چطور یک شعار تبلیغاتی خوب بنویسیم؟
,

شعار تبلیغاتی خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟

طرفداران سریال «Mad Men» حتما آن صحنه‌ی مهم را به یاد دارند که در آن «دان دریپر» با استعداد برای مشتری خود شرکت سیگارسازی «Lucky Strike» در شرایطی حساس که این شرکت به بن‌­بست رسیده است، شعار تبلیغاتی نمادینی می‌­آفریند: «it’s toasted». شعاری که این برند را از رقبای خود متمایز می‌­کند.

در حالی که تحقیقات به مشتریان در مورد ضررهای سیگار‌ هشدار می‌دهند، دان دریپر توانست شعار به یاد ماندنی «it’s toasted» را ارائه کند. به اعتقاد او این شعار به مشتری احساس رضایت و خوشحالی می‌­دهد. این ماجرا چه واقعی باشد و چه داستان پردازی، نمی‌­توان انکار کرد شعار تبلیغاتی دان دریپر چقدر جذاب و گیرا است.

اگر فقط همین صحنه را هم دیده باشید حتما می‌­توانید متوجه شوید چطور باید شعار تبلیغاتی خوبی نوشت. با این حال چند ویژگی هستند که یک نوشته خوب را از بقیه جدا می­‌کنند. می‌­خواهید بدانید کدام ویژگی­‌ها؟ خب، پس بهتر است ادامه این نوشته را بخوانید.

نوشتن شعار تبلیغاتی

این کار یکی از مهم‌­ترین عناصر انواع بازاریابی یا تبلیغات است. شعار تبلیغاتی کلماتی نوشتاری یا گفتاری هستند که بازاریابان با استفاده از آنها، سعی می‌­کنند مردم را به استفاده از کالا یا خدماتی خاص، تشویق کنند. نوشتن شعار تبلیغاتی مثل نوشتن فراخوان است اما در مقیاسی بزرگ‌­تر. نویسندگان این شعارها سعی می­‌کنند مردم را به تفکر، عکس‌­العمل یا تجربه دعوت کنند؛ به طوری که این شعار یا برند را در گوگل جستجو کنند و درباره‌ی آن کمپین بیشتر بدانند. کسانی که شعار تبلیغاتی می‌­نویسند، فقط چند کلمه دارند تا بتوانند به هدف خود برسند. کوتاهی و جذابیت، تنها ویژگی‌­های یک شعار تبلیغاتی خوب نیست. در ادامه چند ویژگی دیگر را با هم می‌­خوانیم.

شش ویژگی یک شعار تبلیغاتی خوب

۱- شعار تبلیغاتی خوب، چشم­‌انداز شما را تغییر می‌­دهد

بعضی وقت‌ها یک پیام فقط به کمی تغییر زاویه نیاز دارد تا تاثیرگذار شود. همه‌ی ما عادت کرده‌ایم پیام‌­های بازاریابی را نادیده بگیریم و حتی دیگر آنها را نمی‌­بینیم. یکی از قدرتمندترین کارهایی که یک شعار تبلیغاتی می‌­تواند انجام دهد شکستن سدی است که مخاطب در برابر خود کشیده. این کار را می‌­شود با یک رویکرد غیرمنتظره انجام داد. هر داستان زوایای بی­شماری دارد و کار نویسنده این است که بتواند بهترین رویکرد را پیدا کند.

شعار تبلیغاتی خوب، چشم­‌انداز شما را تغییر می‌­دهد

عکس بالا، آگهی شرکت «Sage Therapeutics» است که در شعار تبلیغاتی خود، بر اهمیت صحبت درباره افسردگی پس از زایمان اصرار دارد. خب، این تصویر دارد کار خودش را می‌کند چون به جای اینکه از خوانندگان بخواهد به چیزی ناشناخته توجه کنند، آنها را در جایگاه مادران افسرده می‌گذارد تا بتوانند رنج آنها را تجربه کنند. آیا امکان دارد برخی از خوانندگان این آگهی که به سرعت از آن می‌گذرند، فکر کنند این تصویر درباره‌ی پستانک بزرگسالان است؟ قطعا! اما کسانی که آگهی را کامل بخوانند حتما در آن عمیق خواهند شد.

دفعه‌ی بعد که خواستید شعار تبلیغاتی بنویسید، این روش را امتحان کنید. مستقیم نروید سراغ موضوع اصلی و در عوض از خودتان بپرسید چرا این موضوع اهمیت دارد؟ هر بار که پاسخی می‌نویسید، خودتان را به چالش بکشید تا عمیق‌تر به موضوع نگاه کنید تا داستان عمیق‌تری پشت موضوعتان پیدا کنید.

مطلب مرتبط: ۵ نکته‌ی کلیدی در روانشناسی وفاداری به برند

۲- شعار تبلیغاتی خوب، با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند

استیو جابز در سال ۱۹۹۶ راز خود را فاش کرد. او در مصاحبه ای درباره‌ی خلاقیت گفت: «خلاقیت فقط ایجاد رابطه میان چیزهاست. وقتی از آدم‌های خلاق بپرسید چطور کاری را انجام داده‌اند، کمی احساس گناه می‌کنند چون کار خاصی نکرده‌اند و فقط با دقت به چیزی توجه کرده‌اند و بعد از مدتی موضوع برایشان آشکار شد.»

بیایید فکر کنیم به شما گفته‌اند برای یک جفت کتانی جدید یک تبلیغ بنویسید. می‌توانید فقط درباره‌ی وزنِ کم یا نرمی آن بنویسید. این ویژگی را کتانی‌های دیگر هم دارند. اما می‌توانید تمام اینها را بگذارید کنار و به جایش به ایجاد یک ارتباط مفهومی فکر کنید. مثلا میان این محصول و تجربه‌ی احتمالی استفاده از آن.

شعار تبلیغاتی خوب، با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند

در تبلیغ فوق، دو اتفاق افتاده است. متن تبلیغ، یادآوری می‌کند برای بسیاری از افراد، دویدن فقط به معنای دویدن نیست، بلکه به معنای خلوت کردن با خود، آرامش درون، و بازگرداندن عقلانیت به یک زندگی شلوغ است. علاوه بر این، این تبلیغ از شرکت نایکی فقط به تجربه‌ی دویدن مرتبط نیست، بلکه صدای حرکت کفش روی آسفالت را هم تداعی می‌کند.

داستان شعار تبلیغاتی عکس بالا، محو شدن پیچیدگی‌های زندگی یک نفر و جایگزینی آن با سادگی و شفافیت است. هر چه نوشته جلوتر می‌آید، جملات ساده‌تر می‌شوند و پیچیدگی شعار تبلیغاتی، کم‌کم جای خود را به سادگی و تپش موزون کلمات می‌دهد: «بدو، بدو، بدو، بدو». این همان ریتمی است که یک نفر وقت دویدن حس می‌کند؛ زمانی که هر صدایی به جز صدای قدم‌هایش محو می‌شوند. این معنای «ارتباط» است.

۳- شعار تبلیغاتی خوب، شروعی درخشان دارد

کسانی که حرفه‌شان نوشتن شعار تبلیغاتی است، یک جمله‌ی معروف دارند که متعلق به جو شوگرمن (Joe Sugarman)، نویسنده‌ی مشهور تبلیغات است. او به شدت اعتقاد دارد هدف عنوان یک نوشته‌ی تبلیغاتی این است که مخاطب را به خواندن خط اول تشویق کند. هدف خط اول آن است که او را به خط دوم ببرد و همین‌طور تا به انتها. خلاصه آنکه اگر خط اول نوشته‌ی شما نتواند خوانندگان را اسیر کند، همه چیز از دست رفته است.

۴- شعار تبلیغاتی خوب، حاصل گوش دادن است

Gymlt عنوان باشگاهی ورزشی در یکی از مناطق بوستون آمریکا است. شاید هر کس پیش از اینکه موفقیت Gymlt را ببیند، این تصمیم بنیان­گذاران باشگاه را دیوانگی می‌دانست چرا که محله‌ی مذکور پر از باشگاه ورزشی بود و حتی یک باشگاه­ شیک هم به تازگی در آن افتتاح شده بود. تمام باشگاه­‌های منطقه پر بودند از خدمات ماساژ، بارهای نوشیدنی و مربیان خصوصی. اما باشگاه Gymlt هیچ کدام از این امکانات را نداشت.

چه چیزی این باشگاه را از باشگاه‌های دیگر متمایز می‌کرد؟ اولین کار GymIt این بود که مخاطبان اصلی خود را درک کند. پیش از اینکه باشگاه آغاز به کار کند، این برند تصمیم گرفت تا می‌تواند به نیازهای مشتریان اصلی بازار گوش کند. به نیاز آنها که باشگاه­‌بروهای واقعی بودند. برای بسیاری از افراد در بازار هدف Gymlt مزایای بیشتری علاوه بر مزایای باشگاه­‌های لوکس منطقه لازم بود که خوب هم بودند اما بدی‌های زیادی هم داشتند. از جمله این بدی‌ها، نرخ بالا و قراردادهای سخت‌گیرانه‌ی ثبت‌نام بود.

Gymlt تجربه‌ی باشگاه رفتن را برای افرادی که دنبال ورزش کردن بودند آسان کرد. شعار تبلیغاتی کمپین آغازین این باشگاه و نیز شعار موجود بر دیگر ابزارهای بازاریابی آن، نشان از درک نیاز مخاطب بازار هدف داشت: «هر وقت خواستید می‌توانید قراردادتان را با باشگاه لغو کنید، جوری که انگار تابحال به اینجا نیامده‌اید.»

شعار تبلیغاتی خوب، حاصل گوش دادن است

رابرت بروس (Robert Bruce)، که یک وبلاگ­‌نویس در زمینه‌ی آموزش نوشتن تبلیغات است، در یکی از مطالب خود به خوبی به این موضوع اشاره کرده است:

«فروتن باشید و واقعا به مخاطب خود خدمت کنید، به نیاز آنها، چیزی که می‌خواهند و حتی به زبانی که استفاده می‌کنند گوش بدهید. اگر با دقت گوش بدهید، مخاطب هر چیزی که بخواهید را در اختیارتان خواهد گذاشت و حتی ممکن است شعار تبلیغاتی خود را از خودِ او الهام بگیرید. بگذارید راحت باشند.»

۵- شعار تبلیغاتی خوب، از اصطلاحات تخصصی و کلمات خاص پرهیز می‌کند

وقتی نویسنده‌ها سعی می‌کنند به دیگران بگویند شرکتشان چه ویژگی خاص، محصول منحصر به فرد یا خدمات یگانه‌ای دارد، معمولا به استفاده از اصطلاحات تخصصی و کلمات خاص پناه می‌برند. اما حقیقت این است که نوشتن یک شعار تبلیغاتی خوب لازم نیست پشت این کلمات خاص قرار بگیرد.

شعار تبلیغاتی باید با خواننده‌ی خود با زبان مشخص و انسانی حرف بزند.

البته این حرف به این معنا نیست که نباید به افتخارات و موفقیت‌های شرکت اشاره کرد. منظور فقط این است که خیلی مستقیم همان موفقیت را توضیح بدهید. مثلا به این شعار صفحه اول Basecamp نگاه کنید و ببنید که چطور خیلی خوب شهرت خود را با کلمات ملموس به مخاطب نشان داده است:

«Basecamp، کسب­‌وکار را بهتر می‌کند. اخیرا از مشتریان خود پرسیدیم از زمان رجوع به Basecamp، چه چیزی در کسب‌وکارشان بهتر شده و این چیزی است که ۱۰۰۰ نفرشان به ما گفتند.»

۶- شعار تبلیغاتی خوب، بیش از حد حرف نمی‌زند

متن خوب تبلیغاتی مستقیم می‌رود سراغ موضوع اصلی. در شعار تبلیغاتی خوب، عبارت‌های اضافی حذف می‌شوند و جملات تا جایی اصلاح می‌شوند که مستقیم و ساده باشند. مجله اکونومیست، در پوستری برای ستایش از خوانندگان دائمی خود، بازیگوشانه نوشت:

«یک پوستر نباید بیشتر از هشت کلمه باشد چرا که این میزان، بیشترین کلماتی است که خواننده در یک نگاه می‌خواند. با اینحال، این پوستر ویژه‌ی خوانندگان اکونومیست است.»

چطور می‌شود از کلمات اضافی در متن پرهیز کرد؟ این موضوع کمی به تمرین بستگی دارد و کمی هم به اینکه بدانید دقیقا کجا باید اضافه‌تر از چیزی که هست ننویسید. این نکات از مقاله‌ای منتشر شده در Daily Writing یکی از بهترین چکیده‌هایی است که در زمینه‌ی فشرده­‌کردن متن پیدا می‌شود.

  • عبارات افعالتان را کم کنید: مثلا به جای «نتایج اینطور نشان می‌دهند» بنویسید «نتایج می‌گویند.»
  • عبارات پرکلمه را به تک‌­کلمات کاهش دهید: به جای «به منظورِ» بنویسید «برای». یا به جای «با توجه به این حقیقت که …» بنویسید «زیرا».
  • اسامی را مبهم ننویسید: عباراتی که بعد از «در باب این موضوع» یا «در این حوزه» می‌آیند، شلختگی متنی ایجاد می‌کنند.

به طور کلی اگر فکر می‌کنید می‌توانید از کلمات بکاهید و معنای جمله‌ای را مبهم نکنید، پس این کار را بکنید. خودتان را مجبور کنید که کلمات را کاهش دهید. نوشته‌ی ۵۰ کلمه‌ای صفحه اصلی را به ۲۵ کلمه کاهش دهید و بعد دوباره سعی کنید این ۲۵ کلمه را به ۱۵ کلمه برسانید. بحث سرِ ایجازِ بیش از حد نیست بلکه می‌خواهیم استفاده از کلمات، حساب‌شده باشد.

سعی کنید به نکته‌ی اصلی اشاره کنید. خلاصه­‌اش می‌­شود این: «کلمات مهم هستند». هر بار که تصمیم می‌گیرید تبلیغی را طراحی کنید، صفحه‌ی­ اول وب­سایتی را بنویسید، برای یک ویدیو متنی آماده کنید و یا هر محتوای دیگری برای شرکت خود تدارک ببینید، این فرصت را دارید که آدم‌­های بیشتری جذب کنید. در بازاریابی خود این فرصت‌ها را پیدا کنید و تلاش کنید از آنها بیشترین استفاده را ببرید.

برگرفته از: blog.hubspot.com

بنر تبلیغاتی ایستا بهتر است یا متحرک؟
, ,

بنر تبلیغاتی ایستا بهتر است یا متحرک؟

یک بنر تبلیغاتی باید تجربه‌ی کاربر را مدنظر قرار دهد. این چکیده‌ی بیانیه‌ای بود که IAB آن را منتشر کرد. در اکتبر ۲۰۱۶ُ، IAB آماری منتشر کرد که نشان می‌داد دچار اشتباهاتی در تحلیل انواع بنر تبلیغاتی شده است. اما این اشتباه تحلیلی ناشی از چه بود؟ بی‌توجهی به طرح‌های مبتنی بر تجربه کاربر (UX).

به بنرهای قرمز نورانی فکر کنید. همان‌ها که دکمه‌ی «اینجا کلیک کنید» دارند. وقتی که مشغول چرخیدن در سایت خبری مورد علاقه‌ی خود هستید، شاید این بنرها توجه شما را جلب کنند و روی آنها کلیک کنید. این بنرها تمرکز مخاطب را به هم می‌زنند و قطعا آخرین کاری که خواهید کرد کلیک کردن روی آنهاست. می‌شود درک کرد که چرا IAB برای اینکه اجازه داد این اتفاق بیافتد، عذرخواهی کرده است.

چه نوع بنر تبلیغاتی برای شما مناسب‌تر است؟

با عذرخواهی IAB و راهنماهای بیشمار تبلیغات آنلاین جدید و افزایش هرروزه‌ی نرم‌افزارهای مسدودسازی تبلیغات (AdBlockers)، شاید از خودتان بپرسید چرا اصلا باید برای تبلیغات آنلاین سرمایه‌گذاری کرد. با اینکه این سوال چندان بی‌معنا هم نیست، اما همه‌ی انواع تبلیغات آنلاین هم اینطور نیستند. تبلیغات آنلاین می‌تواند واقعا موثر، اطلاع‌رسان و از همه مهم‌تر مبتنی بر تجربه کاربر (UX) باشد.

مثلا فکر کنید می‌خواهید در سایت WebMD، دلیل زانودردتان را پیدا کنید. بنر تبلیغات یک پزشک متخصص درد مفاصل را در این سایت می‌بینید. پزشکی که هم در منطقه‌ی زندگی شماست و هم بیمار جدید قبول می‌کند. این تبلیغ همانی است که مبتنی بر تجربه‌ی کاربر است و آن را ارتقا می‌دهد.

اما این بنر تبلیغاتی باید چه فرمی داشته باشد؟ ایستا باشد یا متحرک؟

قبل از اینکه بخواهید انتخاب کنید، باید اهداف، پیام و بودجه‌ی کمپین تبلیغاتی خود را در نظر داشته باشید. تنها اینکه توسعه‌دهنده‌ی وبسایت شما بنر تبلیغاتی HTML5 را پشتیبانی می‌کند، به این معنا نیست که بهترین انتخاب شما همین است.

بر اساس شاخص‌های نمایشی گوگل، در ماه ژوئن ۲۰۱۵، بنر تبلیغاتی متحرک HTML5 نسبت به بنر تبلیغاتی استاتیک، ۷۱ درصد کمتر کلیک خورده است.

دلیل نرخ بالای کلیک روی بنرهای استاتیک، نسبت به بنرهای تبلیغاتی HTML5 این است که در برخی از بنرهای تبلیغاتی HTML5 دکمه‌ی Call-to-Action به سرعت روی تبلیغ نمی‌آید. سی ثانیه صبرکردن برای روآمدن دکمه‌ی Call-to-Action برای میانگین کاربران اینترنتی بالاست. طبق گزارش منتشر شده در تایم، ۶۶ درصد توجه مخاطب در یک صفحه‌ی رسانه‌ای معمولی، به نیمه‌ی پایین صفحه است. کاربران از تبلیغ شما بلافاصله رد می‌شوند، بنابراین اگر کاربر متوجه نشود که به چه دلیل باید روی Call-to-Action کلیک کند، این کار را نخواهد کرد.

اما اگر پیامی ساده داشته باشید و یک تصویر چشم‌نواز، در این صورت بنرهای استاتیک اقدامی موثر و ابزاری مناسب برای انتقال پیام هستند.

تولید تبلیغات HTML5 نسبت به تبلیغات استاتیک، هزینه‌ی بیشتری دارد و همینطور به دانش طراحی بالا، زمان بیشتر و فرایند طولانی‌تر تست QA نیاز دارد. با این حال، اگر پلتفرم طراحی درستی داشته باشیم، تبلیغات HTML5، می‌توانند بسیار عالی باشند. بسیاری از بنرهای تبلیغاتی جذاب، متحرک هستند و اطلاعات مخاطب را نسبت به برند بالا می‌برند و در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته می‌شوند و گفتگو ایجاد می‌کنند.

مطلب مرتبط: راهنمای انتخاب بهترین نوع تبلیغات برای اهداف مختلف

خلاصه اینکه، هر دو نوع تبلیغات نمایشی متحرک و استاتیک اگر اجرای درستی داشته باشند، کارشان را خوب انجام می‌دهند. با ارزیابی تمام شرایط، از جمله اهداف، پیام و بودجه‌ی کمپین و انتخاب جای مناسب، می‌توانید قدرت عملکرد تبلیغات نمایشی دیجیتال را در کمپین تبلیغات خود بالا ببرید.

 

برگرفته از: linkedin.com

چرا تبلیغات آنلاین به کار برندها می‌آید؟
, ,

چرا تبلیغات آنلاین به کار برندها می‌آید؟

با تمام صحبت‌ها و اظهار نظرهایی که تا کنون در مورد تبلیغات آنلاین شده است، همچنان کسانی هستند که اعتقادی به فعالیت‌های دیجیتال ندارند و تبلیغات آنلاین را اثربخش نمی‌دانند. اگر شما هم از همین دسته هستید، مطمئن هستم با خواندن حقایق و آمارهای موجود در این مقاله (به قلم Peter Minnium)، تمام شک و شبهه‌هایتان رفع خواهد شد.

چند روز پیش پیامی از طرف مدیر عامل یکی از موفق‌ترین آژانس‌های تبلیغاتی امریکا به دستم رسید. پیامی که حاوی سوالی بسیار ساده بود:

آیا می‌توانی با اطمینان به من ثابت کنی که تبلیغات آنلاین برای برندها تاثیرگذار است؟

به نظر می‌رسید این پیام را از جلسه‌ی نقد و بررسی سالانه – که با اعضای ارشد گروه صنایع مصرفی بسته بندی شده – برایم فرستاده بود. گویا در این جلسه، یکی از عزیزان تیم مالی از او پرسیده بود:

«آیا تبلیغات آنلاین برای برندها واقعا موثر است؟»

پاسخ این سوال آنقدر برایم بدیهی به نظر می‌آمد که از شنیدنش حسابی غافلگیر شدم. معلوم است که برندها در دنیای دیجیتال ساخته می‌شوند! اگر این طور نیست، پس چرا باید شرکت‌های پیشروی تولیدکننده‌ی صنایع مصرفی بسته بندی شده (CPG) اینقدر جدی در این زمینه سرمایه گذاری کنند؟

شرکت Unilever در سال گذشته بودجه‌ی تبلیغات آنلاین خود را ۴۰٪ افزایش داد و ۳۵٪ از بودجه‌ی شعب امریکا را به تبلیغات آنلاین اختصاص داد. همچنین شرکت Procter & Gamble یک سوم بودجه‌ی تبلیغاتش در امریکا را صرف تبلیغات آنلاین می‌کند.

با فروکش کردن حس غافلگیری، تصمیم گرفتم لیستی از دلایل قطعی و اثبات شده برای تاثیرگذاری تبلیغات آنلاین در شکل‌گیری برندها تدوین کنم که بتوانم به دوستم (و دیگرانی که با سوالات مشابهی درگیر هستند) کمکی کرده باشم.

۱. تبلیغات آنلاین باعث افزایش فروش و بازگشت سرمایه می‌شود

Nielsen در بیش از ۸۰۰ مطالعه طی ۷ سال اخیر و همکاری با ۳۰۰ برند تولیدکننده‌ی صنایع مصرفی بسته بندی شده و ۸۰ شرکت دیگر توانست رابطه‌ی متقابل تبلیغات آنلاین و خرید آفلاین را تصویر کند.

Nielsen به این نتیجه رسید که برندها می‌توانند در ازای هر یک دلارِ هزینه شده در تبلیغات آنلاین تا مرز سه دلار در فروش محصولات سود کنند و این نتیجه‌گیری به طور مشخص بر اساس اطلاعات خرید انجام شده است.

تبلیغات آنلاین باعث افزایش فروش و بازگشت سرمایه می‌شود
۲. تبلیغات آنلاین باعث اثرگذاری بیشتر رسانه‌ها و کانال‌های غیردیجیتال می‌شود

بررسی شاخص‌های اقتصادی در مطالعه‌ی مشترک Microsoft و BrandScience نشان می‌دهد نه تنها تبلیغات آنلاین سبب نرخ بالای بازگشت سرمایه می‌شود، بلکه باعث افزایش کارکرد تبلیغات در سایر رسانه‌ها نیز می‌شود.

نتیجه‌ی مقایسه‌ی نرخ بازگشت سرمایه در مطالعات مختلفی که بعضی از آنها شامل قسمت‌های آنلاین و برخی فاقد آن هستند، شوکه کننده است. طبق این نتایج، در نظر گرفتن رسانه‌های دیجیتال در یک کمپین تبلیغاتی باعث افزایش ۴٪ تاثیر بخشی در تبلیغات رادیویی، ۵۱٪ در تبلیغات محیطی و ۷۰٪ در تبلیغات تلویزیونی می‌شود.

تبلیغات آنلاین باعث اثرگذاری بیشتر رسانه‌ها و کانال‌های غیردیجیتال می‌شود
۳. تبلیغات آنلاین در تمام مراحل روند خرید موثر است

تولیدکنندگان خودرو از مشتریان پروپاقرص رسانه‌های دیجیتال هستند. شرکت مشاوره‌ی مدیریت «مک کینزی» روی ۹۰۰۰ خریدار اتومبیل در ۲۴ نقطه‌ی تماس مستقیم در روند خرید بررسی‌هایی انجام داد. نتایج این بررسی‌ها باعث شد درک درستی از مقاطعی که خریدار گزینه‌های هزینه‌بر تر را در نظر می‌گیرد در مرحله‌ی تصمیم گیری شکل بگیرد.

این بررسی‌ها نشان می‌دهد افرادی که تمایل به خرید خودروهای Premium دارند، در بیشتر موارد از کانال‌های دیجیتال اقدام به خرید می‌کنند (بعد از خرید حضوری). همچنین در روند خرید، مسیرهایی که به خرید منتهی می‌شوند عموما تحت تاثیر تبلیغات آنلاین هستند.

در روش‌های سنتی تبلیغات، دست برندها در تأثیرگذاری در همه‌ی مراحل روند خرید بسته بود ولی این محدودیت در رسانه‌های آنلاین وجود ندارد.

۴. تبلیغات آنلاین باعث افزایش تبلیغات دهان به دهان می‌شود

طبق آمار منتشر شده توسط شرکت Nielsen حدود ۹۲٪ از مشتریان پیشنهادهای افراد خانواده و یا دوستان خود (تبلیغات دهان به دهان) را بر انواع روش‌های تبلیغاتی ارجح می‌دانند و در این که تبلیغات آنلاین توانایی سرعت بخشی به این روش متقاعدسازی را داشته باشد تردید دارند.

سایت ShareThis رویکرد منحصربه فردی در مورد قدرت پدیده‌ی ارتباط کلامی دارد؛ چون ابزار اشتراک گذاری در این نوع ارتباط همیشه وجود دارد، قابلیت آن را داشته است که در زندگی ۹۵٪ از کاربران اینترنت در آمریکا از طریق بیش از ۲ میلیون سایت نشر دهنده و ۱۲۰ کانال شبکه‌های اجتماعی تاثیر خود را بگذارد.

مطالعه‌ی آماری انجام شده توسط ShareThis با عنوان “Return on a Share, Quantifying the Monetary Value of Social Sharing” ، بیان می‌کند:

  • پیشنهادات تأثیر تعیین کننده‌ی بیشتری نسبت به برند محصول و قیمت آن در انتخاب خریدار در هنگام خرید دارند. به طوری که ۵۷٪ از تصمیمات خریدار بنا بر پیشنهادهای دریافت شده از اطرافیان گرفته می‌شود.
  • نظرات به اشتراک گذاشته شده به صورت آنلاین تقریباً به همان مقدار پیشنهادهای کلامی ارزشمند هستند – در ۵/۹٪ موارد احتمال خرید یک محصول با توصیه‌های به اشتراک گذاشته شده توسط خریداران قبلی آن در مقایسه با ۶/۱۰٪ احتمال خرید محصول به دلیل پیشنهادهای اطرافیان وجود دارد. به همین صورت نظرات منفی به اشتراک گذاشته شده در مورد یک محصول ۱۱٪ و نظرات منفی ارائه شده به صورت کلامی از اطرافیان تا ۲/۱۱٪ قادرند احتمال خریداری شدن یک محصول را کاهش دهند.
  • ارزش دقیق به اشتراک گذاری هنگامی مشخص می‌شود که ببینیم یک خریدار حاضر است برای یک محصول در صورت داشتن توصیه‌نامه‌های به اشتراک گذاری شده چه مقدار هزینه ی بیشتر بپردازد. برای مثال بر اساس محاسبه‌ی ShareThis  بازه‌ی ۷۰۹/۳+ دلار برای یک اتومبیل خانوادگی، ۹۱/۲۴+ دلار برای تبلت ، ۹۲/۰+ دلار برای وسایل منزل.

۵. خلاقیت در تبلیغات آنلاین باعث افزایش تعامل کاربر و ارتقای برند می‌شود

خلاقیت در تبلیغات آنلاین باعث افزایش تعامل کاربر و ارتقای برند می‌شود

بدیهی است که کیفیت و خلاقیت یک آگهی تبلیغاتی مهم‌ترین بخش تعیین کننده‌ی میزان تأثیرگذاری آن آگهی است. بر اساس یک تحقیق پایه‌ای توسط کمپانی ComScore به نام ComScore ARS study، کیفیت خلاقه‌ی یک برند قادر به پیشبرد بیش از نیمی از تغییر قیمت‌ها است که معادل با چهار برابر بیشتر از تأثیر برنامه ریزی‌های رسانه‌ای است.

خلاقیت دیجیتال ابعاد تعاملی را به تصویر، صدا و حرکت می‌افزاید و تعامل هر چه بیشتر، تأثیرگذاری برند را پیش می‌برد.

برای مثال برای محاسبه‌ی تأثیر تبلیغات از طریق تلفن‌های همراه در فروش سیستم عامل Oreo سه ارگان IAB, ComScore  و Vibrant Media با هم همکاری کردند. بنرهای تبلیغاتی استاندارد با IAB Rising Stars مقایسه شدند که تبلیغاتی تعاملی هستند.

نتایج هر سه کمپین تبلیغاتی نشان می‌دهد که شانس برقراری تعامل بین مشتری با آگهی Mobile Rising Star به عنوان آگهی استاندارد تلفن همراه تا دو برابر بیشتر بوده و ارتقای برند بعد از برقراری ارتباط با Mobile Rising Star بیش‌تر صورت می گیرد. (۸۳٪ مشتریان تعریف مشخص‌تری از آن برند به خصوص داشته، ۷۴٪ آن را به خاطر می‌سپرند و ۱۲٪ آن را به دیگران پیشنهاد می‌دهند.)

مطلب مرتبط: راهنمای انتخاب بهترین نوع تبلیغات برای اهداف مختلف

۶. تبلیغات آنلاین کارآمدتر از تبلیغات سنتی است

درحالی که همواره کلی گویی در مورد هزینه‌های مدیا با توجه به گسترده بودن انتخاب‌ها در هر رسانه کاری خطرناک است، تبلیغات آنلاین می‌تواند در میان کارآمدترین روش‌های برقراری ارتباط با مخاطبین قرار بگیرد.

بر اساس تخمین IAB ، در قیاس هزینه‌ی پرداخت شده برای هر تبلیغ با سودی که آن تبلیغ به دنبال می‌آورد، تبلیغات آنلاین بین پنج تا شش برابر موفق‌تر از سایر روش‌های سنتی تبلیغات عمل می‌کند.

تبلیغات آنلاین کارآمدتر از تبلیغات سنتی است

۷. تبلیغات آنلاین لازمه‌ی برقراری ارتباط با مخاطبین است

در سال ۲۰۱۳، مجموع زمان استفاده از رسانه‌های آنلاین توسط شهروندان بالغ آمریکایی بیشتر از زمان صرف شده برای تماشای تلویزیون شد و این روند رو به افزایش است.

هر شهروند بالغ آمریکایی روزانه به طور میانگین زمانی برابر با ۴ ساعت و ۲۸ دقیقه را صرف تماشای تلویزیون می‌کند.این در حالی است که انتظار می‌رود در سال جاری هر شهروند روزانه زمانی معادل با ۵ ساغت و ۴۶ دقیقه را به استفاده از رسانه‌های آنلاین – شامل تلفن‌های همراه و دستگاه‌های آنلاین – بگذراند؛ این آمار نشان دهنده‌ی افزایش روند پیشی گرفتن استفاده از رسانه‌های دیجیتال تا اندازه‌ی یک ساعت در هر روز است.

تبلیغات آنلاین لازمه‌ی برقراری ارتباط با مخاطبین است

مطلب مرتبط: رسانه‌های اجتماعی تا سال ۲۰۱۸ و بعد از آن به کجا می‌رسند؟

۸.تبلیغات آنلاین حتی از آنچه فکر می‌کنیم هم موثرتر است

این طور به نظر می‌رسد  که امروزه ابزاری که برای سنجش بازگشت سرمایه‌ی رسانه استفاده می‌شود، رسانه‌های دیجیتال را کم ارزش می‌پندارد. انجمنی متشکل از شرکت‌های CPG (کالاهای بسته بندی شده‌ی مصرفی) به همراه کمپانی Nielsen مطالعه‌ای در زمینه‌ی درک بهتر تخصیص رسانه (Media Attribution) انجام دادند.

اعضای این انجمن که شامل شرکت‌های Procter & Gamble , Nestlé , Kraft Foods Mondelez , Kimberly-Clark   وKellog می‌شود  به این نتیجه رسیدند که آمیخته‌ی روش‌های بازاریابی، تبلیغات آنلاین را کم‌ارزش می‌داند.

برای مثال ROI (نرخ بازگشت سرمایه) برای تبلیغات درون فیسبوک تا ۴۸٪ و در مورد تبلیغات جستجوی گوگل تا ۳۹٪ نادیده گرفته شده است.

تبلیغات آنلاین حتی از آنچه فکر می‌کنیم هم موثرتر است

جمع بندی

امروزه تبلیغات آنلاین با ایجاد تقاضای جدید، افزایش اشتغال و وظیفه‌شناسی و همچنین سودآوری، خود را به بازاریابان برندها ثابت کرده است. با این وجود افراد شکاکی مثل اعضای تیم مالی دوست من همواره باقی خواهند ماند.

بر اساس مدارک و مطالعات ، تبلیغات آنلاین بهترین روش تبلیغات برای بازاریابان برندها است. با این وجود صنعت تبلیغات به دستاوردهای خود قناعت نکرده و همچنان بازاریابان، آژانس‌های تبلیغاتی و سایت‌های منتشرکننده‌ی تبلیغات در حین ارتقای کار خود در حال خلق و مطالعه‌ی میزان تأثیر روش‌های مطمئن و جدید هستند.

 

برگرفته از: marketingland.com

تبلیغات آنلاین را با دیجیتال مارکتینگ اشتباه نگیرید
, ,

تبلیغات آنلاین را با دیجیتال مارکتینگ اشتباه نگیرید

وقتی مردم درمورد آژانس‌های تبلیغاتی با من صحبت می‌کنند – به خصوص آن دسته از آژانس‌هایی که ادعای ۳۶۰ درجه بودن دارند – آنچه که به آن اشاره می‌کنند اصطلاح تبلیغات آنلاین است. اشتباه نکنید، تبلیغات از مهم‌ترین بخش‌های دنیای مارکتینگ است، ولی همه‌ی آن نیست. مشکل اصلی موقعی به وجود می‌آید که مردم سعی در مقایسه‌ی آژانس‌های تبلیغاتی دارای قابلیت‌های دیجیتال با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ دارند. نظریه‌ی من در این مورد (که البته مانند هر قانون دیگری کامل نیست واستثناهایی هم دارد) از این قرار است: یک آژانس تبلیغاتی (چه دارای قابلیت‌های آنلاین باشد و چه نه) با تبلیغ رابطه‌ای مانند میخ و چکش دارد. برای یک آژانس تبلیغاتی (که حکم چکش را دارد) همه چیز با تبلیغ (که حکم میخ را دارد) حل می‌شود. همانطور که برای چکش همه چیز شکل میخ را دارد و این مسئله به خودی خود مشکلی ندارد. تبلیغات جزء بسیار مهمی ازیک پلتفرم قوی ارتباطی است و در عین حال روشی بسیار کارآمد در اختیار هر برند برای برقراری ارتباط با مخاطبین قرار می‌دهد. برندها می‌توانند هرچقدر می‌خواهند درباره‌ی ناکارآمد بودن تبلیغات شکایت کنند، اما این مشکل هنگام مواجهه با  عدم خلاقیت خیره کننده تشدید می‌شود (به دلیل وجود کانال‌ها و موقعیت‌های بیش از اندازه).

چگونه آژانس دیجیتال مارکتینگ به بحث تبلیغات آنلاین ارتباط پیدا می‌کند؟

جواب این سوال به پاسخ دهنده‌اش بستگی دارد. از سال ۲۰۰۰ که شرکت “Twist Image” را تاسیس کردیم، هرگز در پی حل چالش‌های تجاری با یک تبلیغ نبودیم. ما همواره در تلاش بودیم راه حلی که بر دنیای دیجیتال مبتنی است پیدا کنیم. بنابراین هدف ما تولید محصولات یا خدماتی است که می‌توانند در جهش یک برند و جلو افتادن آن از سایر رقبا و با فاصله گرفتن از روش‌های سنتیِ ارتباط با مشتری، به آن کمک کنند. در نتیجه چارچوبی مطمئن برای موفقیت می‌سازیم. هنگامی که محصول یا خدمات (که می‌تواند شامل بازی، اپلیکیشن، وبسایت، شبکه‌ی اجتماعی و … باشد) و چارچوب آن آماده باشد، بحث در مورد ارتباطات آغاز می‌شود. از دیدگاه ارتباطات ما سعی در به کار بردن تلفیقی سالم از پرداخت، درآمد و مدل‌های کسب شده داریم.

چگونه آژانس دیجیتال مارکتینگ به بحث تبلیغات آنلاین ارتباط پیدا می‌کند؟

متوجه تفاوت دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات آنلاین می‌شوید؟

تبلیغات تنها یک جزء از چالش ارتباطات است. دلیل رایج بودن این اشتباه در صنعت بازاریابی این است که ما از هرینه‌های رسانه‌ای (media spend) به عنوان سنگ محک برای درک و دریافت بازاریابی استفاده می‌کنیم.بر اساس خبری که eMarketer منتشر کرده است، هزینه‌ی تبلیغات دیجیتال در دنیا در سال ۲۰۱۴ برابر با ۱۳۷/۵۳ میلیارد دلار بوده است. بعد از خواندن این مطلب در ابتدا فکر کردم متن دارای اشتباه تایپی است: “طبق آخرین تخمین eMarketer در زمینه‌ی خرید رسانه، مجموع هزینه‌های انجام شده برای تبلیغات مخصوص دستگاه‌های متصل به اینترنت (شامل کامپیوتر خانگی، لپ تاپ، تلفن همراه و تبلت) در سال جاری به ۱۳۷/۵۳ میلیارد دلار می‌رسد. طبق پیش‌بینی انجام شده هزینه‌ی دیجیتال (digital spend) در دنیا تا ۱۴/۸ درصد نسبت به سال ۲۰۱۳ افزایش خواهد یافت (که یک چهارم همه‌ی هزینه‌های خرید رسانه را جبران می‌کند و معادل یک پنجم هزینه‌های سال ۲۰۱۲ است) و قرار است تا پایان زمان مشخص شده این رقم به یک سوم درآمد کل برسد. یعنی زمانی که آژانس‌های تبلیغاتی جهان مقدار ۲۰۴/۰۱ میلیارد دلار در قسمت دیجیتال سرمایه گذاری می‌کنند.

این یعنی سرمایه‌ای کلان برای تبلیغات

هنگامی که بازاریابان چنین منابع مالی چشمگیری را خرجِ خرید رسانه‌ی برندها می‌کنند، مشخص است که چگونه مرز میان تبلیغات و بازاریابی نامعلوم می‌شود.

زمانی که هزینه‌ی خرید رسانه کم‌تر از یک میلیارد دلار بود را به یاد دارم (چرا که درآن زمان یعنی در سال ۱۹۹۹ در بخش فروش مدیای آنلاین کار می‌کردم). حالا تبلیغات آنلاین در حال رقابت با تبلیغات تلویزیونی است. چرا که برندها بودجه‌ی تبلیغاتی خود را در جایی که مشتری بیشتری حضور دارد خرج می‌کنند. حالا به نظر شما کجا می‌توان بیشترین تعداد مشتری را جذب کرد؟

مسئله‌ی تبلیغات فقط مدیا نیست

آخرین باری که مطلبی را در مورد یک برند خواندید و به این فکر کردید که “خب..این ایده‌ی هوشمندانه‌ای است!” را به یاد دارید؟ این واکنش من به مقاله‌ی Johnson & Johnson     Treasures BabyCenter’s Data در AdWeek بود. زنانی که بچه‌دار هستند معمولاً از BabyCenter برای به دست آوردن اطلاعات استفاده می‌کنند و صاحب این کمپانی آنلاین کسی جز Johnson & Johnson نیست. به راه حل فوق العاده‌ای که Johnson & Johnson با این روش بازاریابی ایجاد کرد، به ذخیره‌ی مداوم اطلاعات در این سایت و در آخر به توانایی استفاده‌ی حداکثری از همه‌ی این اطلاعات و داده‌ها برای ایجاد بهترین و مناسب‌ترین تبلیغات در این سایت فکر کنید (و همینطور مواردی که Johnson & Johnson در بقیه‌ی سایت‌های مربوط به بچه‌داری تبلیغات می‌کند). این مثال کاملاً تفاوت و شکاف بین تبلیغات آنلاین (به عنوان آخرین قدم ارائه و ارتباط با مخاطبین) و دیجیتال مارکتینگ (یعنی ایجاد یک پلتفرم – در این مثال برای مادرها – و ساخت چارچوب برای آن و هل دادن پلتفرم ارتباطات به سمت این موضوع که یا پیام را دریافت کن یا در این مورد خاص حتی تبدیل به پولش کن) را مشخص می‌کند.

مسئله‌ی تبلیغات فقط مدیا نیست

مطلب مرتبط: برندها چگونه روی رسانه‌های جمعی تاثیرگذار هستند؟

تبلیغات را نادیده نگیرید

دوباره تأکید می‌کنم: تبلیغات اهمیت حیاتی دارد (به خصوص در کانال‌های آنلاین). دوباره به این اعداد دقت کنید: ۱۳۷/۵۳ میلیارد دلار هزینه‌ی تبلیغات در سال ۲۰۱۴. همچنان تبلیغات به عنوان زیرمجموعه‌ای از پلتفرم ارتباطات که خود جزئی از یک بازاریابی بزرگ‌تر است اهمیت خود را دارد. هرچند که پول کلانی از مدیا به سمت دیجیتال در حال روانه شدن است، ولی بدون یک پلتفرم بازاریابی دقیق که به صورت افقی در بدنه‌ی یک سازمان یا برند در جریان باشد، همه‌ی این تلاش‌ها و هزینه‌ها بی‌فایده خواهد بود.

همچنان، دنیای دیجیتال به مسیر خود در جهت رشد و پیشرفت ادامه می‌دهد، حتی اگر ما این دو اصطلاح را به جای یکدیگر به کار ببریم.

 

برگرفته از: sixpixels.mirumagency.com

 راهنمای انتخاب بهترین نوع تبلیغات برای اهداف مختلف
,

 راهنمای انتخاب بهترین نوع تبلیغات برای اهداف مختلف

آیرا کاوفمان (Ira Kaufman) و کریس هورتون (Chris Horton) در کتابشان تحت عنوان «بازاریابی دیجیتال: تلفیق استراتژی و تاکتیک با ارزش‌ها»، که سال ۲۰۱۴ منتشر شد، عنوان کرده‌اند مدت‌ها است رسانه‌های دیجیتال به منبع هیجان اصلی افراد تبدیل شده‌اند؛ کاربران برای برقراری ارتباط با دوستان و اقوامشان یا برای تصمیم گیری خرید، عمدتا از همین ابزارها استفاده می‌کنند. دقیقا به همین خاطر است که بازاریاب‌ها تا این حد از فضای اینترنت و بازاریابی دیجیتال استقبال می‌کنند. مشتری‌ها این روزها بیشتر تحت تاثیر تبلیغات آنلاین قرار دارند؛ در یکی از نظرسنجی‌های موسسه برایت رول مشخص شده است ۷۲٪ از مصرف کنندگان معتقدند تبلیغات ویدئویی آنلاین مثل تبلیغات تلویزیونی یا حتی بهتر از آن هستند. اما از بین ده‌ها نوع مختلف تبلیغات آنلاین، کدامیک موثرتر است و کمک می‌کند یک کسب و کار زودتر به نتیجه‌ی دلخواه و اهدافش برسد؟

در ادامه انواع تبلیغات را لیست کرده‌ایم تا بتوانید مناسب‌ترین مورد برای جامعه‌ی هدفتان را راحت‌تر انتخاب کنید. بازاریاب‌ها می‌توانند به کمک این لیست بهترین نوع تبلیغ برای برقراری ارتباط با مشتریانشان را تشخیص بدهند.

۱. تبلیغات نمایشی ایستا

این قبیل تبلیغات روی صفحات وب نمایش داده می‌شوند و تغییری نمی‌کنند. بنرهای ایستا معمولا یک فریم تکی به همراه یک عبارت تاثیرگذار هستند. جان اتول (John O’Toole)، از مشاوران ارشد حوزه‌ی بازاریابی عملکرد، داده‌های چهار موسسه‌ی تبلیغاتی را تحلیل کرد تا مشخص شود بین دو نوع ایستا و متحرک، کدام نوع بهتر است. اتول بعد از بررسی ۱۲ ماهه داده‌های موجود، متوجه شد تبلیغات ایستا تقریبا در تمام کمپین‌ها، نسبت به تبلیغات متحرک عملکرد بهتری دارند.

نقطه‌ی قوت تبلیغات ایستا این است که بازدیدکننده‌ها لوگوی برند را بلافاصله تشخیص می‌دهند، اما در آگهی‌های متحرک که شامل مجموعه‌ای از تصاویر است، لوگوی مجموعه به چشم نمی‌خورد. البته تبلیغات ایستا صرفا به بنرها محدود نمی‌شوند و می‌توانند در قالب‌هایی مثل وبینارها، صفحات وبسایت‌ها، کتاب‌های الکترونیکی، ایمیل‌ها و صفحات فرود (landing page) هم ظاهر شوند.

تبلیغات نمایشی ایستا

مطلب مرتبط: مؤثرترین انواع ایمیل‌ها برای برندهای تجارت الکترونیک

۲. تبلیغات تعاملی

جان مک تیگ (John McTigue)، کارشناس بازاریابی مزایای محتوای تعاملی را به این صورت بررسی کرده است: راه اندازی چنین تبلیغاتی ارزان‌تر است و اعتبار برند و میزان وفاداری مشتریان به آن را افزایش می‌دهد.

این قبیل آگهی‌ها در قالب نظریات مشتریان، اپلیکیشن‌های موبایلی، نظرات وبلاگ‌ها و آپدیت‌های رسانه‌های اجتماعی نمود پیدا می‌کنند. البته آگهی‌های تعاملی نقاط ضعفی هم دارند؛ راه اندازی این قبیل آگهی‌ها نسبتا ساده است، اما به خاطر نیاز به نظارت مستمر کانال‌ها، هزینه‌های بیشتری به دنبال دارند. برای اینکه مخاطب همچنان همراه بماند، باید مرتبا محتوای مرتبط و دست اول عرضه کنیم. برای اینکه نتیجه‌ی کار خوب از آب دربیاید، باید روی منابع انسانی و بحث آموزش آنها نیز به اندازه‌ی کافی سرمایه‌گذاری کنیم.

نمونه‌ی دیگر این تبلیغات، بنرهای تعاملی مشاوران هوشمند (SMARTASSISTANT advisors) هستند که به مخاطب یک سوال نمایش می‌دهند و درصورتی که واکنش نشان داد، به صفحه‌ی فرود مختص کمپین هدایتش می‌کنند تا به سوالات بیشتری پاسخ بدهد و محصول مناسبش را دریافت کند.

بنرهای تعاملی مشاوران هوشمند کمک می‌کنند برندمان را به مخاطب بشناسانیم، از طریق محتوای مناسب، نرخ کلیک روی لینک‌ها را افزایش بدهیم و به کاربر اجازه دهیم استفاده از محصول را به صورت تجربی احساس کند. تحقیقات نشان می‌دهند مصرف کننده‌ها با این نوع از تبلیغات، نسبت به تبلیغات معمولی ۲/۵ برابر بیشتر تعامل می‌کنند.

تبلیغات تعاملی

مطلب مرتبط: دستورالعمل تضمینی برای ایجاد یک کمپین کسب و کار موفق

۳. تبلیغات متحرک

برای تهیه‌ی آگهی‌های GIF متحرک یا فلش، باید نسبت به آگهی‌های متنی یا تصاویر استاندارد زمان بیشتری صرف کنیم، اما ارزش این سرمایه‌گذاری را دارند. آگهی‌های متحرک به مخاطب ۳۰ ثانیه فرصت می‌دهند تا پیام را درک کند. جان هاربیسون (John Harbison)، طراح گرافیک و کارآفرین، معتقد است این نوع آگهی‌ها نسبت به فضای محدود تبلیغات ایستا، آزادی عمل بیشتری در اختیارمان می‌گذارند.

تبلیغات متحرک

۴. تبلیغات بنری

این نوع آگهی‌ها مشابه آگهی‌های ایستا هستند و معمولا بالای صفحه‌ی نمایش کاربران قرار می‌گیرند.

تبلیغات بنری

انتخاب محل نمایش تبلیغات

کیم گوردون (Kim Gordon) معتقد است باید آگهی‌ها را در محل‌هایی نمایش بدهیم که مشتریانمان حضور دارند، چون در این صورت می‌توانیم در زمان و مکان مناسب، به مشتریان ایده‌آلمان پیام مناسبی بدهیم. سایت‌های رسانه‌های اجتماعی مثل فیسبوک، توئیتر و یوتیوب جزء گزینه‌های بسیار قدرتمندی هستند که دنیای تبلیغات دیجیتال را دگرگون کرده‌اند. بد نیست انواع مختلف تبلیغات آنلاین را دقیق‌تر بررسی کنیم.

  • موتورهای جستجو:

از این نوع از تبلیغات می‌توانیم با فعال‌سازی اکانت گوگل ادوردز (GoogleAdwords) یا سایر پلتفرم‌های تبلیغاتی مشابه استفاده کنیم.

  • پرداخت به ازای کلیک (Pay Per Click):

PPCها چند ساعت بعد از راه اندازی کمپین، ترافیک وبسایت را افزایش می‌دهند، درنتیجه اثردهی آنها فوری است. تبلیغ‌کننده‌ها می‌توانند میزان درآمدی که صرف می‌کنند را به صورت مستمر بررسی کنند و ببینند کدام کلمات کلیدی، ترافیک سایت را افزایش داده‌اند. یکی از بزرگترین مزایای آگهی‌های PPC، هزینه‌های تبلیغاتی پایین تر، کنترل بیشتر روی کمپین‌ها و هدف‌گذاری دقیق‌تر مشتریان است.

  • بینگ (Bing):

بینگ هم اخیرا اعلام کرد برای کمپین‌های خرید و جستجویش، امکان بازاریابی مجدد فراهم کرده است. تبلیغ کننده‌ها می‌توانند به بازدیدکننده‌هایی که از طریق بینگ یا یاهو برای محصولات‌شان جستجو کرده‌اند، در صفحه‌ی نتایج تبلیغات اختصاصی نمایش دهند.

  • فیسبوک:

با تبلیغات فیسبوک می‌توانیم دقیقا با گروه هدفمان ارتباط برقرار کنیم. بهتر است قبل از انتخاب استراتژی بازاریابی فیسبوک، طراحی و محتوای تبلیغات، فرمت‌های انتخابی و بودجه را به دقت بررسی کنیم.

  • توئیتر:

توئیتر سه نوع مختلف تبلیغات در اختیارمان قرار می‌دهد: توئیت‌های تبلیغی، اکانت‌های تبلیغی و روندهای تبلیغی. براساس گزارش پنا پاورز (Penna Powers)، روندهای تبلیغی روزانه نزدیک به ۲۰۰ هزار دلار هزینه دربر دارند.

  • نمایشی گوگل(Google Display Ads):

گوگل اخیرا اعلام کرد شبکه نمایشی‌اش (GDN) به زودی ۲ میلیون سایت را در بر می‌گیرد و بیش از ۹۰٪ از کاربران اینترنتی را پوشش می‌دهد. تبلیغات نمایشی، بنرها یا باکس‌های کوچکی هستند که هنگام تماشای سایت‌ها یا وبلاگ‌های موردعلاقه‌مان آنها را می‌بینیم.

  • هدف‌گذاری مجدد:

ادرول (AdRoll) در یکی از گزارشاتش عنوان کرد منظور از هدف‌گذاری مجدد این است که به بازدیدکننده‌های سایت‌مان، در سایر سایت‌ها تبلیغات هدف‌گذاری شده نشان بدهیم (به قصد بازدید مجدد از سایت‌مان). این قبیل تبلیغات کمک می‌کنند افرادی که تمایل چندانی به خرید ندارند را به خریدار واقعی بدل کنیم.

  • موبایلی:

این نوع از تبلیغات، نسبت به سایر فرمت‌های تبلیغات دیجیتال، با سرعت بسیار بیشتری رو به گسترش هستند. تحقیقات اخیر موسسه‌ی بیزینس اینسایدر (Business Insider) نشان می‌دهند هزینه‌های حوزه‌ی تبلیغات موبایلی ایالات متحده تا سال ۲۰۱۸ به حدود ۴۲ میلیارد دلار می‌رسد.

 

طراحی تبلیغات

بعد از انتخاب نوع آگهی‌ها و محل نمایش‌شان، باید طراحی آنها را هم بررسی کنیم. مثلا برای طراحی آگهی بنری کلیکی، اولین نکته‌ای که باید بررسی شود، اندازه‌ی بنر است. بهتر است تا حد ممکن از اندازه‌های استاندارد استفاده کنیم. گوگل ادسنس (Google AdSense) در گزارشی اعلام کرد بهترین اندازه‌ها برای این نوع از آگهی، موارد زیر هستند:

  • بزرگ ۳۳۶*۲۸۰
  • متوسط ۳۰۰*۲۵۰
  • تخته امتیازی ۷۲۸*۹۰
  • عریض ۱۶۰*۶۰۰

در مورد آگهی‌های بنری کلیکی، باید سلسله مراتب را هم حفظ کنیم. در صورتی که برای طراحی آگهی از ۳ مولفه‌ی اساسی لوگوی شرکت، گزاره‌ی ارزشی (value proposition) و دعوت مستقیم (call to action) کاربر استفاده کنیم، آگهی‌ها مورد تائید پلتفرم‌های تبلیغاتی قرار می‌گیرند و بازدیدکننده‌ها را به خریدار واقعی تبدیل می‌کنند.

برگرفته از: SmartInsights.com

پنج مورد از رایج ترین تکنیک های تبلیغات
,

پنج مورد از رایج ترین تکنیک های تبلیغات

تبلیغاتی موفق هستند که در بینندگان، شنوندگان و خوانندگان اشتیاق و تمایل ایجاد کنند. همچنین این تبلیغات اطلاعاتی نیز در مورد نحوه محقق ساختن این تمایل در اختیار آنها قرار می دهد و در مشتری های احتمالی حس خوبی نسبت به انجام آنچه که تبلیغ می شود، ایجاد می کنند.

با توجه به تعداد زیاد تولید کنندگان محصولات و ارائه دهندگان خدمات در بازار، استفاده از یک تکنیک اثبات شده در تبلیغ محصول احتمال بازگشت هزینه تبلیغات شما را افزایش می دهد.

تکنیک های اولیه مورد استفاده در تبلیغات سیاسی به طور موفقیت آمیزی در تبلیغات تجاری نیز مورد استفاده قرار می گیرند و همچنان به عنوان رایج ترین تکنیک های این عرصه شناخته می شوند.

تکنیک تکرار تکرار تکنیکی ساده اما با این وجود موثر و کارآمد به شمار می آید که برای آگاهی مشتری از ماهیت کالای تبلیغ شده و حک شدن آن در حافظه مشتری به کار گرفته می شود..

حتی در تبلیغاتی که در آنها از سایر رویکرد های موفق استفاده می شود نیز بیش از یک بار به نام محصول یا شرکت تولید کننده اشاره می شود.

این امر خصوصاً در تبلیغات تلویزیونی صادق است چون تلفیق صدا و تصویر این امکان را برای تبلیغ کننده فراهم می کند تا با تغییر شیوه انتقال پیام (از دیداری به شنیداری) موضوع تکرار را مخفی کند.

همچنان اولین آگهی تبلیغاتی که در طول پخش مسابقات سوپربول (Super Bowl) برای محصولی به نام HeadOn پخش شد به عنوان نمونه کلاسیک این تکنیک تبلیغاتی معروف است. هر چند آگهی های تبلیغاتی هیچ وقت نحوه کار محصول را شرح نمی دهند، اما نام آن محصول در ذهن بینندگان خواهد ماند.

تکنیک ادعا ها تبلیغاتی که به مشخصات خاص یک محصول می پردازند یا ادعا می کنند که نوعی محصول یا خدمات می تواند برای مشتریان احتمالی چه کار هایی انجام دهد، با اطلاع رسانی، آموزش و ایجاد توقع در خریدار نتایج موفقی را به دست می آورند.

این ادعا ها می تواند بیان واقعیت یا فقط ترفندی فریبکارانه باشد مثل دادن عنوان ” بهترین” به یک برند آب پرتقال در صورتی که از نظر ارزش غذایی مشابه سایر برند ها است. ادعا ممکن است از طریق حذف بخشی از واقعیت یا با استفاده از آنچه که برخی از تبلیغ کنندگان و فعالان سیاسی آن را “عبارات فریبکارانه” می نامند، نقش گمراه کننده ای ایفا کنند.

این ها عبارات تعدیل کننده زیرکانه ای هستند که اگر دقیق مورد بررسی قرار بگیرند ادعای مطرح شده در آگهی های تبلیغاتی را بی اساس و بی معنی جلوه می دهند. عبارات فریبکارانه رایج شامل “کمک می کند”، “مبارزه می کند” و “واقعاً” می باشد.

تکنیک مشارکت افراد مشهور مرتبط ساختن یک محصول یا یک شرکت به افراد مشهور و سرشناس، آهنگ و ترانه های پر هیاهو، وضعیت مطلوب خوب بودن یا حس عاطفی قوی، باعث ایجاد ارتباط روانی قدرتمندی در مشتری می شود.

مطلب مرتبط: هرآنچه باید درباره‌ی ویژگی شراکت پولی اینستاگرام بدانید

شرکت های تجهیزات و لوازم ورزشی در تبلیغات خود از ورزشکاران موفق استفاده می کنند، خودرو سازان ماشین های خود را در مقابل عمارت های بزرگ نشان می دهند، آبجو سازان نشان می دهند که محصول آنها توسط گروهی از دوستان مصرف می شود که دور هم در حال خوش گذرانی هستند، و شرکت های لوازم آرایشی از افراد مشهور برای معرفی محصولات خود استفاده می کنند

این تبلیغات باعث واکنش احساسی مشتری ها می شود- که این واکنش احساسی مربوط به محصولی است که تبلیغ می شود و از طریق انتقال این واکنش احساسی، جذاب به نظر می رسد.

تکنیک مد روز تکنیک مد روز با متقاعد کردن مشتری از اینکه دیگران از این محصول استفاده می کنند و آنها نیز باید به جمع مصرف کنندگان این محصول بپیوندند، باعث فروش یک محصول (کالا یا خدمت) می شود. سایر تبلیغات مد روز حاکی از آن است که اگر مشتری ها آنچه را که در معرض فروش گذاشته شده را نخرند، طرد می شوند.

این آگهی های تبلیغاتی اغلب از “سخنان پر زرق و برق” و عباراتی برگرفته از ایده های بسیار ارزشمند استفاده می کنند که باعث ایجاد تایید آنی در مشتری می شود و ممکن است به کالا یا خدماتی که تبلیغ می شود ربط داشته یا نداشته باشند.

مثلاً عبارت “آمریکا…. را دوست دارد” بین حس میهن پرستی و یک محصول پیوند برقرار می کند و باعث بروز یک واکنش مثبت خود جوش می شود. تکنیک استفاده از ابزار پیشبرد فروش کوپن، قرعه کشی، بازی به همراه جوایز، و هدایایی در ازای خرید ایجاد هیجان می کند و شرکت در این برنامه ها مشتریان را به ارتباط برقرار کردن با محصول یا خدمات مورد حمایت این آگهی های تبلیغاتی تشویق و ترغیب می کند.

جذابیت اینکه مشتری چیزی را رایگان به دست بیاورد یا “جایزه” بگیرد به موفقیت این تبلیغات کمک می کند.

عرضه با مدت زمان محدود و تعیین مهلت های خرید محدود به این تکنیک تبلیغاتی کمک می کند تا ضرورت خرید کالا یا خدماتی که درباره آن تبلیغ می شود را در مشتری ها ایجاد کند.

چگونه یک آژانس تبلیغاتی انتخاب کنید؟
,

چگونه یک آژانس تبلیغاتی انتخاب کنید؟

آژانس تبلیغاتی که شما انتخاب می کنید ممکن است تبلیغات شما را از تبلیغات چاپی تا کمپین های تبلیغاتی انجام دهد و نقش تعیین کننده ای در نمایش شرکت شما به مشتریان ایفا کند.

قدم اول: تصمیم بگیرید به چه چیزی نیاز دارید؟ قبل از اینکه پولی به شرکت تبلیغاتی پرداخت کنید در ابتدا به درستی تصمیم بگیرید. به این فکر کنید که برای بازاریابی به چه ابزاری نیاز دارید؟ ممکن است تنها به یک کپی رایتر و یا گرافیست نیاز داشته باشید تا یک آژانس تبلیغاتی گرچه برای یک کمپین تبلیغاتی وسیع شما حتما به یک شرکت تبلیغاتی نیاز پیدا می کنید. هم چنین برای تصمیم گیری برای نوع رسانه تبلیغاتی و یا محل قرارگیری تبلیغات نیاز است تا با یک شرکت تبلیغاتی مشورت کنید. برخی از آژانس های تبلیغاتی در زمینه های خاصی تبحر و تخصص دارند مانند تبلیغات رادیو و تلویزیونی در حالیکه تمام شاخه های تبلیغات جزو خدمات آن آژانس می باشد. از این گذشته برخی از شرکت های تبلیغاتی بر روی ایجاد جنس متفاوتی از تبلیغات تمرکز می کنند در حالیکه سایر شرکت ها به شما کمک می کنند تا اهداف و نیاز های بازار را تعریف کنید.

مطلب مرتبط: راهنمای انتخاب بهترین نوع تبلیغات برای اهداف مختلف

قدم دوم: بودجه تبلیغات خود را مشخص کنید اغلب شرکت های تبلیغاتی بزرگ پول بیشتری را نسبت به آژانس های کوچکتر از شما می گیرند مخصوصا اگر خدمات بیشتری ارایه بدهند.

اگر بخواهید با یک آژانس تبلیغاتی برجسته همکاری کنید ممکن است بیش از توانایی شما هزینه بردارد بنابراین مجبور می شوید که خدمات محدودتری انتخاب کنید در صورتی که میتوانید طرح کاملتری را با یک آژانس معمولی اجرا کنید.

قدم سوم: درباره محل آژانس تبلیغاتی تصمیم بگیرید با امکاناتی مانند ایمیل، ویدیو کنفرانس و سایر اپلیکیشن های ارتباطی بیشتر از هر زمان دیگیر ارتباطات آسان شده است و دیگر محدودیت انتخاب آژانس در شهر خودتان وجود ندارد.

قدم چهارم: اندازه شرکت خود را با آژانس تبلیغاتی تطابق دهید اگر کسب و کار کوچکی راه انداخته اید بهتر است با یک شرکت تبلیغاتی کوچک همکاری کنید.

آژانس های تبلیغاتی بزرگ خدمات بیشتری ارایه میدهند اما ممکن است توانایی بالای خود را صرف مشتریانی کنند که رزومه قوی و بیشتری دارند .

در شرکت های تبلیغاتی کوچکتر ممکن است تنها با یک نفر همکاری کنید و به توانایی یک شخص نیاز داشته باشید و شاید آن یک نفر مدیر عامل شرکت باشد.

از این گذشته اگر شما یک شرکت کوچک دارید نیازی به خدمات گسترده ای که شرکت های تبلیغاتی بزرگ ارایه می دهند به هیچ وجه ندارید.

قدم پنجم: بر روی آژانس تبلیغاتی که مورد علاقه شما است بیشتر تمرکز کنید.

 

تهیه شده در: parmoon.com