشایند را به برندمان مرتبط کنیم. یعنی باید در ساختمان شرکت از المان های برند استفاده کنیم و هر از گاهی (مثلا هنگام تحویل بسته یا سرو کردن غذا برای مشتری) شعارهای تبلیغاتی مختص برندمان را به مخاطب یادآوری کنیم تا ارتباط فرد با برند تقویت شود. تمام این فعالیت ها زمانبر هستند، اما مشتری ها با هر تجربه خوبی که به دست می آورند، بیشتر و بیشتر به مجموعه وفادار می شوند.

 

هویت و قبیله گرایی

انسان ها موجوداتی اجتماعی هستند؛ سعی می کنند برای خودشان شخصیت خاصی شکل بدهند و برای دفاع از هویتشان تا جایی که می توانند سرسختی کنند. از افراد شبیه به خودشان حمایت می کنند و تا حدممکن کاری به کار افرادی که شبیهشان نیستند ندارند. سیاست هم اصولا به همین خاطر تا این حد تفرقه برانگیز است. برندها می توانند با تکیه بر همین هویت و حس قبیله گرایی انسان ها، احساس وفاداری مشتریان را جلب کنند. اپل یکی از مثال های غیراخلاقی در همین زمینه است که برای نمایش برند خودش از افراد خوش تیپ با لباس های رنگی، ولی برای نمایش رقبایش از کاراکترهای بد قیافه استفاده می کند. اگر به مشتری ها نشان بدهیم جزوی از جامعه مان هستند، خیلی زود خودشان را بخشی از برندمان تلقی می کنند و به این راحتی از آن جدا نمی شوند.

 

نکات کلیدی

از این فاکتورهای روانشناسی چه درسی می توانیم بگیریم؟ برای اینکه مشتری ها را به برندمان وفادار کنیم چه کار می توانیم کنیم؟ پنج کار!

۱. متفاوت باشیم و در نظر مشتری جلوه کنیم. برندمان باید در کارش نوآوری داشته باشد تا از رقبا متمایز شود. درغیر این صورت مشتری هایی که به سایر برندها وفادارند لزومی نمی بینند به مجموعه ما سوئیچ کنند.

۲. بازار هدفمان را بشناسیم و به نیازشان جواب بدهیم. برای اینکه برای بازار هدفمان تجربه بهتری ایجاد کنیم، باید دقیقا بفهمیم چطور فکر می کنند و دنبال چه چیزی می گردند تا همان محصولات یا خدمات را عرضه کنیم.

۳. برای مشتری تجربه های مثبت و خوشایندی مرتبط به برند ایجاد کنیم. باید کاری کنیم برندمان همیشه ملکه ذهن مخاطب باشد. اگر مشتری برندمان را فراموش کند، دیگر مهم نیست قبلا با ما تجربه خوبی داشته یا خیر.

۴. به مشتری ها امکان بدهیم با هم تعامل کنند. بهترین کار برای ایجاد جامعه کاربران، این است که حس قبیله گرایی را در مشتری ها برانگیخته کنیم تا با همدیگر ارتباط قوی تری برقرار کنند.

۵. برند را جزوی از هویت شخصی مشتری کنیم. باید کاری کنیم مشتری احساس کند برند بخشی از هویتش است؛ در این صورت حاضر نمی شود برند را از خودش جدا کند.

 

اگر خوب فکر کنیم، می بینیم وفاداری مشتری ها به برندها، هنوز از صفحه روزگار حذف نشده، چندان هم مساله پیچیده ای نیست. با استفاده از استراتژی های مناسب، می توانیم مشتری های خوب را به برندمان وفادار کنیم و رشد مستمری داشته باشیم.

 

برگرفته از: entrepreneur.com

ارتباط احساسی مصرف کنندگان با برندها چیست؟

طبق تحقیقات اخیر CustomerThermometer، مصرف کنندگان می گویند که ارتباط عاطفی بیشتری نسبت به مارک هایی دارند که از افرادی مانند خودشان مراقبت می کند.

این گزارش بر اساس داده های حاصل از نظرسنجی از ۱۰۰۰ فرد بزرگسال در ایالات متحده بود. حدود ۶۵ درصد از پاسخ دهندگان می گویند که آنها به لحاظ عاطفی با نام تجاری ارتباط برقرار می کنند که از افرادی مانند خودشان مراقبت می کند. دیگر دلایل عمده برای ارتباط عاطفی با مارک ها، این است که احساس کنند که شرکت مزبور تفاوت های مثبتی در جهان ایجاد می کند (۵۵٪) و احساس کنند که این شرکت ۴۵٪ آنها را هیجان زده می کند. زنان به احتمال زیاد نسبت به مردان احساس عاطفی بیشتری نسبت به علامت های تجاری دارند که تفاوت های مثبتی در جهان ایجاد می کنند.

مردان به احتمال زیاد نسبت به زنان احساس عاطفی بیشتری نسبت به مارک هایی دارند که آنها را در مورد آینده هیجان زده می کنند.

ارتیاط مصرف کننده با برندها

مردان به احتمال زیاد نسبت به زنان احساس عاطفی بیشتری نسبت به مارک های الکترونیک و کفش دارند.

زنان به احتمال زیاد نسبت به مردان احساس عاطفی بیشتری نسبت به مارک های مد و زیبایی دارند.

ارتباط مصرف کننده با برندها

مولفه های عاطفی ارتباط مصرف کنندگان با نام های تجاری عبارت است از: علاقه، اعتماد، خوش بینی، تحسین و پذیرش.

حس مصرف کننده به برند

 

برگرفته از: marketingprofs.com

ایمیل مارکتینگ

مؤثرترین انواع ایمیل‌ها برای برندهای تجارت الکترونیک

با توجه به تحقیقات اخیر کلاویو (Klaviyo)، ایمیل‌های خوش‌آمدگویی و ایمیل‌های رهاسازی سبد خرید مؤثرترین نوع پیام‌های خودکار/واکنش‌انگیز برای بازار تجارت الکترونیک هستند. این گزارش بر اساس تجزیه و تحلیل داده‌های بیش از ۱/۵ میلیارد ایمیل ارسال شده توسط ۱۰۰۰ برند از برندهای تجارت الکترونیک در سه ماهه‌ی چهارم سال ۲۰۱۶ بود. در ادامه مؤثرترین انواع ایمیل‌ها را معرفی خواهیم کرد.
ادامه مطلب …

برندها و مصرف کنندگان

برندها چگونه روی رسانه‌های جمعی تاثیرگذار هستند؟

طبق تحقیقات اخیر انجام شده از سوی Sprout Social، بیشتر مصرف‌کنندگان خواهان صداقت و صمیمیت برندها در رسانه‌‌های اجتماعی هستند. این گزارش بر اساس داده‌های یک نظرسنجی آنلاین است که در آوریل ۲۰۱۷ از ۱۰۰۳ مصرف‌کننده جمع‌آوری شد.
ادامه مطلب …