آینده بازاریابی محتوا چگونه خواهد بود؟

آینده بازاریابی محتوا چگونه خواهد بود؟ ۹ ترند بازاریابی محتوا در سال ۲۰۱۸

طبق آخرین داده‌های به‌دست‌آمده از CMI (مؤسسه‌ی بازاریابی محتوا )، سازمان‌هایی که در سال‌های اخیر در حوزه‌ی بازاریابی محتوا سرمایه‌گذاری‌های دقیق و اصولی کرده‌اند، از سود آن سرمایه‌گذاری‌ها گزارش می‌دهند. طبق گزارش CMI‌ و MarketingProfs از معیارها و ترندهای سال ۲۰۱۷، بیش از ۶۰ درصد بازاریاب‌های ‌‌‌B2B گزارش کرده‌اند که استراتژی‌های بازاریابی محتوا یشان نسبت به یک سال پیش تأثیرگذارتر هستند.

۳۴ درصد بازاریاب‌ها با مقایسه‌ی داده‌های سالیانه‌ی خود دریافتند که بازاریابی محتوا یی‌شان در سال ۲۰۱۶ مؤثر بوده است. این در حالی است که در سال ۲۰۱۵، تنها ۳۰ درصد بازاریاب‌ها از بازاریابی محتوا خود راضی بودند.

در سال ۲۰۱۵، ۴ درصد بازاریاب‌ها احساس کردند تلاش‌هایشان به هیچ‌‌وجه مؤثر نبوده است. خوشبختانه این درصد در سال ۲۰۱۶ به صفر رسید.

برخی از عوامل مؤثر در این موفقیت عبارتند از:

  • محتوای کیفی بهتر
  • توسعه‌ی استراتژی
  • صرف زمان بیشتر روی بازاریابی محتوا
  • و هدف‌گذاری بهتر در مبحث توزیع محتوا

به‌‌طور خلاصه، تجربه‌ی به‌دست‌آمده از بازاریابی محتوا سبب موفقیت بازاریاب‌ها شده است، اما برای حفظ این رشد، آنها باید با چشم‌انداز متغیر بازاریابی محتوا هماهنگ باشند. استراتژی اثربخش سال پیش ممکن است برای سال پیش رو مؤثر نباشد.

توانایی پیش‌بینی ترندها و نیز تغییر در رفتار مخاطب براساس ترندهای فناوری و به‌روزرسانی‌ها، در تنظیم استراتژی و پیشی گرفتن از رقبا به شما کمک می‌کند.

‌‌در ادامه‌ی این مطلب ترندهایی را معرفی می‌کنیم که در سال ۲۰۱۸ باید آنها را در نظر بگیرید.

۱. تغییر فرمت‌‌ها به معنای تغییر نقش‌ها در بازاریابی محتوا است

رویکرد انتشار رسانه‌ای در بازاریابی محتوا

رویکرد برندهایی که بیشترین میزان موفقیت را در زمینه‌ی بازاریابی محتوا تجربه می‌کنند، اشباع کردن مخاطب از محتوا نیست بلکه انتشار رسانه‌ای است. در اختیار داشتن تیمی از نویسندگان، دیگر به‌تنهایی کافی نیست. شرکت شما باید استراتژی گسترده‌تری اتخاذ کند و گروهی متشکل از استعدادها و مهارت‌های گوناگون گرد هم بیاورد تا بتواند نیازهای مخاطبانش را برآورده کند. هم‌اکنون پروسه به اندازه‌ی خودِ بازاریابی محتوا اهمیت دارد.

رویکردی که Pixar برای ساخت فیلم‌های پرجاذبه اتخاذ می‌کند، نمونه‌ی عالی چنین پروسه‌ای است. به گفته‌ی اِد کَتمال (Ed Catmull)، رئیس‌کل پیکسار، کارِ شرکت با ایده‌های عالی شروع نمی‌شود بلکه هر پروژه با افکار و اندیشه‌هایی آغاز می‌شود که اغلب عجیب، شکل‌نگرفته، آسیب‌پذیر و ناقص‌اند. پیکسار با تمرکز روی پروسه‌ها و پیشرفت بی‌وقفه قادر است مفاهیم ساده‌شده را دریافت و به‌طور مداوم روی بهتر کردن آنها تمرکز کند. این پروسه به پیکسار کمک کرده بیش از دوازده جایزه‌ی اسکار را از آنِ خود کند.

مطلب مرتبط: چرا محتوا همچنان پادشاه است؟

بازاریابی محتوا به حوزه‌ای فراتر از ایده‌های وبلاگ کشیده شده است. پروسه‌ی بزرگ‌تری وجود دارد که باید آن را به جریان بیندازید. در این پروسه ایده‌ها مدام درحال پیشرفت هستند، برای مخاطبان مختلف سفارشی و با فرمت‌های جدیدی که مصرف‌کنندگان استفاده می‌کنند، سازگار می‌شوند. وبلاگ‌نویسی به خودی‌ خود با تمام استراتژی‌های بازاریابیِ درخورِ شرکت‌های درحال رشد، مرتبط نیست و به مسئله‌ی فرمت‌های جدید برای مصرف نمی‌پردازد.

تیم محتوا به رشد و قابلیت سازگاری با ترندهای سال بعد نیاز دارد و باید از حضور افرادی که در زمینه‌های زیر استعداد دارند، بهره بگیرد:

  • تولید ویدئو و ادیت
  • طراحی گرافیک، تصویرسازی و ادیت
  • ادیت صدا و مهارت‌های تولید
  • بهینه‌سازی محتوا در فرمت‌های متعدد
  • توزیع و تبلیغ محتوا
  • توسعه‌ی استراتژی، اجرا و مدیریت کمپین
  • ارتباطات و برندینگ
  • تبلیغات و خرید رسانه
  • تجزیه و تحلیل، اندازه‌گیری و گزارش‌نویسی

۲. اینترنت اشیاء نقش پررنگ‌تری در بازاریابی محتوا ایفا می‌کند

بازاریابی محتوا

مشتریان برای دریافت محتوا دیگر به اسکرین محدود نیستند. اینترنت اشیاء (Internet of Things) عامل این اتفاق است تا محتوا بتواند همه جا در اختیار ما باشد و بدون نیاز به دست و چشم با زندگی ما عجین شود.

به نحوه‌ی تعامل ما با دستگاه‌ها و فناوری‌های جدیدی مثل Siri فکر کنید. شما سؤال می‌کنید، Siri پاسخ می‌دهد و به این‌ترتیب محتوای پرسش و پاسخ همه جا در اختیار مشتریان قرار می‌‌گیرد.

الکسا (Alexa)، دستیار صوتی آمازون نیز درحال تبدیل شدن به یک درگاه دیجیتال برای دسترسی به محتواست. هم‌اکنون تعدادی از سازمان‌ها از الکسا استفاده می‌کنند تا محتوایشان را با مخاطبان بسیار گسترده‌تری که نمی‌خواهند به اسکرین وابسته باشند، به اشتراک بگذارند.

برای مثال، انجمن قلب آمریکا جزئیات عمل CPR را در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌دهد. محتوا ازطریق الکسا شما را گام‌به‌گام در شرایط اضطراری راهنمایی می‌کند. همچنین نشانه‌های هشداردهنده‌ی سکته‌ی مغزی یا حمله‌ی قلبی را به اشتراک می‌گذارد.

دوستداران حیوانات خانگی نیز از محتوای Ask Purina که ازطریق الکسا به اشتراک گذاشته می‌شود، بهره می‌برند. این محتوا اطلاعات بیشماری را درباره‌ی نژادهای سگ ازجمله جثه، میزان انرژی، میزان ریزش مو و غیره در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌دهد.

در ‌‌B2B هم فرصت‌های زیادی وجود دارد؛ فقط کافی است به نیاز مخاطب خود و بهترین راه برطرف کردن آن فکر کنید. برای مثال، مدرسه‌ی بازاریابی (Marketing School): مدرسه‌ی بازاریابی یک Alexa Skill ساده است که من (Neil Patel) به همراه Eric Siu و Single Grain توسعه دادیم تا هر روز توصیه‌های عملی ۱۰ دقیقه‌ای درباره‌ی بازاریابی ارائه بدهیم. استفاده از آن آن‌قدر ساده است که می‌توانید صبح هنگام لباس پوشیدن یا حین استراحت‌های کوتاه بین روز به آن گوش بدهید.

امروزه ما در نقطه‌ای هستیم که همه چیز درحال دیجیتالی شدن است. با وجود سنسورها، جفت شدن دستگاه‌ها و بازاریابی مجاورتیِ بیکن‌محور، فرصت‌های رو‌به‌رشدی برای تعامل محتوا وجود دارد که فراتر از مشارکت مخاطب هستند.

این محتواست که بسیار هدفمند است و با فرمت‌های بیشتر در زمان و مکان درست و لحظه‌ای که بیشترین نیاز به آن احساس می‌شود، در دسترس مخاطب قرار می‌گیرد.

۳. شفاف‌سازی اقتدار را به بازاریابی محتوا القا می‌کند

اهمیت شفاف سازی در بازاریابی محتوا

مصرف‌کنندگان از تبلیغات برندها کلافه شده‌اند. منظور از مصرف‌کننده فقط نسل هزاره نیست. قبول داریم که نسل هزاره مترقی‌تر هستند و از شرکت‌ها قابلیت اطمینان و شفاف‌سازی می‌خواهند اما در کل، همه‌ی مصرف‌کنندگان خواهان شفاف‌سازی هستند.

آن‌طور که مجله‌ی آنلاین دیجی‌دِی (Digiday) نقل می‌کند مردم از تبلیغات برندها، ادعاهای «سبز»، کمک‌های خیریه و حمایت‌های جمعی از جنبش‌های انگیزشی خسته شده‌اند. برندها تلاش می‌کنند همه‌‌ی این مسائل را به «بازاریابی انگیزشی» پیوند بدهند، اما مصرف‌کنندگانِ محتاط به‌تدریج از این نوع آگهی‌های تبلیغاتی ناامید شده‌اند. ساده بگوییم، برخی مصرف‌کنندگان احساس می‌کنند برندها با آنها صادق نیستند.

گزارش نیلسِنز گلوبال تراست (Nielsen’s Global Trust) از تحلیل بازاریابی نشان می‌دهد که مشتریان به چه منبع تبلیغاتی‌ اعتماد می‌کنند. برای کسانی که در آمریکای شمالی هستند، توصیه‌های آشنایان‌ در صدر جدول قرار دارد و رقم آن ۸۲ درصد است و این به آن معناست که این افراد کاملا یا نسبتا به آن منبع اعتماد دارند.

این رقم را با تبلیغات تلویزیونی (۶۳ درصد)، ضمانت برند (۵۷ درصد)، تبلیغات ویدیویی آنلاین (۴۷ درصد)، تبلیغات رسانه‌های اجتماعی (۴۲ درصد) و تبلیغات گوشی‌های موبایل (۳۹ درصد) مقایسه کنید.

تفاوت آشکاری میان رقم اول (۸۲ درصد) و باقی ارقام وجود دارد و دلیل آن این است که مشتریان به صداقت تبلیغات رسانه‌های اجتماعی یا گوشی‌های موبایل اعتماد ندارند.

با رشد بازاریابی اینفلوئنسر (Influencer marketing) و تأییدیه‌های افراد سرشناس، ایجاد رابطه با مشتریان محتاط از همیشه مهم‌تر می‌شود.

کمیسیون تجارت فدرال (Federal Trade Commission) همچنان برای حمایت از مصرف‌کنندگان در برابر شرکت‌هایی که به اندازه‌ی کافی شفاف‌سازی نمی‌کنند، اقداماتی را در دستور کار خود دارد. برای مثال، به اتفاقی که در Machinima افتاد دقت کنید:

در سال ۲۰۱۵، FTC ، Machinima (شبکه‌ی بازی یوتیوب) را گوشمالی داد. چرا؟ به دلیل سوءاستفاده از اینفلوئنسرهای یوتیوب به‌عنوان کاربران مستقل جهت تبلیغ Xbox One و بازی‌های بسیار دیگری به‌صورت وایرال، در قبال پرداخت پول به اینفلوئنسرها و فاش نکردن این موضوع.

یک جست‌وجوی سریع آنلاین (تایپ کنید: FTC endorsement fines) نشان می‌دهد که این عدم شفاف‌سازی برای شماری از برندها دردسرساز شده است.

برای به‌دست آوردن و حفظ اعتماد مخاطبان خود، گام بعدیِ بازاریابی اینفلوئنسر و محتوای برند-شده این است که تضمین کنید هر آنچه خلق می‌کنید، کاملا شفاف و بدون شبهه است.

۴. بازاریابی محتوا نقشی کلیدی در بهبود تجربه‌ی خریدار ایفا می‌کند

بازاریابی محتوا

اگر به بازاریابی دیجیتال نگاهی کلی بیندازید، خواهید دید تاکتیک‌های زیادی وجود ندارند که بتوان به کمک آنها، به‌تنهایی و بدون محتوا پابرجا ماند. به انواع بازاریابی‌هایی که یک کسب‌وکار معمولی، روزانه در سطوح مختلف شرکت به‌کار می‌گیرد، فکر کنید:

  • پست‌های رسانه‌های اجتماعی
  • وبلاگ‌ها و مقاله‌ها
  • بازاریابی ایمیلی
  • جاذب‌های مشتریان راغب
  • رسانه‌های بصری نظیر اینفوگرافی‌ها
  • ویدئوها (از قبل ضبط شده و لایو)
  • مقالات سفید (White papers) و ایبوک‌ها
  • کمپین‌های پرورش مشتری راغب و برقراری رابطه
  • لذت مشتری و به اشتراک‌گذاری دانش
  • پیام‌ها و مطالب فروش محتوا محور
  • پادکست‌ها
  • صفحات ورود

حتی تبلیغات پولی برای بالا بردن نرخ تبدیل، به محتوا متکی هستند. بازاریابی محتوا به‌عنوان پایه و اساسِ کل استراتژی‌های بازاریابی ۲۰۱۸، به روند رشد خود ادامه خواهد داد. نکته‌ی مهمی که باید به یاد بیاوریم این است که محتوا آن چیزی است که توجه و اعتماد مخاطب را به برند شما جلب می‌کند. تجربه‌ای که محتوای شما برای مخاطب خلق می‌کند آن چیزی است که در نهایت او را از بازدیدکننده به مشتری تبدیل خواهد کرد. پس به‌جای تمرکزِ بیش از حد بر تبدیل بازدیدکننده به مشتری، مرحله‌‌ به‌ مرحله از خریدار حمایت کنید.

بازاریابی محتوا به مرور باید از تنوع، هدفمندی، قابلیت رشد و انسجام بیشتری برخوردار شود تا مشتری را رو به جلو سوق بدهد. مهم‌تر از همه محتوا نمی‌تواند در نقطه‌ی «تبدیل» متوقف شود. مخاطب بدون برقراری ارتباط، محتوای شما را با دیگران به اشتراک نخواهد گذاشت. بنابراین شما باید به کمک محتوا به تقویت روابط خود با مشتریان ادامه بدهید تا از آنها سفیرهایی برای برند خود در سال ۲۰۱۸ بسازید.

۵. خطوط بین رسانه‌ها در بازاریابی محتوا قابل تشخیص نخواهد بود

اگر به روند تغییر بازاریابی محتوا در دهه‌ی گذشته نگاهی بیندازید، درمی‌یابید که محتوا به‌تدریج فراتر از «ظرف» اصلی رسانه‌های شخصی خودش رشد کرده است. شرکت‌ها صاحب یا کنترل‌کننده‌ی کانال‌هایی شدند که محتوا داشتند و هنوز هم دارند.

با گسترش رسانه‌های اجتماعی و همین‌طور راه‌های تعامل و مشارکت ما با مخاطبان از طریق کانال‌های اجتماعی و دیگر کانال‌ها، خطوط بین رسانه‌های شخصی، اکتسابی و پولی رفته‌رفته تار شدند تا به نقطه‌ای رسیدند که به سختی از یکدیگر تشخیص داده می‌شوند.

نکته:

  • رسانه‌های شخصی (Owned Media): مثل توییتر، فیسبوک، ایمیل، آپارات و غیره.
  • رسانه‌های اکتسابی (Earned Media): اگر مخاطبان از محتوای شما ارزشی دریافت کنند، آن را در رسانه‌های اجتماعی‌شان به اشتراک خواهند گذاشت.
  • رسانه‌های پولی (Paid Media): اگر بخواهید طیف گسترده‌تری از مخاطبان محتوا ی شما را ببینند، باید از رسانه‌های پولی استفاده کنید.

بازاریابی محتوا دیگر به یکی از رسانه‌های شخصی، اکتسابی یا پولی محدود نمی‌شود بلکه محتوای شما در سرتاسر طیف دیجیتال و با در ذهن داشتن نقشه‌ی کلی سفر خریدار، می‌تواند هر سه فرم را دربر بگیرد. این سه رسانه باید یکپارچه با هم کار کنند تا از استراتژی رشد شما حمایت کنند. در نتیجه شیوه‌ی مدیریت توسعه، گسترش و تبلیغ محتوا توسط تیم‌های داخلی و خارجی شما باید تغییر کند. چگونه؟ تیم‌ها باید ارتباط کاری نزدیک‌تری با هم برقرار کنند تا بتوانند تنگناها را از میان بردارند و از استراتژی بازاریابی محتوا ی شما در تمام کانال‌های دیجیتال پشتیبانی کنند.

۶. مستندات استراتژیک در بازاریابی محتوا جایگاه و کیفیت بهتری خواهند داشت

بنا به گزارش CMI، اگر اثربخشی رو به‌ رشد بازاریابی محتوا را تحلیل کنید، بازاریاب‌ها موفقیت‌شان را به موارد بسیار خاصی نسبت می‌دهند. توسعه یا تنظیم استراژی یکی از عوامل اصلی است، اما اگر به عوامل دیگر از جمله خلق محتوای کارآمدتر، صرف زمان بیشتر روی محتوا و هدف‌گذاری بهتر نگاه کنید، می‌بینید که همگی با هم بخشی از یک استراتژی هستند.

در سال ۲۰۱۵، تنها ۳۲ درصد از بازاریاب‌ها استراتژی بازاریابی محتوا ی مستند داشتند. این رقم در سال بعد به ۳۷ درصد رسید. هنوز بخش قابل‌ توجهی (۴۱ درصد) از بازاریاب‌ها استراتژی دارند، اما استراتژی آنها مستند نیست. داشتن ایده و مفهومی که دربرگیرنده‌ی خواسته‌ها و اهداف شما باشد، عالی است اما برای رسیدن به موفقیت کافی نیست. علم این موضوع را اثبات می‌کند.

دکتر گِیل مَتیو از دانشگاه دومینیکن کالیفرنیا، عادات ۲۶۷ شرکت‌کننده را بررسی کرد تا دریابد دستیابی به اهداف چگونه متأثر از نوشتن آن اهداف است. مطالعات متیو نشان داد شرکت‌کنندگانی که اهداف‌شان را نوشته بودند و به‌روزسانی آنها را هر هفته برای یکی از دوستان‌شان فرستاده بودند، درصد موفقیت‌شان بالاتر از افرادی بود که اهداف‌ خود را با کسی در میان نگذاشته بودند. درواقع کسانی که اهداف‌شان را مستند و آنها را مرور کردند و با دیگری به اشتراک گذاشتند، در رسیدن به آن اهداف ۳۳ درصد موفق‌تر عمل کردند.

شما باید رویه‌ی مستند کردن استراتژی‌های محتوا را در پیش بگیرید و چنانچه می‌خواهید تأثیر مثبتی بر روند رشد خود بگذارید، باید رویکردتان را طوری تنظیم کنید که با این ترند سازگار شود.

۷. ویدیوی لایو،  کنترل بازاریابی محتوا را به‌دست خواهد گرفت

بازاریابی محتوا

بازاریاب‌ها و مشتریان به یک اندازه از محتوای ویدیوی لایو استقبال می‌کنند. نتایج نظرسنجی‌ ‌Buffer در سال ۲۰۱۶، نوعِ نگاه بازاریاب‌ها را به تغییرات ویدیو نشان داد. بیش از ۸۰ درصد بازاریاب‌ها از تمایل‌شان به ساخت محتوای ویدیوییِ بیشتر و ۴۲ درصد از تمایل‌شان به ساخت ویدیوهای لایوِ بیشتر گفتند.

میزان دسترسی ارگانیک (Organic reach) به ویدیوهای فیسبوک در مقایسه با تصاویر به‌طور متوسط ۱۳۵ درصد است. مشارکت در بخش ویدیوهای لایو هم به‌سرعت بالا رفته است. به گزارش فیسبوک، کاربران ویدیوهای لایو را سه برابر بیشتر از ویدیوهای دیگر که لایو نیستند، تماشا می‌کنند. همچنین میزان کامنت کاربران حین ویدیوهای لایو، بیش از ۱۰ برابر ویدیوهای غیر لایو است. اگر این ارقام برای قانع کردن شما به استفاده از ویدیوهای لایو در سال ۲۰۱۸ کافی نیست، با ما همراه باشید.

Livestream در یک نظرسنجی از مشتریان دریافت که:

  • ۸۰ درصد از پاسخ‌دهندگان، تماشای ویدیوهای لایو را به خواندن پست‌های یک وبلاگ ترجیح می‌دهند.
  • ۸۲ درصد از پاسخ‌دهندگان، به تماشای ویدیوی لایو یک برند علاقه‌ی بیشتری دارند تا خواندن پست‌های رسانه‌های اجتماعی.

با اینکه حدود ۶۰ درصد بازاریاب‌ها هم‌اکنون روی ویدیو سرمایه‌گذاری می‌کنند، تنها ۱۴ درصد آنها خود را ملزم به استفاده از ویدیوی لایو کرده‌اند. این در حالی است که لایو ویدیو فرصت بی‌نظیری در اختیارتان گذاشته است که می‌توانید پیش از رقبایتان از آن بهره‌مند شوید. همین حالا استفاده از لایو ویدیو را شروع و توجه و مشارکت مخاطبان خود را جلب کنید. اگر به دوربین عادت نداشته باشید، ممکن است استفاده از لایو ویدیو برایتان ترسناک باشد. با این حال حتی اگر این کار هیچ‌وقت برایتان عادی نشود، باز هم مزیت دارد. مزیتش این است که از دید مخاطب، طبیعی به‌نظر می‌رسید و این چیزی است که مخاطب به دنبال آن است. مخاطب خواستار ارتباط انسانی واقعی با برند شماست و شما می‌توانید بدون اینکه کارگردان حرفه‌ای یا سوپراستار باشید، مخاطب را به این هدفش برسانید.

مطلب مرتبط: سه ترند ویدیو مارکتینگ که در سال ۲۰۱۸ غوغا می‌کند

۸. واقعیت مجازی بیش از پیش در بازاریابی محتوا رواج خواهد یافت

بازاریابی محتوا

با اینکه لایو ویدیو بی‌نهایت مشارکتی و بدون شک تعاملی است، نوع دیگری از محتوای بصری هم وجود دارد که به شما امکان می‌دهد تجربه‌ی کاملا متفاوتی را برای مخاطب خود خلق کنید. این محتوای بصری ویژه، واقعیت مجازی یا Virtual reality نام دارد. واقعیت مجازی، فرصت‌های جدیدی را برای بازاریابی محتوا و مشارکت مشتری فراهم می‌کند مانند اپلیکیشن جدید VR از شرکت کانادایی Shopify که به خریداران آنلاین کمک می‌کند پیراهن‌ها را در واقعیت مجازی سفارشی کنند.

گرچه عده‌ای نسبت به تأثیر این محتوای بصری در بازار کنونی تردید دارند، داده‌های مالی و پیش‌بینی‌ها حاکی از رشد آن است. IDC (International Data Corporation) ثابت کرد که براساس مدل‌های فروش و پیش‌بینی، درآمد حاصل از AR‌ (Augmented reality) یا واقعیت افزوده از ۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۶ به بیش از ۱۶۰ میلیارد دلار تا سال ۲۰۲۰ خواهد رسید. پیش‌بینی‌های درآمد به‌دست‌آمده از سوی Digi-Capital نیز  به همین اندازه خوش‌بینانه است و تا سال ۲۰۲۱، رشد تقریبی ۱۰۸ میلیارد دلاری را از AR و VR  گزارش کرده است.

شاید فکر کنید برای حساب باز کردن روی این دو محتوای بصری هنوز خیلی زود است، اما بهتر است زود کنار نکشید. Forbes Global نشان داد که بیش از ۳۰ درصد از برندهای مورد استفاده‌ی مصرف‌کنندگان، بازاریابی واقعیت مجازی را تجربه خواهند کرد.

جالب است بدانید که واقعیت مجازی فقط برای تبلیغات و بازاریابی استفاده نمی‌شود. برای مثال، تیم بسکتبال Golden State Warriors برای استخدام Kevin Durant (بسکتبالیست سرشناس آمریکایی) و اضافه کردن نام او به فهرست افراد تیم از VR استفاده کرد.

وارد شدن به حیطه‌ی واقعیت مجازی ممکن است پرهزینه باشد، اما راه‌هایی برای آزمایش و اجرای تاکتیک‌های جدید بازاریابی با رویکردهای استراتژیک ارزان هم وجود دارند.

۹. «توزیع» محتوا نقشی حیاتی در بازاریابی محتوا دارد

برای قرار دادن محتوا در دسترس مشتریان کنونی و آتی روش‌های جدیدی وجود دارد. برخی از این روش‌ها مانند لایو ویدیو تازگی دارند و هنوز برندهای زیادی وجود دارند که باید از آن استفاده کنند. گذشته از این، تنوع محتوا بسیار زیاد است. اجازه ندهید این روش خاص، تولید محتوا را متوقف کند چراکه همه‌ی محتواها به لایو ویدیو نیاز ندارند. تنها در یک صورت راهِ تولید محتوای شما مسدود می‌شود و آن توزیع نکردن محتوا و تمرکز محض روی تقویت مشارکت محتواست. با گذشت زمان می‌توانید خلق محتوای بیشتر را تضمین کنید.

اگر می‌خواهید از میان همهمه‌های موجود صدایتان را حتی به گوش درصد کمی از کاربران فعال رسانه‌های اجتماعی برسانید، باید برای توزیع محتوا، روش‌های استراتژیک اتخاذ کنید. برندهای هوشمند بدون‌شک در حوزه‌ی توزیع محتوا سرمایه‌گذاری بیشتری می‌کنند تا برنامه‌های توزیع چندکاناله و اجتماعی را به نحو مؤثرتری توسعه بدهند. سعی کنید از این قافله عقب نمانید.

نتیجه‌گیری

گرچه ترندهایی که در این مقاله از آنها صحبت کردیم توسط داده‌ها پشتیبانی می‌شوند، اما ترندها همه چیز نیستند. برای یافتن نحوه‌ی بهبود استراتژی بازارایابی محتوا توسط این ترندها باید دست به تحقیق بزنید. گذشته از این، داده‌های تاریخی زیادی وجود دارند که در پیش‌بینی سریع موفقیت یا شکست این ترندها به ما کمک خواهند کرد. پس به‌جای تقلید کورکورانه از دیگران، همیشه تحقیق کنید و نظاره‌گر برندهای موفق در حیطه‌ی کاری خود باشید و از داده‌ها، همین‌طور روش آزمون و خطا بهره ببرید تا در سال پیش رو، سوخت استراتژی‌تان را تأمین کنید.

برگرفته از: neilpatel.com

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

8 − یک =