, ,

چرا صرف هزینه برای عکاسی حرفه ای ارزشش را دارد؟ چرا عکاسی حرفه ای کاری ارزشمند است؟

چرا صرف هزینه برای عکاسی حرفه ای ارزشش را دارد؟

چهل سال حضور موفق در عکاسی حرفه ای ، سفری شگفت‌انگیز و دستاوردی بزرگ برای من بوده است.

من معتقدم افرادی که ملاقات می‌کنم، بهترین مشتریانی هستند که هرکسی آرزوی داشتن‌ آنها را دارد.

مشتریان من معمولا قرار ملاقاتی ترتیب می‌دهند تا عکس‌ها را ببینند، سپس طبق لیست قیمتی که تهیه کرده‌ام خرید می‌کنند و با رضایت‌ خاطر به خانه بازمی‌گردند.

گرچه هرازچندگاهی پیش می‌آید که مشتری جدیدی از قیمت‌های بالای عکاسی حرفه ای ابراز نگرانی می‌کند و متعجب می‌شود که آیا واقعا صرف این مقدار هزینه ارزشش را دارد.

آنجاست که به آنها می‌گویم: «شاید بتوانم به شما کمک کنم تا بهتر درک کنید که چرا صرف هزینه برای عکاسی حرفه ای ارزشش را دارد.»

فکر نکنید می‌خواهم در مورد لیست هزینه‌هایی که یک عکاس حرفه‌ای بایستی بپردازد تا فقط در این حرفه دوام بیاورد، صحبت کنم.

من نمی‌خواهم به مسائلی مثل اجاره، بیمه، هزینه‌ی مجوزها، مالیات‌های کسب‌‌و‌کار، هزینه‌ی تجهیزات، ارتقاهای نرم‌افزاری، هزینه‌های چاپخانه، دستمزد دستیارها، هزینه‌های حمل‌و‌نقل، هزینه‌های سفر، ارتقای تجهیزات، هزینه‌های ویرایش و روتوش، آموزش حین کار و هزینه‌های تبلیغات در عکاسی حرفه ای اشاره کنم.

نه، من به هیچ‌کدام از این‌ها در عکاسی حرفه ای نمی‌پردازم و نمی‌خواهم به آنها متوسل شوم!

فقط می‌خواهم از  ۲۸ اکتبر  ۲۰۱۲، روزی که رئیس جمهور، باراک اوباما، بیانیه‌ی وضعیت اضطراری ایالت نیویورک را منتشر کرد، برای‌تان بگویم.

اینجا در شهر من، لانگ آیلند (Long Island)، مدارس،‌ پل‌ها و فرودگاه‌ها بسته شدند و بی‌درنگ دستور تخلیه داده شد.

ابری طوفان‌زا به‌نام «سندی» مستقیما به جزیره‌ی ما رسید، گویا به‌وسیله‌ی سلاح لیزری پیشرفته‌ای هدایت شده باشد.

این حادثه‌ی آب‌و‌هوایی به‌قدری شدید بود که حتی واژه‌ی طوفان هم آن را به‌درستی توصیف نمی‌کرد. قدرت «تندباد دریایی سندی» فراتر از هر طوفانی بود که تا آن روز، ما اینجا در شمال شرق آمریکا دیده بودیم.

همان‌طور که از نام لانگ آیلند برمی‌آید،‌ ما توسط آب‌ احاطه شده‌ایم و دریافتیم که در ۳۶ ساعت آینده اتفاقات تلخی در انتظار ماست.

روز بعد، طوفان سندی به نیویورک و لانگ آیلند رسید و زندگی حتی برای ما که خانه، شغل و خودروهایمان را کاملاً از دست ندادیم، برای همیشه تغییر کرد، اما من از خودم جلو زدم و پیشرفت کردم.

عکاسی حرفه ای

خرابی‌های به بار آمده در طوفان «سندی». عکس از Wavian

عصر یکشنبه، پیش از اینکه طوفان عظیم وارد شود کارهای زیادی در جریان بود.

ما اخطار تخلیه‌ی اجباری را جدی گرفتیم. محله‌مان پرجنب‌و‌جوش بود،‌ بااین‌حال آنچه من حس می‌کردم، آرامش قبل از طوفان بود.

وقتی وسایل را در ماشینم جاسازی می‌کردم، به‌طور اتفاقی اطرافم را نگاه کردم و متوجه شدم که همه‌ی همسایه‌ها همزمان همین کار را می‌کنند.

همان‌طور که همسایه‌ها را درحال انتقال وسایل باارزششان از خانه به خودروهایشان تماشا می‌کردم و نمی‌دانستم که وقتی به اینجا برمی‌گردیم آیا خانه‌ای سرپا خواهد بود یا نه،

چیزی دیدم که هیچ‌وقت فراموش نخواهم کرد: همه‌ی ما وسایل یکسانی را از خانه‌هایمان بیرون می‌آوردیم!

من هیچ کنسول بازی ایکس‌باکس یا سیستم پخشی ندیدم.

هیچ تلویزیون پلاسمای ۹۰ اینچی کیفیت بالا، دستگاه تهویه، مبل‌های راحتی، سینک‌های تجملاتی دستشویی، تخت‌خواب کودک، کامپیوتر رومیزی، دستگاه مخلوط کن و چراغ خواب‌ شیکی ندیدم.

چیزی که دیدم این بود که همه‌ی مردم خودروها و مینی‌ون‌هایشان را با عکس‌های خانوادگی که از روی دیوارها، قاب عکس‌ها و هر چیز دیگری برداشته بودند، پر می‌کردند.

من از روی کنجکاوی، برای اینکه بفهمم مردم به کجا می‌روند و چه چیزهایی با خود می‌برند، خیابان‌ها را قدم زدم

و فهمیدم آنها آماده می‌شوند تا برای محافظت از آلبوم‌ها، عکس‌های عروسی و تصاویر دیواری‌شان سفر کنند.

عکاسی حرفه ای

پیش همسایه‌ام «شلی» رفتم تا ببینم کمکی از دستم برمی‌آید یا نه.

درحالی‌که به او می‌گفتم همه‌ی مردم بیش از هر چیز مشغول بسته‌بندی آلبوم‌ها و قاب‌ عکس‌هایشان هستند،

متوجه شدم چند آلبوم عکس روی سقف خودرویش گذاشته تا آنها در جعبه‌ای بسته‌بندی کند.

شلی یکی از آلبوم‌ها را برداشت، آن را با احتیاط و با ظرافت باز کرد تا به من نشان بدهد که پر است از  عکس‌های دوران مدرسه‌اش، عکس بچه‌هایش در لباس هالووین، اولین قدم‌هایی که برداشتند و روزی که با افتخار  سوار اولین دوچرخه‌شان شدند روی سقف خودرو چند جعبه‌‌ی کفش‌ پر از عکس از مناسبت‌های مختلف خانوادگی و قاب عکس چوبی آخرین عکس مادربزرگ قبل از فوتش نیز به چشم می‌خورد. او قبل از هر چیز عکس‌هایش را بسته‌بندی می‌کرد و من او را درک می‌کردم؛ من کاملا او را درک می‌کردم.

مطالب مرتبط:

آشنایی با انواع عکاسی صنعتی و کاربردهای آن

عکاسی حرفه ای

در نهایت از میان همه‌ی دارایی‌هایمان، این خاطرات‌مان است که برایشان ارزش زیادی قائلیم. عکس‌ها یادآور خاطرات ما هستند. هیچ چیز مثل عکس نمی‌تواند احساسات‌ ما را برانگیزد. خاطرات ما قطعا باارزش‌ترین دارایی ماست!

من به این مشتری‌های «شگفت‌زده» می‌گویم به یاد داشته باشند وقتی عکس‌های سفارشی عزیزان‌شان را از عکاس تحویل می‌گیرند، آن عکس‌ها گنج‌های نفیس ابدی‌ آنهاست.

من به آنها می‌گویم: «اکنون این عکس‌ها باارزش‌ترین دارایی شماست!» و آنها وقتی به این فکر فرو می‌روند که اگر در چنین وضعیتی بودند، چه می‌کردند یا دفعه دیگری که طبیعت خشم‌ خود را به ما انسان‌های فانی‌ نشان می‌دهد، چه خواهند کرد، به ارزش عکس و عکاسی حرفه ای پی می‌برند.

 

برگرفته از: petapixel.com

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 − هشت =