ادبیات تصویر هنر انتقال احساسات از طریق تصویر

تا حالا به این موضوع فکر کردید که انتقال احساسات از طریق تصویر چقدر می‌تونه وسیع باشه؟ تصویر گاهی بو داره، مزه داره، صدا داره. بعضی وقت‌ها در یک لحظه می‌تونه حس لامسه‌ی شما رو هم درگیر کنه. درسته که این انتقال احساسات بین حواس پنجگانه‌ی ما اکثر مواقع به اشتراک گذاشته میشه اما این اشتراک گذاری اگه از طریق تصویر اتفاق بیوفته می‌تونه وسعت بیشتری داشته باشه.

تو این مقاله قصد داریم نشون بدیم تصویر چه نقش و جایگاهی در انتقال احساسات داره.

 

«دیدن» چطور اتفاق می‌افته؟

سیستم بینایی انسان طوری طراحی شده که می‌تونه طیف محدودی از نور رو دریافت کنه. این طیف توسط لوب بینایی مغز تحلیل می‌شه و در نهایت باعث ایجاد مفاهیمی مثل شکل، حجم، رنگ و … می‌شه. حیوانات مختلف (بسته به ویژگی‌های اکوسیستمی که در اونزندگی می‌کنند، جایگاهی که در زنجیره ی غذایی دارند و میزان تکامل سیستم بینایی‌شون) «دید» متفاوتی نسبت به هم دارند. مثلا چشم‌های بیشتر پرندگان در دو طرف سرشون قرار داره، مارها «دید حرارتی» دارند و مورچه‌ها اصلا سیستمی برای «دیدن» ندارند.

«نور» برای دیدن لازمه

بعضی اجسام منیر هستند. به این معنی که خودِ اونها منبع تولید نور هستند. مثل خورشید و کرم شب‌تاب. این اجسام برای دیده شدن نیازی به نور ندارند. اما برای اینکه بتونیم اجسام غیرمنیر رو ببینیم، به یک منبع نور نیاز داریم. نور پس از برخورد به سطح اجسام مختلف ممکنه از اونها عبور کنه، شکسته بشه و یا اینکه بازتاب داده بشه. مفاهیمی مثل «شفافیت»، «براق بودن» و «حالت اجسام» (جامد، مایع و گاز) رو می‌تونیم از تغییرات نور در برخورد به اونها متوجه بشیم.

«تاریکی» چه تأثیری روی درک بصری می‌ذاره؟

اجداد شکارچی انسان (یا همان نئاندرتال‌ها) قدرت بینایی نسبتا خوبی در تاریکی داشتند. به همین دلیل می‌تونستند در تاریکیِ شب از خودشون محافظت کنند و یا حتی به شکار بپردازند. انسان امروزی (یا هوموساپینس‌ها) از این قدرت فوق‌العاده بی‌بهره موندند و برای دیدن همیشه نیاز به نور دارند. همانقدر که در تاریکی حس بینایی تضعیف می‌شه، سایر حواس پنجگانه تقویت می‌شند. البته در این شرایط با اینکه نمی‌تونیم چیزی رو ببینیم، تمام سعی‌مون رو می‌کنیم تا با استفاده از حواس دیگه‌ی خودمون، تصویری از جسم مجهول در ذهن‌مون بسازیم. در این موقعیت‌ها درک بصری بیشتر از جنس تخیله و در بعضی مواقع حاصل تخیل ما فاصله‌ی زیادی با واقعیت داره.

«تصویر» چطور به وجود میاد؟

کوچکترین عضو تصویر «نقطه» هست. از اتصال دو نقطه به هم «خط» تشکیل می‌شه. قسمت بزرگی از تصاویری که به صورت روزمره می‌بینیم با استفاده از «خط» به وجود میان (مثل نوشته‌های دست‌نویس). از تقاطع چند خط با هم «سطح» تشکیل می‌شه. دایره، مثلث، مربع و مستطیل مثال‌هایی آشنا از مفهوم سطح هستند. با ورود بعد سوم (ارتفاع) تصاویر «حجم» پیدا می‌کنند و به اونچه که در دنیای واقعی چشم‌هامون می‌بینند و مغزمون درک می‌کنه نزدیک‌تر می‌شند.

«درک تصویری» چیه و چطور اتفاق می‌افته؟

انسان برای شناختن محیط اطراف خودش تا حد زیادی به حس بینایی متکیه. به همین دلیل برای درک مفاهیمی مثل «سردی و گرمی»، «کندی و تیزی» و «نرمی و سفتی» به جای استفاده از حس لامسه، با توجه به شواهد بصری مثل «بخار روی لیوان چای»، «نازک بودن لبه‌ی چاقو» و «قابلیت ارتجاعی یا شکنندگی» اجسام، به یک «درک تصویری» در مورد اونها می‌رسه.

اگه از این مقاله لذت بردید، مقاله‌های بعدی از این مجموعه رو می‌تونید با برچسب #حس_اول پیدا کنید و در مورد ارتباط تصویری، هنرهای تجسمی و نقش اونها در دنیای تبلیغات بیشتر آشنا بشید. لطفا اگه این مقاله رو خوندید، نظرتون رو در قسمت کامنت‌ها با ما به اشتراک بذارید.

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × دو =