تعریف ۵۰ اصطلاح طراحی به زبان ساده

تعریف ۵۰ اصطلاح طراحی به زبان ساده

گاهی‌اوقات قدم گذاشتن به دنیای طراحی گرافیگ شبیه یادگیری یک زبان جدید است. کِرنینگ، ترکینگ، رنگ‌های گرم، رنگ‌های سرد، CMYK، RGB و اصطلاحات زیاد دیگری وجود دارند که حتی در بهترین شرایط هم می‌توانند گیج‌‌کننده باشند. بنابراین، فرقی نمی‌کند یک طراح تازه‌کار باشید، فقط علاقمند به دانستن این اصطلاحات باشید یا اینکه بخواهید از ایمیل‌های دریافت شده از سوی یک طراح سردربیاورید، چون در این مقاله قصد داریم پنجاه اصطلاح تخصصی طراحی را به زبان ساده تعریف کنیم.

۱- تایپوگرافی (Typography)

تعریف اصطلاح تایپوگرافی در طراحی

تنظیم هنرمندانه‌ی حروف به‌صورتی که خوانا و جذاب باشند. در تایپوگرافی برای کمک به ارائه‌ی بصری ایده‌ها، معمولا به طراحی و استفاده از سبک‌های مختلف حروف اهمیت داده‌ می‌شود.

۲- بدنه‌ی متن (Body Copy)

بخش اصلی متن در طراحی یا آنچه که منتشر کرده‌اید، بدنه‌ی متن نامیده می‌شود، برای نمونه، محتوای نوشتاری وبسایت، محتوای کتاب و حتی متن همین مقاله‌ که می‌خوانید.

۳- تایپ نمایشگر (Display Type)

تایپی که با هدف جلب توجه، طراحی شده است، برای نمونه، تایپ نام فیلم‌ها روی پوسترهای تبلیغاتی، عنوان مقاله‌ها در مجلات، عنوان روزنامه‌ها و غیره.

۴- سلسله‌مراتب (Hierarchy)

تنظیم بصری عناصرِ طرح با سلسله‌مراتبی که بر اهمیت آن عناصر دلالت داشته باشند. برای نمونه، تنظیم عنوان به صورتی که بزرگ و بولد (ضخیم) باشد تا توجه مخاطب را جلب کند.

۵- کِرنینگ (Kerning)

تعریف کرنینگ در طراحی

تنظیم فضای بین دو کاراکتر در تایپ است. هدف کرنینگ ایجاد توازن در فضای بین هر کاراکتر است، به‌گونه‌ای که بر تناسب و جذابیت آن افزوده شود.

۶- لیدینگ (Leading)

تعریف لیدینگ در طراحی

لیدینگ به فضای بین خطوط تایپ اشاره می‌کند. فضای بیش‌ازحد کم می‌تواند موجب فشردگی نوشتاری شود و محتوای متن را ناخوانا کند. فضای بیش‌ازحد زیاد هم سبب می‌شود نوشتار نامرتب به‌نظر برسد. بنابراین، باید بین این دو تعادل مناسبی را برقرار کرد.

۷- ترکینگ (Tracking)

تعریف ترکینگ در طراحی

ترکینگ به فضای میان حروف می‌گویند. در ترکینگِ یک متن، فضای میان هر یک از حروف یک کلمه را تنظیم می‌کنند تا چگالی یا جلوه‌ی کل متن را تغییر بدهند. ترکینگ را نباید با کرنینگ اشتباه بگیرید. فراموش نکنید که کرنینگ به تنظیم فضای بین کاراکترهای مجزای حروف اختصاص دارد.

۸- ارتفاع  (X-Height)

تعریف ارتفاع X در طراحی

ارتفاع متوسطِ حروف کوچک. علت نام‌گذاری این اصطلاح با حرف X این است که این ارتفاعِ متوسط معمولا با نگاه کردن به ارتفاع حرف X در هر نوع سبک تایپ فرضی مشخص می‌شود.

۹- اَسِندِر (Ascender)

تعریف اسندر و دیسندر در طراحی

اسندر یا «بالارونده» بخشی از یک حرف کوچک است که ارتفاع آن بیشتر از ارتفاع X است. برخی از این حروف عبارتند از: «b»، «d» و «f».

۱۰- دیسِندِر (Descender)

دیسندر یا «پایین‌رونده» بخشی از یک حرف کوچک است که ارتفاع آن کمتر از ارتفاع X است. نمونه‌های رایج این حروف عبارتند از: «g»، «j» و «p».

۱۲- یتیم‌ها و بیوه‌ها (Orphans & Widows)

اصطلاح یتیم و بیوه در طراحی

کلمات یا خطوط کوتاهی که به تنهایی در بالا یا پایین ستونی از حروف چاپی ظاهر می‌شوند. بهتر است همیشه قبل از اتمام کار، بدنه‌ی متن را بررسی کنید و این کلمات و خطوط کوتاهِ تنها را حذف کنید.

۱۲- طرح حروف سِریف یا تزیین‌دار (Serif Typeface)

طرح حروفی که دارای چرخش‌های کوچک تزیینی در انتهای خطوط افقی و عمودی است. طرح حروف سریف حرفه‌ای، معتبر و سنتی به نظر می‌رسد.

۱۳- طرح حروف سنزسریف یا بدون تزیین (Sans Serif Typeface)

طرح حروف سنزسریف یا بدون تزیین در طراحی

طرح حروفی که فاقد چرخش‌های کوچک تزیینی سبک سریف است. سانزسریف مدرن، شیک و واضح‌تر از نسخه‌های مشابه خود است.

(“sans” در زبان فرانسه به معنای «بدون» است)

۱۴- طرح حروف دست‌‌‌خطی (Script Typeface)

طرح حروف دست‌‌‌خطی در طراحی

طرح حروفی که دست‌خط شکسته را تقلید می‌کند. این طرح حروف زیبا، شخصی و غیررسمی به ‌نظر می‌رسد، البته این ویژگی به میزان تزیینات آن بستگی دارد.

۱۵- طرح حروف سریف درشت (Slab Serif Typeface)

طرح حروفی با سریف‌های درشت‌تر و تیره‌تر که معمولا برای عناوین به کار می‌رود و به‌ندرت در بدنه‌ی متن از آن استفاده می‌شود. سریف‌های درشت پررنگ‌‌‌تر و قوی‌تر به نظر می‌رسند.

۱۶- خوانایی (Legibility)

سنجش میزان خوانایی یک حرف نسبت به حرف بعدی آن است. خوانایی با انتخاب طرح حروف و نحوه‌ی استفاده از آن ارتباط نزدیکی دارد. به‌عبارت‌دیگر، طرح حروف سریف یا سنزسریفِ ساده‌تر معمولا برای یک بدنه‌ی متن کوتاه‌، انتخاب بهتری هستند.

۱۷- ترازبندی (Alignment)

به‌خطکردن عناصر برای رسیدن به تعادل، نظم و یک طرح منطقی‌تر را ترازبندی می‌گویند. در تایپوگرافی چهار گزینه‌ی ترازبندی داریم که عبارتند از: وسط‌چین، چپ‌چین، راست‌چین، ترازشده که هر کدام زمان و مکان کاربری خودشان را دارند.

۱۸- درج نقل‌قول برجسته (Pull Quote)

یک نقل‌قول یا گزیده‌ی کوتاهی که از متن اصلی برداشته شده و به‌عنوان یک عنصر بصری از آن استفاده می‌شود تا به برجسته کردن ایده‌های مهم و جلب توجه خواننده کمک کند. درج نقل‌قول در طراحی مجلات بسیار رایج است.

۱۹- پالت (Palette)

اصطلاح پالت در طراحی

انتخاب رنگ‌هایی که می‌خواهید برای طرح خود از آنها استفاده کنید.

۲۰- تک‌رنگ (Monochrome)

تعریف مونوکروم در طراحی

یک طرح رنگی که در آن تنها از یک رنگ استفاده می‌شود و ته‌رنگ‌های تیره‌تر و روشن‌تر همان رنگ را دربرمی‌گیرد.

۲۱- رنگ‌های هم‌جوار (Analogous Colors)

تعریف رنگ‌های هم‌جوار در طراحی

 

یک طرح رنگی که از سه رنگ هم‌جوار در دایره‌ی رنگی تشکیل می‌شود.

۲۲- رنگ‌های مکمل (Complementary Colors)

تعریف رنگهای مکمل در طراحی

یک طرح رنگی برگرفته از دو رنگ در دایره‌ی رنگی که درست مقابل یکدیگر قرار دارند.

۲۳- رنگ‌های سه‌گانه (Triadic Colors)

اصطلاح رنگهای سه گانه در طراحی

یک طرح رنگی که از سه رنگ با فاصله‌های برابر در دایره‌ی رنگی ایجاد می‌شود.

۲۴- مدل رنگ CMYK

تعریف CMYK در طراحی

CMYK مخفف چهار رنگ Cyan (آبی)، Magenta (قرمز)، Yellow (زرد) و Black (سیاه) است و در طراحی‌های چاپی از آن استفاده می‌شود. CMYK یک رنگ تفریقی است، به این معنا که با رنگ سفید شروع می‌شود و به رنگ سیاه ختم می‌شود. بنابراین، هرقدر رنگ‌های بیشتری را اضافه کنیم، نتیجه‌ی کار تیره‌تر می‌شود.

مطلب مرتبط: انواع روش‌ها و تکنیک‌های چاپ در صنعت تبلیغات

۲۵- مدل رنگ RGB

RGB مخفف سه رنگ Red (قرمز)، Green (سبز) و Blue (آبی) است که در طراحی‌های تحت‌وب از آن استفاده می‌شود. RGB یک رنگ افزایشی است، به این معنا که ترکیب رنگ‌ها با رنگ سیاه آغاز می‌شود و با افزودن رنگ‌های بیشتر به سفید ختم می‌شود.

۲۶- پانتون (Pantone)

پانتون (Pantone Matching System) یا PMS یک سیستم رنگ استاندارد برای چاپ است. هر رنگ پانتون دارای شماره است تا کار شناسایی دقیق رنگ‌ها آسان‌تر شود.

۲۷- رنگ‌های گرم (Warm Colors)

رنگ‌هایی مانند قرمز، زرد و نارنجی که یادآور حرارت و گرما هستند. این رنگ‌ها احساس صمیمت و شادی را تداعی می‌کنند. برای افزودن رنگ‌های گرم بیشتر به یک تصویر یا عکس می‌توانید ته‌رنگ نارنجی را افزایش بدهید.

۲۸- رنگ‌های سرد (Cool Colors)

رنگ‌هایی مانند آبی، سبز و بنفش که یادآور سرما هستند. این رنگ‌ها جوّ آرامش‌بخشی را بوجود می‌آورند. با بالابردن ته‌رنگ آبی می‌توانید رنگ‌های سرد تصویر یا عکس را بالا ببرید.

۲۹- تئوری رنگ (Color Theory)

تئوری رنگ به بررسی احساس و واکنش انسان‌ به رنگ‌ها می‌پردازد. رنگ‌های خاص، احساسات و واکنش‌های ناخودآگاه خاصی را در انسان بوجود می‌آورند. برای نمونه، رنگ آبی یادآور اطمینان و قابل‌اعتمادبودن است، به همین دلیل در لوگو و برندینگ بسیاری از کسب‌وکارها از رنگ آبی استفاده می‌شود.

۳۰- گرادیانت (Gradient)

اصطلاح گرادیانت شعاعی در طراحی

به تغییر تدریجی رنگ از یک ته‌رنگ به ته‌رنگ دیگر گرادیانت می‌گویند. دو نوع رایج گرادیانت عبارتند از: گرادیانت خطی و گرادیانت شعاعی. در گرادیانت خطی، هر رنگ در یک سمت فریم قرار می‌گیرد و در گرادیانت شعاعی، یک رنگ در وسط و رنگ بعدی در لبه‌های فریم قرار می‌گیرد.

۳۱- اوپاسِتی (Opacity)

تعریف اوپاستی در طراحی

Opacity در لغت به‌معنای تاری (کدری) است و در گرافیک به درجه‌ی شفافیت یک عنصر (نوشته و استایل) اوپاستی می‌گویند. هرچه اوپاستی پایین‌تر باشد، عنصر موردنظر شفاف‌تر خواهد بود.

۳۲- وضوح (Resolution)

میزان جزئیات یک تصویر را وضوح می‌گویند. به‌طورکلی، هرقدر وضوح بالاتر باشد، تصویر ظاهر بهتری خواهد داشت و جزئیات بیشتری قابل‌رؤیت خواهد بود. برعکس، اگر وضوح پایین باشد، تصاویر و گرافیک، تار و پیکسلی به‌نظر می‌رسند.

۳۳- کنتراست (Contrast)

کنتراست یا تضاد به درجه‌ی اختلاف بین دو عنصر می‌گویند. برخی از انواع رایج تضاد عبارتند از: تاریک در برابر روشن، ضخیم در برابر نازک و خشن در برابر لطیف.

۳۴- خلوص رنگ (Saturation)

خلوص رنگ میزان شدت و روشنی یک رنگ است. برای نمونه، یک رنگ که خلوص آن پایین است، رنگ‌پریده و کم‌رنگ به‌نظر می‌رسد، درحالی‌که خلوص بالای رنگ سبب روشن‌تر و رنگارنگ‌تر شدن آن می‌شود.

۳۵- عکس آرشیوی (Stock Photo)

عکس‌های حرفه‌ای که به‌صورت آنلاین در دسترس کاربران قرار دارند. معمولا به‌جای استخدام عکاس یا زمانی‌که طراح برای رفع نیاز خود امکان دسترسی به بانک عکس خودش را ندارد، از عکس‌های آرشیوی استفاده می‌شود.

۳۶- قانون یک‌سوم (Rule of Thirds)

اصطلاح قانون یک سوم در طراحی

قانون یک‌سوم قانونی است که اگر به‌واسطه‌ی آن تصویر خود را با دو خط عمودی و دو خط افقی تقسیم کنید، محل تلاقی خطوط، نقاط کانونی طرح شما خواهد شد.

۳۷- برند (Brand)

مجموعه‌ای از مفاهیم، ایده‌ها و احساسات که ارزش‌ها و ویژگی‌های شرکت شما در آن خلاصه می‌شود. برند ترکیبی از تمام جزئیات ظریف مفهومی است که ماهیت شرکت را شکل می‌دهند، جزئیاتی از قبیل محتوایی که برند تبلیغ آن را می‌کند، شیوه‌ی تکلم کارمندان، واژگانی که به کار می‌برند و ارزش‌هایی که به آنها باور دارند.

۳۸- هویت برند (Brand Identity)

تجسم برند شما به شیوه‌ای که نمایانگر ارزش‌ها، محتوا و ویژگی‌های شرکت باشد. این هویت شامل لوگو، کارت‌های کسب‌وکار، سربرگ‌ها، یونیفورم‌ها، طراحی بسته‌بندی و غیره می‌شود.

۳۹- لوگوتایپ (Logotype)

تعریف لوگوتایپ در طراحی

لوگوتایپ به کلمات یا نام کسب‌و‌کارها اشاره می‌کند که به یک شکل خاص بصری طراحی می‌شوند (برای نمونه Google، eBay و Disney).

مطلب مرتبط: طراحی لوگو از دیدگاه برندینگ چه اهمیتی دارد؟

۴۰- علامت برند (Brandmark)

تعریف برندمارک در طراحی

نوعی از طراحی لوگو که در آن، یک علامت یا نماد به‌جای نام شرکت استفاده می‌شود، برای نمونه، لوگوی شرکت Apple. علامت برند معمولا با لوگوتایپ همراه است.

۴۱- طرح اجمالی (Thumbnail Sketch)

اصطلاح طرح اجمالی در طراحی

منظور از طرح‌های اجمالی، طرح‌های ابتدایی از مفاهیم یا راه‌حل‌های بالقوه‌ی طرح هستند. از این طرح‌ها برای تجسم و پرورش ایده‌ها و مفاهیم مختلف به‌صورت دستی، قبل از ظاهر شدن در صفحه‌ی نمایش استفاده می‌شود.

۴۲- صفحه‌ی شطرنجی (Grid)

تعریف صفحه شطرنجی در طراحی

چارچوبی متشکل از ستون‌ها و ردیف‌های متقاطع است. صفحه‌ی شطرنجی به طراحان کمک می‌کند تا عناصر را به شکل سریع، تمیز و منسجمی، تراز و مرتب کنند.

۴۳- مقیاس (Scale)

مقیاس یا اِسکیل به تغییر اندازه‌ی یک شی بدون تغییر شکل و ابعاد آن اشاره می‌کند. مقیاس بزرگ سبب ایجاد گیرایی می‌شود و در مقیاس کوچک‌تر جزئیات دقیق‌تر هستند.

۴۴- بافت (Texture)

وقتی صحبت از طراحی می‌شود، منظور از بافت می‌تواند سطح قابل‌لمس و واقعی یک طرح یا قابلیت لمس بصری طرح باشد. با قرار دادن تصاویر و گرافیک‌های دارای بافت بر روی طرح خود می‌توانید ظاهر بصری لمس‌پذیری را ایجاد کنید که منعکس‌کننده‌ی بافت واقعی است.

۴۵- فضای سفید (White Space)

اصطلاح فضای سفید در طراحی

فضای سفید یا فضای منفی به بخش‌هایی از طرح اشاره می‌کند که بدون محتوا هستند. فضای سفید عنصر مهمی در طراحی است، زیرا به طرح اجازه‌ی «نفس کشیدن» می‌دهد، جلوی طراحی‌های بیش‌ازحد پیچیده را می‌گیرد و ظاهر تمیزی به طرح می‌دهد.

۴۶- حاشیه (Margin)

فضای پیرامون لبه‌ی یک صفحه را حاشیه می‌گویند. با افزایش یا کاهش اندازه‌ی حاشیه‌ی صفحه‌تان می‌توانید به‌ترتیب یک طرح آرام‌ یا تنش‌دار ایجاد کنید.

۴۷- برش قالبی (Die Cut)

تعریف برش قالبی در طراحی

برش قالبی، فرایند برش بخش‌هایی از طرح چاپ‌شده در شکل‌های مختلف با هدف ایجاد جلوه‌های منحصربه‌فرد است. برش قالبی پس از چاپ انجام می‌شود و جزو فرایندهای پایانی کار است.

۴۸- طلاکوبی (Foil Stamping)

در فرایند طلاکوبی، فویل را با حرارت و تحت فشار در بخش‌های خاصی از طرح به کار می‌برند تا ظاهر براق و فلزمانندی به آن بدهند. ازآنجا‌که در گذشته ورق طلا برای این کار استفاده می‌شده است، معادل فویل استمپ را «طلاکوب» می‌گویند.

۴۹- چاپ برجسته (Letterpressing)

اصطلاح چاپ برجسته در طراحی

چاپ برجسته، فرایند استفاده از لوح‌های فلزی برای چاپ یک طرح روی سطح کاغذ برای ایجاد فرورفتگی است.

۵۰- لورِم ایپسوم (Lorem Ipsum)

هنگام دردسترس نبودن متن واقعی از لورم ایپسوم یا طرح‌نما به‌عنوان پُرکننده‌ی صفحه استفاده می‌شود. طرح‌نما یک متن ساختگی است تا طراح به وسیله‌ی آن بتواند طرح کلی خود را به مشتری نشان بدهد.

 

فهرست مختصری از واژگان تخصصی حوزه‌ی طراحی را به زبان ساده تعریف کردیم. چه طراح باشید و چه نباشید، فراموش نکنید که تعاریف به مرور زمان تغییر می‌کنند و با شرایط گوناگون سازگار می‌شوند، بنابراین همیشه به دنبال مفاهیم و ایده‌های جدید باشید، دید باز داشته باشید و سؤال بپرسید. هرگز از پرسیدن معنای یک اصطلاح یا مفهوم دشوار خجالت نکشید. البته به جای این کار می‌توانید از موتور جستجوگر گوگل کمک بگیرید!

 

برگرفته از: www.canva.com

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه − 4 =