,

فراتر از گوگل آنالایتیک با ابزارهای تحلیلی دیجیتال مارکتینگ

فراتر از گوگل آنالایتیک با ابزارهای تحلیلی دیجیتال مارکتینگ

سنجش اثربخشی اقدامات دیجیتال مارکتینگ یکی از مهمترین و مشکل ترین ابعاد هر راهبرد یا استراتژی محسوب می شود.  طبق گزارش وب سایت دیجیتال مارکتینگ HubSpot، ۴۶ درصد بازاریابان اظهار داشتند “ارزیابی و سنجش بازگشت سرمایه فعالیت های دیجیتال مارکتینگ” به عنوان یکی از بزرگترین چالش هایی است که آنها در شرکت هایشان با آن مواجه هستند.  ۴۶ درصد بازاریابان اظهار داشتند “ارزیابی و سنجش بازگشت سرمایه فعالیت های دیجیتال مارکتینگ” به عنوان یکی از بزرگترین چالش هایی است که با آن مواجه هستند. گوگل آنالایتیک، پلتفرمی است مترادف با آنالیز و تحلیل و ارزیابی و سنجش دیجیتال مارکتینگ. اکثر بازاریابان از سیستم و عملکرد اصلی تاکتیک ها و اصول بازاریابی پارتیزانی (GA) فقط درکی ابتدایی دارند.  اما اگر فقط به گوگل آنالایتیک یا هر پلتفرم آنالیز و تحلیل دیگر وب سایت وابسته باشید، خود را از بسیاری از نظرات ارزشمند محروم می کنید که می توانست به اطلاع رسانی و پیشبرد استراتژی شما کمک کند.  زندگی پس از به کارگیری ابزار آنالیز گوگل [آنالایتیک] جریان پیدا می کند! برای هر بازاریاب دیجیتال که به ارتقا سطح گزارش گیری خود علاقمند است، منابعی به جز گوگل آنالایتیک لازم است. در زیر به برخی منابع دیگری که باید آنها را نیز در این زمینه در نظر بگیرید اشاره شده است:

۱- تجزیه و تحلیل بازاریابی رسانه های اجتماعی بازاریابی رسانه های اجتماعی برای هر کسب و کاری که هدف اولیه و اصلی اش این است که برندش بیشتر دیده شود و مورد توجه بیشتری قرار گیرد یا ترافیک وب سایت را هدایت و کنترل کند، کانالی قدرتمند به شمار می آید. در برخی موارد، رسانه های اجتماعی حتی می توانند به فروش تجارت الکترونیکی کمک کنند! کانال های اجتماعی این کار را برای شما تسهیل می کند تا سریعاً و به طور مستقیم روابط خود با مشتری را ایجاد و تقویت کنید، کمک می کند تا درک و معنای عمیق تری از اجتماع دست پیدا کنید و اعتماد و طرفداری و دفاع از برند تان را ترویج کنید.  شما از طریق رسانه های اجتماعی می توانید جایگاه کسب و کار خود را به عنوان یک متخصص معتبر در این صنعت تثبیت کنید و این امر تضمین خواهد کرد که برند شما اولین برندی است که به ذهن مخاطب هدف شما خطور می کند. به همین دلیل، این موضوع بسیار مهم است که به طور منظم فعالیت های دیجیتال مارکتینگ در رسانه های اجتماعی خود را ارزیابی کنید. می توانید برای ارزیابی عملکرد خود از معیار های متنوع زیر استفاده کنید:

+ اشتراک گذاری ها: این مورد که احتمالاً قابل ملاحظه ترین معیار اثربخشی به شمار می آید، شامل به اشتراک گذاری مطالب در فیسبوک و لینکدین، ریتوئیت های توئیتر، رپین های پینترست یا هر اشتراک دیگر در یک کانال خاص می باشد. اشتراک گذاری ها امکان دسترسی به نظراتی در زمینه دسترسی به محتوایتان و موضوعات ویژه ای که مخاطب هدف شما با آن سر و کار دارد را در اختیار شما قرار می دهد.

+ نظرات (کامنت ها): این معیار که نسخه گسترش یافته و تداوم “اشتراک گذاری ها” محسوب می شود، محدوده و حوزه ای را نشان می دهد که مخاطب شما با آن سر و کار دارد.  اگر یک کاربر برای نظر دادن وقت بگذارد، این نشان می دهد که او تمایل دارد با شما تعامل برقرار کند.

+ رشد تعداد فالوئر ها: همیشه باید فالوئر های جدید رسانه های اجتماعی خود را به طور ماهیانه رصد و کنترل کنید. اگر یک کاربر رسانه های اجتماعی آگاهانه تلاش کند تا برند شما را پیگیری کند یا با آن ارتباط برقرار کند، این بدان معنا است که آنها برای برند شما وقت گذاشته اند و در نتیجه فرآیند تبدیل آنها به مشتری راحت تر خواهد بود.  میزان تبدیل کاربر به مشتری: استفاده از سنجش و پیگیری میزان تبدیل کاربر به مشتری در حساب های کاربری فیسبوک و توئیترتان سطح گزارش گیری رسانه های اجتماعی شما را یک مرحله بالاتر خواهد برد. با مشاهده اینکه کاربران پس از دیدن محتوای شما چه اقدام پیگیرانه ای را اتخاذ می کنند، می توانید میزان جلب مشتری از طریق پست های رسانه های اجتماعی خود را ارزیابی کنید. با استفاده از پلتفرم تجزیه و تحلیل در مورد هر یک از کانال های اجتماعی خود – فیسبوک، توئیتر، یا لینکدین می توانید تمام این اطلاعات را گردآوری کنید. اما دسترسی به اطلاعات و تنظیم آنها در این اپلیکیشن های شخصی می تواند فرآیند دشوار و طاقت فرسایی باشد خصوصاً اگر قصد داشته باشید به طور ماهیانه گزارش گیری کنید. در ادامه فهرستی از ابزاری که می توانید با استفاده از آنها کمی از سختی این فرآیند را کاهش دهید، آورده شده است:

Followerwonk: این ابزار توئیتر، نظرات مفصلی نسبت به فالوئر ها و فعالیت های آنها در اختیار شما قرار می دهد. می توانید حساب کاربری خود و رقبایتان را تجزیه و تحلیل کنید؛ نظرات تفکیک شده فالوئر های خود را مشاهده کنید و از میزان تعاملی بودن و کارآمد بودن آنها آگاه شوید.

SproutSocial: این ابزار این امکان را برای شما فراهم می کند تا با تجزیه و تحلیل و گردآوری اطلاعات توئیتر، فیسبوک، اینستاگرام و گوگل پلاس، گزارش گیری خود را از رسانه های اجتماعی ساده تر کنید. با اندازه گیری تعداد کلیک ها، دسترسی کاربران و اثربخشی محتوا بر کاربران، می توانید محبوب ترین پست های خود را شناسایی کنید.

Quintly: با این ابزار می توانید فیسبوک، توئیتر، اینستاگرام، پینترست، لینکدین، یوتیوب و گوگل پلاس را ردیابی کنید. برای ردیابی شاخص های کلیدی عملکرد (KPIs) و رشد تعداد فالوئر های خود، داشبورد های سفارشی ایجاد کنید و به واسطه آن متوجه شوید میزان اثربخشی محتوای شما بر مخاطبین هدف تان چقدر است.

Cyfe: این داشبورد فوق العاده می تواند از تمام کانال های اجتماعی عمده آمار بگیرد و برای شما این امکان را فراهم کند تا به راحتی حساب های کاربری خودتان یا رقبایتان را مرور کنید و گزارش هایی شخصی از آنها تهیه کنید.

۲-تحلیل ایمیل مارکتینگ (بازاریابی ایمیلی) ایمیل مارکتینگ هر چند که به عنوان یکی از کانال های قدیمی تر دیجیتال مارکتینگ در نظر گرفته می شود، همچنان یکی از تاثیر گذارترین آنها نیز محسوب می شود. یک ایمیلی که به دقت طراحی شده و به طور استراتژیک توزیع شده و سپس به یک مشترکی ارسال می شود که احتمالاً برای برند شما تا حدودی وقت گذاشته، می تواند به شما کمک کند تا کاربران خود را به لید های سطح بالا (مشتریان راغب) تبدیل کنید، و درآمد بیشتری به دست آورید. در حقیقت، ۶۶ درصد کاربران اینترنت بر خلاف ۲۰ درصد دیگری که به واسطه رسانه های اجتماعی خرید خود را انجام می دهند، در پی و تحت تاثیر ایمیل مارکتینگ، یک مورد خرید آنلاین انجام می دهند.  ۶۶ درصد کاربران اینترنت بر خلاف ۲۰ درصد دیگری که کاربران رسانه های اجتماعی هستند، خرید خود را در پی و تحت تاثیر ایمیل مارکتینگ انجام می دهند. ارتباطات طراحی شده و هدفمند می تواند تاثیر قدرتمندی بر هر کمپین دیجیتالی داشته باشد و فهرستی از معیار های کلیدی در زیر آورده شده است که می توانید با استفاده از آنها میزان موفقیت شان را اندازه گیری کنید:

  • تعداد افرادی که ایمیل شما را باز می کنند: شمارش تعداد دفعات بارگیری آن توسط کاربران. می توانید “عنوان یا موضوع” ایمیل خود را با انجام آزمون آ/ب (A/B Test) امتحان کنید تا علاقه مشترکین خود را تحریک و ارزیابی کنید و این امکان را فراهم کنید تا تعداد افراد بیشتری ایمیل شما را باز کنند.
  • تعداد کلیک ها: چه تعداد از افرادی که ایمیل شما را باز می کنند روی لینک هایی که در آن وجود دارد کلیک می کنند و کدام یک از این لینک ها بیشتر توجه آنها را جلب می کند؟ به عنوان مثال، اگر ایمیل شما شامل لینک هایی از تعدادی از صفحات محصول تان باشد، این امر نظر منحصر به فردی درباره محبوبترین محصولات شما از نظر کاربران را در اختیارتان قرار می دهد.
  • تعداد ثبت نام ها: تعداد کاربرانی که آگاهانه انتخاب می کنند تا ایمیل های دیجیتال مارکتینگ شما را دریافت کنند می تواند به عنوان لید های (مشتریان راغب) محصولات شما در نظر گرفته شود.
  • تعداد لغو اشتراک: هدف این است که تعداد لغو اشتراک ها در حداقل میزان ممکن نگه داشته شود. با این وجود، تعداد لغو اشتراک ها به شما اطلاع رسانی می کند که چه چیزی کارآمد است و چه چیزی کارایی ندارد.

مطلب مرتبط: مؤثرترین انواع ایمیل‌ها برای برندهای تجارت الکترونیک

می توانید این اطلاعات را از سرویس ارائه دهنده ایمیل (Email Service Provider) انتخابی خود و تعدادی از ابزار های دیگر از جمله موارد زیر گردآوری کنید:

سایت لیتموس (Litmus): تحلیل پیشرفته ای را در اختیار شما قرار می دهد از جمله اطلاعاتی در زمینه افرادی که ایمیل شما را خوانده اند، آن را به طور سطحی خوانده اند، یا آن را پاک کرده اند؛ ایمیل های شما چند بار فوروارد یا پرینت گرفته شده اند؛ و معمولاً برای باز کردن ایمیل از کدام نرم افزار کلاینت ایمیل استفاده شده است.

Email on Acid: این ابزار آنالیز و تحلیل شامل نقشه حرارتی (Heat Map) و عملکرد پیگیری و ردیابی کلیک بر روی ایمیل است که الگوی فعالیت های خواننده را شناسایی می کند و به شما کمک می کند تا از نظر استراتژیکی فراخوان های خود را بهتر جاگذاری کنید.

تحلیل ایمیل های با قفل G: این ابزار در میان سایر ویژگی های استانداردش به شما کمک می کند از دامین های رهگیری و ردیابی سفارش استفاده کنید تا مشترکین خود را با لینک های طولانی ردیابی و رهگیری که ممکن است در دریافت کنندگان ایمیل های شما حس بازدارندگی ایجاد کند، اشتباه نگیرید.

معیار های جستجوی پولی دیجیتال مارکتینگ جستجوی پولی کلمه ای ضروری بر هر نوع فعالیت ارگانیکی است که استراتژی دیجیتال شما را در بر می گیرد خصوصاً اگر هدف کلی شما به حداکثر رساندن میزان تبدیل کاربر به مشتری باشد. کمپین بهینه سازی تبلیغات پرداخت به ازای کلیک (Pay per Click) می تواند امکان بازگشت سرمایه کارآمدی را فراهم کند چون آپشن های پیشرفته هدف گذاری و مدیریت قیمت های پیشنهادی فروش به این معنا است که بتوانید هر کوچکترین مبلغی که صرف می شود را تحت کنترل بگیرید و برای آن توضیحی داشته باشید.   زمانی که جستجوی پولی به طور موثر و کارآمد اجرا شود می تواند به طرز باور نکردنی برای سازمان های بزرگ و کسب و کارهای کوچکی که به تازگی راه اندازی شده اند نتایج مثبت به همراه داشته باشد. کوئنچ (Quench) کسب و کاری است که با تاثیر زیست محیطی آبسردکن های قدیمی پنج گالنی مبارزه می کند اما یک جایگزین دوستدار طبیعت و بدون بطری را نیز ارائه می دهد. زمانی که این شرکت در سال ۲۰۰۹ طی یک دوره دو ساله روش دیجیتال مارکتینگ پرداخت به ازای هر کلیک (PPC) را اتخاذ کرد، دستیابی به نتایج زیر را تجربه کرد:

  • ۱۰۰ درصد رشد درآمد
  • ۷۵ درصد افزایش میزان حقوق پایه کارکنان
  • افزایش عملیات از ۱۵ بازار محلی تا ۳۵ بازار از ۵۰ بازار برتر آمریکا
  • ۳/۲ کل فروش شرکت کوئنچ در حال حاضر به صورت آنلاین صورت می گیرد

موتور جستجوی تبلیغات اینترنتی از طریق پلتفرم های تبلیغاتی همچون گوگل ادوردز (Google AdWords) یا یاهو انجام می شود! شبکه موتور جستجوی بینگ (Bing) نسبت به کانال های ارگانیک، بیشتر از ۵۰ درصد احتمال دارد که بازدیدکنندگان را به خرید ترغیب کنند. برای ردیابی میزان موفقیت خود، از پایگاه تبلیغاتی خودتان استفاده کنید تا بتوانید معیار های زیر را رصد و کنترل کنید:

تعداد کلیک ها: این عدد، تعداد افرادی را نشان می دهد که تبلیغات شما را دیده اند و روی آن کلیک کرده اند. مقدار این عدد این ایده را در اختیار شما قرار می دهد که تبلیغات شما چقدر متقاعد کننده هستند.  با آزمودن عناصری نظیر نگارش محتوا، کلید واژه ها، تصاویر و محل قرار گرفتن آنها در سایت می توانید تعداد کلیک بر روی تبلیغات خود را افزایش دهید و به تلفیقی از این عناصر برسید که بهترین کارایی را برای شما داشته باشد.

میزان تبدیل کاربر به مشتری: آیا صفحات مقصد (landing Pages) شما عملاً کارایی دارند؟ اندازه گیری میزان تبدیل کاربر به مشتری به شما کمک خواهد کرد تا بتوانید نیاز خود به بهینه سازی بیشتر صفحاتی را مشخص کنید که مخاطبین هدف خود را به بازدید از آنها سوق می دهید. حجم بالای تعداد کلیک و حجم پایین تبدیل کاربر به مشتری حاکی از آن است که یک جای کار اشکال دارد.

هزینه در ازای هر کلیک: مبلغی است که شما برای هر بار کلیک کردن کاربر بر روی تبلیغات تان پرداخت می کنید. هزینه به ازای هر کلیک (CPC) با حداکثر قیمت پیشنهادی که برای محصول خود تعیین می کنید مشخص می شود و معمولاً هزینه کمتری برای شما محاسبه خواهد شد.

هزینه کسب هر مشتری (بازگشت هزینه تبلیغات): هر کمپین پرداخت به ازای هر کلیک که آن را مدیریت می کنید باید یک هدف بازگشت هزینه تبلیغات (ROAS) داشته باشد که بر اساس آن بتوانید عملکرد خود را ارزیابی کنید. در حالیکه میزان تبدیل کاربر به مشتری بخش جدایی ناپذیر موفقیت کمپین شما محسوب می شود، باید بدانید که کار تبدیل کاربر به مشتری مقرون به صرفه نیز هست.