یک روز از زندگی مدیران پروژه‌ در شرکت های تبلیغاتی

یک روز از زندگی مدیران پروژه‌ در شرکت های تبلیغاتی

مدیر پروژه‌ بودن در شرکت های تبلیغاتی می‌تواند کار بسیار گیج‌کننده‌ای باشد، چون مدیر پروژه باید به وظایف زیادی رسیدگی کند که همگی آنها در اولویت هستند، از قرار ملاقات، پیدا کردن مشتریان جدید، توسعه‌ی محصول جدید و کنفرانس با مشتریان و کارکنان گرفته تا هر چیز دیگری که مهلت تحویل دارد.

دسته‌ای از افراد را تصور کنید که تمام این وظایف و حتی فراتر از آنها را بر عهده دارند، اما استراتژی، برنامه یا مسیر مشخصی ندارند. این وضعیت درست مانند این است که بدانید باید خودتان را به جایی برسانید، اما در مسیر گم شده باشید و حتی به نقشه‌ی گوگل هم دسترسی نداشته باشید.

تجربه‌ی مدیر پروژه در شرکت های تبلیغاتی گاهی چنین بهم‌ریختگی‌هایی را به همراه دارد. هر مدیر پروژه‌ای می‌داند که چقدر شغل پرمشغله و پرتقاضایی دارد و تیم‌هایی که با اطلاعات زیاد سروکار دارند، چه آسان ممکن است مسیرشان را گم کنند. با این حال، مدیران باصلاحیت و با اعتمادبه‌نفس پروژه در شرکت های تبلیغاتی باید همه چیز را منسجم نگه دارند و مسیر را پیدا کنند.

گرداندن دپارتمان مدیریت پروژه این فرصت را به افراد می‌دهد تا در هر گامی از این فرآیند خلاقانه‌ با علاقه مشارکت کنند و در پیشبرد آن سهیم باشند. به‌علاوه، این امکان فراهم می‌شود تا تیم به سوی ایجاد یک خلاقیت نهایی برای رسانه‌هایی مثل تلویزیون، رادیو، وبسایت‌ها و رسانه‌های بیرونی پیش برود.

به طور کلی، در شرکت های تبلیغاتی از مدیر پروژه انتظار می‌رود تا تیم خود را منسجم نگه دارد، همیشه آنها را در جریان مسئولیت‌هایشان قرار بدهد، مهلت نهایی را تعیین کند، کارها را به موقع انجام دهد، روابط معناداری را با مشتریان ایجاد کند، از رضایت آنها از محصول نهایی مطمئن شود و کل پروژه را مدیریت کند. در ادامه کریستین میلر (Kristin Miller) یک روز از زندگی خود را به عنوان مدیر پروژه‌ی یک شرکت تبلیغاتی توصیف می‌کند.

یک روز معمولی مدیر پروژه در شرکت های تبلیغاتی

صبح: قهوه و به‌روزرسانی وضعیت پروژه‌ها

روز مدیران پروژه در شرکت های تبلیغاتی با برنامه‌ریزی برای کارهای کل روزشان آغاز می‌شود.

هر روز صبح کارم با گزارش دادنِ سروقت به شرکت شروع می‌شود. قهوه برایم حکم داروی انرژی‌زا را دارد، پس روزم را با آن شروع می‌کنم و در همان حال ایمیل‌ها و فهرست انجام کارم را مرور می‌کنم.

صبح‌ها معمولا زمان ادامه دادن کاری است که روز قبل ناتمام مانده است؛ پس به ایمیل‌ها جواب می‌دهم، با تیم مشتریان صحبت می‌کنم و به طور منظم گزارش آخرین وضعیت پروژه‌ها را از آنها دریافت می‌کنم. بعد از آن، معمولا زمان برنامه‌ریزی برای اقدامات کل روز است.

وظیفه‌ی بعدی‌ من پیگیری تیم خلاقیت و بررسی میزان پیشرفت کارشان روی متون و مطالب بصری رسانه‌ی مورد نظر مثلا تلویزیون است و اینکه چطور می‌خواهند ایده‌هایشان را عملی کنند.

چون در دست داشتن کنترل همه چیز برای مدیر پروژه‌ی شرکت های تبلیغاتی بسیار مهم است، من نیز با چند تیم مرتبط (و غیرمرتبط) دیگر در ارتباط هستم. مواقعی پیش می‌آید که تیم‌ها در رابطه با یافتن مواردی که مناسب بریف خلاقیت هستند، از من درخواست کمک می‌کنند. من نیز به عنوان مدیر پروژه، با ابلاغ نیازهایشان به بخش مربوطه به آنها کمک می‌کنم.

مطلب مرتبط: اکانت منیجر های راست مغز موفق‌تر هستند یا چپ مغز؟

اواسط روز: تحقیق

شرکت های تبلیغاتی با پروژه‌های جدید و هیجان‌انگیزی سروکار دارند. من نیز در مقام مدیر پروژه، پس از دریافت پروژه به استودیو می‌روم تا با مدیر استودیو جلسه‌ای داشته باشم. ما درباره‌ی جزئیات مناسب برای طراحی‌ها و مجموعه‌ای از منابع برای آنها گفتگو می‌کنیم.

سپس روی ارائه‌ها کار می‌کنم تا تأیید تیم را برای اجرای پروژه‌ی دیگری به دست بیاورم که در سطح جهانی است و از من و تیمم انتظار می‌رود آن را انجام دهیم.

خارج از شرکت های تبلیغاتی، افراد زیادی هستند که میزان تحقیقات انجام شده از سوی مدیران پروژه برای تصمیم‌گیری‌هایشان را درک نمی‌کنند. این تحقیقات شامل کاوش داده‌های کیفی از پایگاه داده‌ی شرکت، به علاوه‌ی تحلیل داده‌ها از منابع خارجی مثل سایت‌های روزنامه و مجله می‌شود. من این کار را انجام می‌دهم و یافته‌هایم را در پاورپوینت جمع‌آوری می‌کنم.

بعد از پایان برنامه‌ریزی برای ارائه، زمان بررسی مجدد ایمیل‌ها و پیام‌های صوتی است. پس از آن وقت ناهار است. گاهی ناهارم را با همکارانم می‌خورم، ولی اغلب این تنها زمانی است که فرصت دارم تا به چند ایمیل باقی‌مانده جواب بدهم.

بعد از ناهار: زمان ارائه!

برنامه‌ریزی برای مسیر انجام یک پروژه، از وظایف مدیران پروژه در شرکت های تبلیغاتی است.

بعد از ناهار، همراه تیم به اتاق کنفرانس می‌رویم تا استراتژی‌هایی را برای پیاده‌سازی پروژه مشتری‌مان ارائه بدهم و درباره‌ی آنها با اعضای تیم بحث کنیم.

وقتی تأیید تیم را گرفتم، به سراغ ارائه‌ی دیگری برای پروژه‌ی جهانی می‌روم که دربرگیرنده‌ی تمام عناصر تجاری می‌شود. یک طرح پروژه می‌چینم، البته همیشه اینطور به آن نگاه نمی‌کنیم. این طرح به عنوان دستورالعمل ارتباطی برای تیم‌ها در سراسر مناطق مختلف عمل می‌کند و به آنها کمک می‌کند تا یک برنامه‌ی زمانی و مسیر مشخصی از اقدامات را برای سازماندهی و اجرای ایده آماده کنند. این کار مدیران پروژه در شرکت های تبلیغاتی است که مطمئن شوند هر چیزی در جای خودش قرار دارد.

اواخر روز: باز هم قهوه و کمی تفریح!

معمولا حدود ساعت ۴ بعدازظهر کمی خسته می‌شوم. پس استراحتی ۱۵ دقیقه‌ای برای خودم در نظر می‌گیرم. قهوه‌ می‌خورم و با اعضای تیم خوش‌و‌بش می‌کنم. یکی از بهترین ویژگی‌های ممکن تیم‌ها در شرکت های تبلیغاتی این است که علیرغم برنامه‌ی شلوغ و روزهای سخت، حس شوخ‌طبعی و نشاط‌شان را از دست نمی‌دهند و تیم من همینطور است. آنها می‌دانند چطور با شرایط کنار بیایند. همگی تلاش می‌کنیم تا با خنده و حفظ سرزندگی محیط کار، روزهای پرکارمان را پشت سر بگذاریم.

بعد از استراحت، با تعدادی از دانشجویان رشته‌ی تبلیغات ملاقات می‌کنم که به دنبال فرصت‌های کارآموزی در شرکت های تبلیغاتی از جمله شرکت ما هستند. درباره‌ی پروژه‌های آنها بحث می‌کنیم و راهی پیدا می‌کنیم تا آنها را در برنامه‌هایمان بگنجانیم تا این دانشجویان بتوانند به شکل عملی، کار در یک شرکت تبلیغاتی را یاد بگیرند.

حالا زمان دور سوم بررسی ایمیل‌ها و پیام‌های صوتی است. در شرکت ما، ضروری است که تیم مشتریان و مدیران پروژه قبل از پایان روز کاری به مشتریان جواب بدهند. نمی‌خواهیم آنها به دلیل بی‌پاسخ ماندن سؤالات‌شان در همان روز، ناراضی باشند.

پایان روز: به‌روزرسانی وضعیت پروژه

در پایان روز همراه اعضای تیم بررسی می‌کنیم که آیا روند امور و راهکارهای ارائه‌شده برای مشکلات مناسب بوده‌اند یا نه. می‌توانم قبل از شروع جلسه با آنها، نرم‌افزار مدیریت پروژه‌ام را بررسی کنم تا گزارش سریعی از کارشان داشته باشم. این کار فرصتی به من می‌دهد تا موانع موجود در مسیر پیش رویمان را پیش‌بینی کنم و کارهای روزهای بعد را براساس آن تنظیم کنم.

جمع‌بندی

شاید مدیر پروژه بودن در شرکت های تبلیغاتی کار آسانی نباشد، اما آنقدر جذاب است که هیچ لحظه‌ی کسل‌کننده‌ای در آن وجود ندارد. اگر جسور، صبور و خلاق باشید و در موقعیت‌های پرتنش از پا درنیایید، حتما در این شغل موفق خواهید شد. چالش‌های زیادی برای غلبه وجود دارند، اما همین چالش‌ها هستند که این شغل را بی‌اندازه باارزش می‌کنند.

برگرفته از: workzone.com

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × یک =